جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3355- تاریخ : 1394/03/10 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

 روايت خسرو و شيرين نظامي 

مهدي طوسي

داستان خسرو و شيرين را حکيم نظامي گنجوي در قرن ششم سروده است و انگيزه سرايش ، احتمالاً کنيزي به نام آفاق است که شاه به او هديه داده و بعداً آن را پس گرفت و به روايتي مرگ آفاق ، عامل پيدايش داستان شده است .

خسروپرويز شاهزاده ساساني ، نديمي به نام شاپور داشت که وي را با سرزمين ارمن و شاهزاده مسيحي به نام شيرين آشنا کرد. شاپور سخنور و نقاشي هنرمند بود و با توصيفات جذاب خود، خسرو را نديده شيفته شيرين ساخت طوري که خسرو، شاپور را براي خواستگاري از شيرين به ارمن فرستاد . شاپور در ارمنستان ابتدا نقاشي هاي خسرو را در سر راه شيرين گذاشت تا توجه او را به خسرو جلب کند و هنگامي که شيرين را علاقمند به صاحب عکس ديد از خوبيها و زيبايي خسرو چنان تعريف کرد که شيرين بدون خبر دادن به خانواده اش، مشتاقانه سوار بر اسب شد و به سوي مداين شتافت. از سوي ديگر خسرو که در جنگ با بهرام چوبينه شکست خورده بود به ارمن پناه برد ولي جاي خالي شيرين را ديد.

شيرين هم در مداين خود را تنها يافت و از درباريان خواست تا جايگاهي برايش تهيه کنند آنها هم از حسادت در منطقه اي گرم و خشک و بد آب و هوا قصري برايش ساختند و شيرين يک ماه در آتش فراق مي سوخت تا اينکه شاپور مجدداً واسطه شد و شيرين را به ارمن نزد خسرو آورد. آنها مدت کوتاهي در کمال شادماني و شادخواري در کنار هم بودند اما شيرين از خسرو تقاضا کرد که تاج وتخت از دست رفته را از بهرام چوبينه بازپس گيرد تا ازدواج آنها ممکن شود.

خسرو در کمال ناراحتي از شيرين جدا شد تا مقام از دست رفته ي خود را بازيابد و با کمک قيصر روم در جنگ با دشمنان به پيروزي رسيد اما ناچار شد با دختر قيصر يعني « مريم » ازدواج کند.

شيرين که پس از مرگ مهين بانو پادشاه ارمن ، جانشين او گشته بود نتوانست دوري خسرو راتحمل کند از اين رو حکومت را به يکي از کنيزانش سپرد و به مداين شتافت و وقتي از ازدواج خسرو آگاه شد از بي وفايي و هوسراني وي سخت متأثر شد شاپور سعي داشت مخفيانه شيرين را به کاخ بياورد و بين خسرو و شيرين ارتباط برقرار کند امام مريم به هيچ وجه حاضر نبود که شيرين به دربار بيايد.

شيرين نيز در غم عشق مي گداخت اما حاضر نبود که قدر و منزلت خويش را هم تباه کند تا اينکه مريم از دنيا رفت و ديگر مانعي براي ازدواج با خسرو وجود نداشت اما مقاومت و موقعيت خسرو را دچار غرور شاهانه کرده بود وي انتظار داشت شيرين خود را تسليم شاه کند از اين رو براي برانگيختن حسادت شيرين با زني اصفهاني به نام شکر که چندان هم خوشنام نبود ارتباط برقرار کرد البته شکر هم رندانه خسرو را فريب مي داد و به جاي خود ، کنيزانش را به عالم مستي خسرو مي فرستاد شيرين از اين ماجرا دل شکسته شد و دريافت که اولين اشتباهش عدم رعايت آيين خواستگاري بوده است او مي توانست در پناه حمايت هاي مهين بانو که اينک از بين رفته بود زندگي خوبي را آغاز کند و چون اولين بار خود به دنبال خسرو آمده حالا ناچار است تحقيرها و بي حرمتي هاي او را تحمل کند با اين حال نمي توانست عشق عميق خود را فراموش کند.

شيرين هم در قلب خسرو جايگاهي ديگر داشت با وجود کنيزان فراوان، خسرو نمي توانست پيوند روحي خود را با شيرين ناديده بگيرد اين بود که بالاخره تصميم گرفت به قصر شيرين بيايد و ملتمسانه از او تقاضاي ورود به کاخ داشته باشد. اما شيرين او را به کاخ راه نداد. شيرين ، بهاي سنگيني در وفاداري نسبت به خسرو پرداخته بود. حکومت ارمن را به کنيزش واگذاشته بود و سال ها تنهايي را تحمل کرده بود. بنابراين نمي خواست با ازدواج به موقعيتي کمتر از گذشته دست يابد. به همين دليل هميشه نسبت به خسرو نرمش نشان مي داد و حتي وقتي او را از قصرخود راند پنهاني از شاپور خواست که انگيزه واقعي شاه را در وصلت با خود بداند. بنابراين در مجلس بزم خسرو حاضر شد و از نکيسا خواست تا حرف هاي دلش را با خواندن شعري به گوش خسروپرويز برساند و پادشاه هم جوابهاي خود را به باربد مي گفت تا با اشعاري براي شيرين بخواند.

در اين جا بود که دو دلباخته قديمي به هم رسيدند و تصميم ازدواج قطعي شد. شيرين ، ملکه دربار ساساني شد و هميشه در تمام مشکلات با مهرورزي و وفاداري شاه را حمايت مي کرد. دست روزگار به تدريج ايام جواني را از خسرو و شيرين گرفت و ابرغم و حادثه را بر فراز زندگي شان گسترد . شيرويه فرزند خسرو که در آرزوي حکومت و وصال نامادريش ، پدر را به قتل رساند و شيرين که از بي مايگي فرزند و کشته شدن خسرو ناراحت بود پس از تشييع جنازه با شکوه در دخمه خسرو، خودکشي کرد و روح آن دو معشوق جاودانه در جهاني ديگر به هم پيوست.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون