جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3176- تاریخ : 1393/07/17 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)

 طنـــــــــــز 

زنگ و ضد زنگ!

مهدي بيرنگ

زياد است!

-سلام آقاي تلفنچي! من شما را خيلي دوست دارم. نمي دانيد که چقدر مهر شما افتاده است توي دل من. لطفا به داد دل ما مردمي که داريم براي مردم ديگر بنايي مي کنيم برسيد . آخر ما چه گناهي کرديم که هي توي خاک کار بکنيم . يکي نيست به داد دل ما مردمي که به شغل بنايي مشغوليم برسد. لطفا به مسئولان بگوييد يک مقدار به فکر ما باشند و خاک کار ما را کم بکنند!


مي خوريم!

-سلام آقاي تلفنچي! ديروز رفتم ساندويچي. با نامزدم هم رفتم. پايه صندلي ساندويچي خراب بود و من جلوي نامزدم خوردم زمين! لطفا به مسئولان بگوييد که روي پايه هاي صندلي ساندويچي ها نظارت بيشتري داشته باشند! آخر خود مسئولان اگر بخواهند با نامزدشان بروند ساندويچي و زمين بخورند ناراحت نمي شوند! من اين را گفتم که بدانيد مشکل فقط سير کردن شکم مردم نيست بايد فکر راحتي مردم ضمن خوردن هم باشند!


چاي!؟

سلام آقاي تلفنچي! اميدوارم که حال تان خوب باشد. من ديروز ستون تان را خواندم و خيلي خوشم آمد! دلم مي خواهد به غير از شما با کس ديگري حرف نزنم. من مشکلي دارم که دلم مي خواهد از طريق شما به گوش مسئولان مربوطه برسانم. مسئول جمع آوري آشغال هاي کوچه ما خيلي تنبل است. او آنقدر تنبل است که حد و نهايت ندارد. هر وقت که من او را مي بينم در حال چاي خوردن است. يکي دو بار هم به او تذکر دادم اما فايده اي ندارد و او در جواب به من مي گويد من اگر چايي نخورم چايي هاي داخلي مي ماند روي دست توليد کننده ها! تازه يک چايي خوردن چه ايرادي دارد!

تلفنچي: در جواب شما بايد بگوييم که خيلي بد است که خواننده اي در قد و قواره شما دروغ بگويد! ما اين ستون را تازه راه انداختيم شما چه جوري مي گوييد که ديروز ستون ما را خوانيد و خوشتان آمده!؟ در ضمن حالا بگذاريد بنده خدا چايي اش را بخورد! اين بد نيست که او چاي توليد داخل را نخورد و مسئولان را مجبور بکند به صرف خورده نشدن چاي داخل بروند و از چين و ماچين چاي بياورند!؟


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون