جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3496- تاریخ : 1394/09/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

 قديمي، طنزي از نوع قند پهلو
 مردم شعر طنز را بيشتر دوست دارند 

 
مهر: صابر قديمي، شاعري که با برنامه «قند پهلو» معروف شد و مردم او را به شاعر طناز رسانه ملي مي‌شناسند، شعر کلاسيک هم زياد مي‌گويد و علاقه‌اش به اين حوزه اگر بيشتر از شعر طنز نباشد، کمتر نيست. «هميشه اين چالش وجود دارد که طنز را بيشتر جدي بگيرم يا ترانه را؛ اما واقعا اين دو را نمي‌توان از هم جدا کرد. جاهايي لازم است شما به زبان طنز صحبت کنيد. جاهايي هم خيلي از مباحث را نمي‌توانيد به زبان طنز بگوييد و نياز است که شعر سپيد يا کلاسيک بگوييد. هر مبحثي خاستگاه خاص خودش را دارد و بر اساس آن که چگونه آن مبحث بايد مطرح شود، شعر سروده مي‌شود. اما فکر مي‌کنم اين روزها براي مخاطب طنز جذابيت بيشتري دارد.»

اين استقبال مردم هر چه مي‌گذرد، او را سختگيرتر مي‌کند. «من عادت دارم وقتي کاري را مي‌نويسم مدتي که از آن مي‌گذرد ديگر آن را دوست ندارم و راضيم نمي کند. براي همين هر چه مي‌گذرد، کار براي من سخت تر مي‌شود. و براي همين هر چه مي‌گذرد، کم‌کارتر مي‌شوم. شايد براي يک غزل شش ماه وقت بگذارم تا آن چيزي که من مي‌خواهم بشود. يا حتي چاپ چهارم کتابم را تا همين اواخر جلوي آن را گرفته بودم و وقتي ناشر مي‌گفت چاپ چهارم را هم منتشر کنيم، مي‌گفتم حيف است درختان را به خاطر اين کتاب قطع کنند و مردم پول اين کتاب را بدهند!»

حافظ و سعدي هم طنزپرداز بودند

آقاي شاعر معتقد است اشعار حافظ و سعدي هم پر از طنز است؛ طنزي که شايد خيلي خنده‌آور نباشد و بيشتر آدم را به فکر فرو ببرد؛ اما اولين شاعري که طنز را به طور مستقيم وارد آثار خود مي‌کند را «عبيد زاکاني» مي‌داند. «اولين نمونه هاي طنز منسجم در نمونه کارهاي عبيد ديده مي‌شود. البته هجو و هزل هم دارد.

با اين حال به شدت عبيد را دوست دارم. در معاصرين هم قطعا شاعر برجسته اين حوزه که کمتر هم به او پرداخته مي‌شود، ايرج ميرزاست که او به سعدي ثاني معروف است. تعبير جالبي را استاد ابوالفضل زوريي دارد از ايرج ميرزا. مي‌گويد که ايرج ميرزا در جامعه اي که در برخي مسائل در لجن بودند، يک نفر سرش را از بين لجن ها بلند مي‌کند و وضعيت آن روز جامعه را به مردم نشان مي‌دهد. بعد همه به او حمله مي‌کنند که زبان تو چرا اينگونه است؟ اين مشکلي بوده که جامعه درگير آن بوده و مي‌طلبيده که يک هنرمند بيايد و خودش را در برابر اين مسائل سپر کند. از شاعران معاصرتر هم استاد نصرآباد، ناصر فيض، رحيم رسولي و سعيد بيابانکي از طنازان مورد علاقه من هستند.»

خواننده طنز هم هستم!

صابر قديمي چند وقتي است که شروع به خوانندگي کرده و ويدوئو کليپ‌هاي خوانندگي اشعار او خيلي سريع در فضاي مجازي دست‌به‌دست مي‌شود.

از ماجراي اين خوانندگي که مي‌پرسم، مي‌گويد: «من اصلا اول از نوازندگي و گيتار زدن شروع کردم و از آن وارد ادبيات شدم؛ اما هيچ موقع خوانندگي را جدي نگرفتم.

تا همين سال پيش که در قندپهلو يک ويژه برنامه براي شب عيد داشتيم . در اين ويژه‌برنامه دو تا کليپ از کارهاي من ضبط و پخش کردند که اتفاقا با بازخورد‌هاي خوبي مواجه و به سرعت فراگير شد. در يکي از کارهايم، شعرم درباره معضلات کالاي چيني را خواندم و در ديگري هم آهنگ خونه مادربزرگه را بازخواني کردم.» با اين حال هيچ وقت قصد ندارد خوانندگي را جدي دنبال کند؛ چون معتقد است در حيطه ترانه و شعر کلاسيک، آنقدر خواننده خوب و حرفه‌اي وجود دارد که ديگر نيازي به او نيست.

براي طنزها از اخبار استفاده مي‌کنيم

به بهانه نمايشگاه مطبوعات، از دنياي خبر هم از او مي‌پرسيم. از اينکه ميانه‌اش با اخبار چگونه است. «خب من خودم چهار سال است که فعاليت مطبوعاتي دارم و قطعا بايد از اخبار مطلع باشم. به تعبير مايکوفسکي شاعران و نويسندگان از جامعه سفارش مي‌گيرند و ما هم از اخبار تغذيه مي‌کنيم. خيلي جالب است که امروز هم يک خبر بانمک شنيدم که شايد بتواند سوژه يکي از شعرهايم شود. خبرنگار با يک مسئولي مصاحبه کرد و خبر اين بود: نيروي انتظامي با افرادي که در خيابان‌‌ها دوردور مي‌کنند، مقابله خواهد کرد و اين افراد جريمه خواهند شد. خود آن مسئول هم شروع کرد به توضيح دادن: «بله ما ديگر از اين به بعد نمي‌گذاريم دوردور کنند.» بعد اين اصطلاحات نمي‌دانم از کجا وارد فرهنگ ما مي‌شود و آن فرد مسئول به کار مي‌برد؟ يا معني آن را نمي‌دانند يا قبح اين واژه‌ها ريخته است. متاسفانه از اين سوتي ها هم هرازچندگاهي در رسانه‌هاي ديداري و شنيداري اتفاق مي‌افتد. جشنواره هم امسال مثل روال قبل بود و استقبال نسبتا بد نبود.»


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون