جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3297- تاریخ : 1393/12/17 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

 ايستگاه 

شعري از عباس احمدي

فن شريف

دفتر طنز حوزه هنري: نذر کردم بروم خوب گم و گور شوم

يک دهه از جلوي چشم خودم دور شوم


بروم جانب تفتيده ترين تاکستان

مست از جذبه هفتاد و دو انگور شوم


جام حيرت بزنم مست علي مست شوم

چاي هيئت بخورم نور علي نور شوم


اشک مي ريزم و اميد که اين فن شريف

اگر از روي ريا باب شود، کور شوم


سببي ساز که از روضه به آنجا برسم

که خريدار سرِ دار چو منصور شوم


من اگر سمت شهادت نروم از سر ترس

مددي حضرت ارباب که مجبور شوم

...

در رثاي تو شدم شاعر و دارم اميد

با تو محشور شوم من نه که مشهور شوم

**

شعري از زنده ياد محمد حسن حسامي محولاتي

براي سنگ مزارم بعد از صد سال ديگه؟!


اي عزيزان که در آن دنياييد

همه تان خانم يا آقاييد

اينکه خفته است محمد حسن است

آري اين مرقد مرحوم من است

مدتي بنده هم از لطف خدا

زنده بودم چو شما در دنيا

شهرت بنده حسام الدين بود

مذهب شيعه مرا آيين بود

پي يک لقمه نان داخل صف

عمر من بيهوده گرديد تلف

کار من غصه و غم خوردن بود

روز و شب آرزويم مردن بود

يکشب از بس غم بيجا خوردم

آخر آن سان که شنيدي مردم


مردم و آمدم اندر ته گور

حال فارغ شدم از شر و شرور

پوشش ما همه يک پيرهنه

مثل پيراهنه اسمش کفنه

و ....


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون