جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3232- تاریخ : 1393/09/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)

 "ناظم حکمت" شاعري از دل اجتماع 

مهدي طوسي

ناظم حکمت ران زاده 15 ژانويه 1902 درگذشته 3 ژوئن 1963) از برجسته‌ترين شاعران و نمايشنامه‌نويسان ترکيه بود.

وي در شهر سالونيکا دومين شهر بزرگ يونان امروزي که در آن زمان جزو امپراتوري عثماني بود، به دنيا آمد.

او از سن 14 سالگي به سرودن شعر پرداخت. او در سن 19 سالگي در سفري که به شوروي داشت از نزديک با نسل جديد هنرمندان انقلابي آشنا شد و جسارتي بيشتر را درايجاد تحول در شکل و محتواي شعر ترکيه يافت.

ناظم همواره از شاعراني بود که فعاليت هنري اش را محدود نمي کرد. او با انتشار اشعار و مقاله‌هاي خود در ميان جوانان محبوبيّت ويژه اي داشت.

در سال 1920 مصطفي کمال پاشا قوايي را تشکيل داد و در صدد نجات ميهن از دست بيگانگان برآمد. همه کساني که شور نجات وطن را در دل داشتند، بسوي انقره رو مي‌آوردند. در همين سال ناظم نيز که زندگي در استانبول و در زير چکمه اشغالگران برايش غير قابل تحمل شده بود به آناطولي سفر مي‌کند. و در راه اين سفر است که اولين بار با زندگي نکبت‌بار زنان و کودکان گرسنه و برهنه و بيمار وطن خود آشنا مي‌شود که آنرا هرگز تا پايان عمر نمي‌تواند فراموش کند از آن پس همه اشعارش از زندگي اين مردم الهام گرفت. از برجستگي‌هاي شعر ناظم حکمت سادگي ورواني آنست که تاثير بسياري از ماياکوفسکي دارد.

يکي از ريشه‌هاي مردمي شعر «حکمت» ترانه هايي بود که « عاشيق »هاي ترک مي خواندند، اين عاشيق ها که بخشي از فرهنگ فولکلور ترکيه محسوب مي شوند تأثير بسزايي در شعر «حکمت» داشتند و اين تأثير در شعر او بر مردم عوام است که نشانه‌هاي خود را به منصّه ظهور مي رساند.

ناظم حکمت درآناطولي خواست در جنگ استقلال شرکت کند ولي پذيرفته نشد واز نيروي دريايي به خاطر افکار کمونيستي اش اخراج شد. بالاخره به عنوان معلم به يکي از دهات آناتولي فرستاده شد. معلّمي در آنجا او را بيشتر به مردم فقير نزديک کرد چنانکه محبوبيتش در ميان مردم زنگ خطري براي خوانين و متنفذين محلي محسوب مي‌شد و آنان تصميم به قتل او گرفتند. عرصه به روي او کاملاً تنگ شد و سرانجام ناگزير به فرار به روسيّه گرديد.

در سال 1925 که ديگر جنگ پايان يافته بود و مصطفي کمال رئيس جمهور ترکيه بود به وطن بازگشت و به انتشار اشعارش در مجله پرداخت. ولي بعد از چندي تحت تعقيب قرار گرفت و ناگزير زندگي مخفي اختيار کرد. سپس غياباً به پانزده سال حبس محکوم شد. ناظم دوباره به مسکو پناه برد. دوسال بعد پس از تصويب قانون عفو عمومي به ترکيه آمد. اما به‌محض آنکه قدم در خاک وطنش گذاشت دستگير شد. اين اقدام دولت ترکيه با انتقادهاي شديد از داخل و خارج مواجه شد و سرانجام دولت مجبور گرديد او را آزاد کند. در جهان شعر معاصر شاعري بود که روزگار زيستن اش را صرف رسيدن به هدفش مي کند، او مي نويسد براي آزادي و استقلال سرزمين اش.

استعمار و استبداد، سلطه فاشيسم، ديکتاتوري و فضاي خفقان کشورش را اشغال کرده‌اند و ناظم حکمت نمي‌تواند از اين پديده‌ها به آساني بگذرد و آن را ناديده بگيرد. پس مي نويسد و اين نوشتن حوصله زمامداران وقت سرزمين اش را سرمي برد. از اين به بعد بارها او را به دلايل مختلف دستگير مي کنند.

ناظم 27 ساله با دو حبس 20 و 15 ساله به 35 سال زندان محکوم مي‌شود در سال 1938 به 15 سال زندان محکوم شد و ماهها را در يک سلول کوچک و ممنوع‌الملاقات سپري کرد. بعداً باوجود اينکه در زندان بسر مي‌برد در محاکمه ديگري به جرم عصيان عليه حکومت مرکزي به 20 سال زندان محکوم شد و آخرين حکم محاکمه به 28 سال و چند ماه رسيد ناظم حکمت شاعر آزادي در زندان روزگار سختي را مي گذراند .

پس از آزادي اش به او گفتند بايد به خدمت نظام وظيفه برود و او که حدود پنجاه سال داشت، دانست که اين دسيسه اي است براي از بين بردنش و چون در آن سن و سال نه توان مقابله داشت نه حوصله درگيري، تصميم گرفت از سرزمين اش کوچ کند. دسيسه دشمنانش اين بود که او را به خدمت سربازي در منطقه اي بد آب و هوا ببرند و در آنجا او را از بين ببرند يا شايد او خود به خود به دليل بيماري هايش از بين برود. ناظم حکمت که در پليس دريايي ترکيه خدمت کرده بود و ديگر خدمت سربازي براي او قانوني نبود.

سرانجام ناظم حکمت شاعر آزادي سرزمين ترکيه در ژوئن 1963 در اثر حمله قلبي در مسکو جان سپرد و در گورستان نووودويچي به خاک سپرده شد.

ناظم حکمت در اين 13 سال به کشورهاي زيادي رفت، شعر خواند و سخنراني کرد در همين ايام بود که در فستيوال جوانان برلين با «پابلو نرودا» شاعر شيليايي آشنا شد همان که پس از مرگ ناظم حکمت مرثيه اي دردناک براي او سرود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون