جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3480- تاریخ : 1394/08/12 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 حكايت 

سختي روزگار

مردي از دست روزگار سخت مي‌ناليد.

پيش استادي رفت و براي رفع غم و رنج خود راهي خواست. استاد ليوان آب نمکي را به خورد او داد و از مزه‌اش پرسيد؟

آن مرد آب را به بيرون از دهان ريخت و گفت: خيلي شور و غيرقابل تحمل است.

استاد وي را کنار دريا برده و به وي گفت: همان مقدار آب بنوشد و بعد از مزه‌اش پرسيد؟

مرد گفت: خوب است و مي‌توان تحمل کرد.

استاد گفت شوري آب همان سختي‌هاي زندگي است.

شوري اين دو آب يکي ولي ظرفشان متفاوت بود.

سختي و رنج دنيا هميشه ثابت است و اين ظرفيت ماست که مزه آن را تعيين مي‌کند پس وقتي در رنج هستي بهترين کار بالا بردن ظرفيت و درک خود از مسائل است.

منبع:بيتوته


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون