جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3588- تاریخ : 1394/12/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 ادبيات طنز ايران از گذشته تا امروز 

محمد حسين بهراميان

سارا شعر:‌ادبيات طنز ايران از اشعار و نوشته هاي سوزني سمرقندي و عبيد زاکاني بزرگترين طنزپرداز قرن هشتم حال و هوايي ديگرگونه تر مي يابد و در ادبيات کهن به شکل آشکار تري رخ مي نمايد. در همان زمان که عبيد زاکاني موش و گربه و رساله تعريفات و ديگر آثار خود را خلقي مي کند در گوشه اي ديگر از ايران زمين شاعر بلند پايه اي چون حافظ صد البته با زباني محافظه کارانه تر طنزي تلخ را در غزليات خود مي افريند و در اين ميان پرده از رياکاري سالوسيان و ظاهرفريبان عصر خود بر مي دارد. محافظه کارانه از اين جهت که کلام را به هجو و هزل نمي آلايد و با منطق جسورانه هاي خويش و به مدد ايهام پردازي و کنايه و ديگر فنون کارآمد به بيان انديشه هاي اجتماعي خود مي پردازد. وي از صنعت تهکم به نحوي سود مي جويد که همه چيزي مي تواند خلاف خود را ثابت کند چرا که اين ويژگي ذهن و زبان حافظ است که کسب جمعيت از هرچه پريشاني و پريشان حالي مي کند.

سعدي پيش از او طنز را با گلستان و بوستان خود در آميخته است تا نا بساماني هاي اخلاقي و اجتماعي را در شکلي برجسته و تاثيرگذار تر به نمايش بگذارد. بي شک هيچکس در طنز پردازي و قدرتي که در خلق معاني مطايبه آميز از خود بروز مي دهد به حد و حدود سعدي نمي رسد البته اگر عبيدزاکاني را از جمع چند هزار شاعر صاحب ديوان گذشته استثناء کنيم هرچند بسياري حتي سعدي را از اين جهت نيز بر عبيد رجحان مي دهند.به جز افرادي که بر شمردم کمتر شاعر و نويسندگي ديگري به جهت استيلا بر هنر طنز معروف مانده است اما بي انصافي است اگر نبوغ انوري ابيوردي را در اين زمينه ناديده بگيريم. بسياري از نکته سنجي هاي انوري در طي تاريخ محفوظ مانده و خود را به زمان حال رسانده اند. تمام بزرگاني که نامشان فهرست وار در اين رقيمه آمد شاخص ترين افراد ادبيات طنز گذشته به شمار مي روند. با اين حال نکته مسلم اين است که غالب شاعران گه گاه به فراخور حال و محل گاه به اين حوزه نزديک شده اند اما از اين جهت که طنز نمود کمتري در ميان معاني شاعرانه آنها دارد کمتر از اين ديدگاه مورد نظر بوده اند. حتي اگر قصد استيفاء آثار باشد حتي درميان جدي ترين شاعران مثل خاقاني و خيام و ناصرخسرو و .... نيز مي توان نمونه هايي از طنز را جستجو کرد.

جامي خاتم الشعراي دوره عراقي وقتي مي خواهد اثري به رنگ و بوي گلستان خلق کند ناتواني خود را به منصه ظهور مي رساند و اثري خلق مي کند که هيچ مناسبتي با گلستان جاويدان سعدي ندارد. حداقل از جهت طنز به حکايت هاي ساده و بي مزه اکتفا مي کند هر چند از آن ميان گه گاه مي تواند مطايباتي تامل برانگيز تر را يافت. اشتباه فاحش جامي در تقليد ضعيف از اثري قوي مثل گلستان يک بار ديگر در دوره قاجار تکرار مي شود و اثري را خلق مي کند که حتي از بهارستان جامي فرودينه تر به نظر مي رسد.

در دوره سبک هندي با گونه ديگري از طنز آشنا مي شويم که حاصل اغراق و تخيل و نکته سنجي ها و باريک خيالي هاي شاعران اين دوره است. طنز گويي تنها در مفردات و برخي از ابيات برگزيده نمود مي يابد که نه حاصل دردي عميق که حاصل بازي زبان و تخيل است و بدين لحاظ تاثيرات اين گونه از طنز ناچيز تر از آن است که بتوان در باب آن قلم فرسايي کرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي