جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3532- تاریخ : 1394/10/19 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)

 يادداشت 

از گله و شكايت دست برداريد!

مشكلات،همانندكودكان بامراقبت و نگهداري بزرگ ترمي شوند.

ليدي هولاند

چه احساسي به شما دست مي دهد زماني كه شخصي تمام مشكلات و شكايت هايش را بر سرتان خالي مي كند؟خيلي نشاط آور و نيروزا نيست،نه؟حقيقت اين است كه كسي دوست ندارد در كنار آدمي غرغرو باشد به جزءشايد غر غروهاي ديگر.

البته همه ما در مواقعي شكوه و شكايت مي كنيم.ولي سوال مهم اين است كه شما در روز چقدر شكايت مي كنيد؟اگر دوست داريد بدانيد كه زياد شكايت مي كنيد يا نه،به سادگي كافي است از دوستان،اقوام يا همكاران خود بپرسيد.آن ها به شما خواهند گفت.منظور من از گله و شكايت،مواقعي نيست كه شما مشكلاتتان را به قصد يافتن راه حل مطرح مي كنيد.اين كاري سازنده و قابل ستايش است.همچنين منظور من مواقعي نيست كه شما تجارب زندگي تان را ،كه شامل ناكامي ها هم مي شود،با دوستان يا اقوام در ميان مي گذاريد تا به آنها آخرين پيشرفت هاي زندگي تان را بگوييد به علاوه بخشي از انسانيت،در ميان گذاشتن تجاربمان و حمايت از يكديگر است.

هيچ كس نمي خواهد درباره دردها و رنج هاي شما مطلبي بشنود.

شايد چندين مثال از انواع شكوه و شكايت هاي بي ثمري كه مردم در زندگي دارند،شما را بيشتر در اين زمينه به فكر بيندازد.يكي از رايج ترين شكوه ها،موضوع بيماري است.مواردي كه در اين گروه به كار برده مي شود عبارت اند از:كمردرد دارد من را مي كشد يا من سردرد سينوسي وحشتناكي دارم.بدتر از آن اين است كه برخي افراد در توصيف جزئيات وحشتناك بيماري شان خيلي واضح و روشن عمل مي كنند.به عنوان مثال:اين ماده سبزرنگ از ....من بيرون مي آيد و حالا سوال اين است كه آيا وقتي همكارتان به شما چيزي را بگويد كه حال آدم را به هم مي زند روزتان را تحت تاثير قرار نمي دهد؟

بايد قبول كنيم كه همين طور است.اگر شما معده درد داشته باشيد،من چه كاري مي توانم براي تان انجام بدهم؟من كه پزشك نيستم اگر شما مشكلي پزشكي داريد،به سراغ پزشك برويد از همه مهم تر اينكه چرا اين را به من مي گوييد؟

دلسوزي به حال خود اميدي است كه روزنه هاي خوشبختي را از بين مي برد.ارل نايتينگل

شايد شما احتياج به همدردي داريد،اما تنها كاري كه انجام مي دهيد خراب كردن روحيه من و تقويت درد در خودتان است.صحبت از رنج و ناراحتي فقط آن را افزايش مي دهد و اطرافيانتان را ترغيب مي كند تا به دنبال راه فرار بگردند. زماني كه موضوع گله و شكايت از بيماري مطرح است،اغلب اصل گسترش نيز مطرح مي شود.اين اصل بدين شكل كارمي كند.به عنوان مثال شما به دوستتان از درد و رنجي مي گوييد كه در طول سرماخوردگي متحمل شديد.دوستتان حرف شما را قطع مي كند و مي گويد:خيال مي كني تو سرماخوردگي بدي داشتي.وقتي من سرماخورده بودم،چهل درجه تب داشتم و خيلي سريع من را به بيمارستان بردند.چيزي نمانده بود بميرم.كساني كه شكوه و شكايت مي كنند عاشق اين بازي هستند؛درد آن ها هميشه بدتر از درد شماست.

برگرفته از كتاب نگرش همه چيز است

تهيه و تنظيم:مهسا خدامراد


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون