جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3343- تاریخ : 1394/02/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

 در شب شعر "وطن پارسي" عنوان شد
 نه تنها شاعردزدي که تاريخ‌دزدي رواج پيدا کرده است 

 شب شعر "وطن پارسي" در کانون ادبيات برگزار شد و شماري از شاعران و استادان زبان فارسي از ايران، افغانستان و تاجيکستان اين ميراث مشترک باستاني را گرامي داشتند.در اين نشست گفته شد: تحريف و وارونگي تاريخ در کشورهاي پساشوروي به شدت شکل گرفته و نه تنها شاعردزدي بلکه تاريخ‌دزدي نيز بسيار رواج پيدا کرده است.

به گزارش ايسنا، بر اساس گزارش رسيده، در اين محفل ادبي چهره‌هايي از جمله دکتر غلامعلي حداد عادل، پروفسور صفر عبدالله (تاجيک ساکن قزاقستان)، دکتر اصغر دادبه، هادي سعيدي کياسري، سيدرضا محمدي (افغانستان) و دکتر نورعلي نورزاد (تاجيکستان) حضور داشتند.

حامد ابراهيم‌پور به عنوان سخنران و مجري، جلسه را با دعوت از هادي سعيدي کياسري مديريت کانون ادبيات ايران شروع کرد، که او هم ضمن گفتن خيرمقدم به مهمانان جلسه به معرفي مهمانان از جمله دکتر اصغر دادبه و پروفسور صفر عبدالله و همچنين ميراث مشترک زبان فارسي در حوزه کشورهاي فارسي‌زبان پرداخت.

سپس حسن قريبي مدير روابط عمومي فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي به معرفي سوابق علمي و تحقيقاتي دکتر صفر عبدالله پرداخت و او را يک ايران‌دوست و ايراني‌دوست معرفي کرد.

سپس دکتر دادبه در پاسداشت پروفسور صفر عبدالله به ايراد سخنراني پرداخت و گفت: بين دانستن و باور کردن فاصله عميقي است. جناب استاد تمام پروفسور يکي از تلاشگران عليه فرهنگ‌زدايي زبان فارسي در کشورهاي تجزيه‌شده شوروي سابق است. در کشور ايشان مدرسه‌هايي که به زبان فارسي درس مي‌دادند به مرور تعطيل شده و ايشان يکي از ايران‌شناساني هستند که با تمام توان به مقابله با اين فرهنگ‌زدايي پرداختند.سپس دکتر ميرزا ملا احمد از تاجيکستان گفت: زبان و فرهنگ فارسي از غناي ويژه‌اي برخوردار است که نشانه زحمات بزرگاني در قرن‌ها پيش مانند فردوسي‌ها و نظامي‌هاست و در عصر حاضر ما دانشمندهايي چون صفر عبدالله؛ چرا که خصلت‌هايي چون ميهن‌پرستي و محبت به مردم و هچنين آثاري گرانبها دارد.

از ديگر مهمانان اين نشست دکتر نورعلي نورزاد از دانشگاه خجند تاجيکستان بود که به شعرخواني پرداخت.

پروفسور صفر عبدالله ساکن قزاقستان سخنران بعدي بود که گفت: سال‌هاست در انديشه نوشتن کتابي هستم با عنوان پارسي وطن ماست، زيرا اين زبان پارسي است که ما را به ما مي‌شناساند و بالاتر از اين موهبت چيزي نداريم. اگر پارسي نبود هيچ نشاني از ما نبود. کشورهايي هستند که تمدني کهن داشتند مانند مصر و روم و... اما کجاست زبان رومي؟ کجاست زبان مصري؟ اين از برکت‌هاي زبان فارسي و ايراني است که از انديشيدن و چاره جستن بازنايستاده است. اين‌که ما حالا پاره پاره شديم همه از يک تن واحد به نام ايرانيم که در روزگاراني آن را انيران مي‌گفتند. من خدمتکاري هستم براي فرهنگ ايران و زبان فارسي چرا که هيچ زباني از پشتوانه‌هاي غني برخوردار نيست حتي زبان انگليسي و اين ماييم که به زبان رودکي، سنايي و فردوسي امروز بعد از قرن‌ها صحبت مي‌کنيم. من در سرزميني زندگي مي‌کنم که فارسي زبان رسمي نيست ولي جاي پاي زبان فارسي در آن وجود دارد.

تحريف و وارونگي تاريخ در کشورهاي پساشوروي به شدت شکل گرفته و نه تنها شاعردزدي بلکه تاريخ‌دزدي نيز بسيار رواج پيدا کرده است. اما شاعراني چون نظامي با آثارشان گوياي اين راستي هستند که فارسي ناميراست و اين از عشق بي حد ايشان به آن است. امروزه آثار کتيبه‌هاي به زبان مادري مقبره نظامي را نيز برداشته‌اند و دست‌اندازي به اين زبان بيش از پيش رواج پيدا کرده است. دشمني با زبان فارسي و فرهنگ ما واقعاً دردآور است و فاجعه‌اي است که نمي‌دانم کي تمام مي‌شود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون