جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3234- تاریخ : 1393/10/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)

 داستانك 

 نمي شود

مهدي طوسي

با خودت فکر مي کني که اگر قرار باشد به خاطر فروش يک آدامس ناقابل سد معبر تو را جمع و جور بکند که نمي شود. بايد به تو احترام بگذارند و بدانند که توآدم بزرگي بودي و به ناچار به آدامس فروشي روي آوردي!

همان طور که سدمعبر تو را مي برد به آنها مي گويي: اقايان سد معبر شما بايد بدانيد که من قبل از اينکه آدامس فروش باشم يک فرهنگي هنري و ورزشي تمام و کمال بودم و الان هم هستم اما بهتر است که ديگر نباشم چرا که کسي قدر من را نمي دانست و نمي داند اما شما بايد بدانيد و مرا به خاطر فروش دو تا دانه آدامس ناقابل نبايد ببريد!

يکي از سدمعبري ها مي گويد: اما ما تو را نمي بريم تو خودت دنبال ما راه افتادي ما فقط آدامس هاي تو را مي بريم!

سدمعبري بعدي گفت: البته بايد بگوييم که گذشته شما به ما ربطي ندارد حال شما به ما مربوط مي شودکه سدمعبر کرديد!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
ويژه
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون