جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3148- تاریخ : 1393/06/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

 اظهار نظر پژوهش‌گر حوزه تعليم و تربيت:
 قصه‌گويي بهترين شيوه براي ارايه محتواي فلسفي به کودکان است 

 پژوهش‌گر و مدرس دانشگاه در نشست علمي‌ترويجي يافته‌هاي پژوهشي، قصه‌گويي را يکي از بهترين شيوه‌هاي تشويق و تقويت قدرت پرسش‌گري در کودکان و طرح مباحث محتوايي فلسفي عنوان کرد. به گزارش اداره‌کل روابط عمومي و امور بين‌الملل کانون، نرگس سجاديه که به عنوان سخن‌ران اين نشست دعوت شده بود با بيان اين مطلب گفت: قصه‌هايي که هنري‌تر، چالش برانگيز، نزديک به موقعيت‌هاي زندگي و داراي پايان باز‌ باشد موجب شکسته ‌شدن فضاي خشک ميان مربي و کودک شده و بهترين فضا براي طرح مباحث فلسفي کودکان را ايجاد و حس پرسش‌گري آن‌ها را فعال‌تر مي‌کند. اين پژوهش‌گر، مراکز فرهنگي‌هنري کانون پروش فکري کودکان و نوجوانان را محلي دانست که از فرصت‌هاي بيشتري نسبت به نظام رسمي آموزشي کشور براي طرح مباحث فلسفي کودکان برخوردار است. وي که در زمينه «فلسفه براي کودکان در تربيت نيمه‌رسمي و افق‌هاي پيش‌رو و چالش‌هاي پيش پا» صحبت مي‌کرد، افزود: بايد تلاش کنيم نگاه‌مان به کودکان مانند نگاه به ظرف خالي نباشد و با استفاده از شيوه‌هاي علمي مناسب آن‌ها را به کاوش‌گري و کنجکاوي تشويق کنيم تا به دنبال راه حل شخصي خود باشند.

سجاديه در مورد افق‌هايي که مي‌تواند در اين زمينه پيش روي کانون قرار گيرد يادآور شد: بهبود توانايي تعقل، پرورش خلاقيت، رشد فکري، پرورش درک اخلاقي و توانايي مفهوم‌يابي در تجربه را مي‌توان از اهداف مباحث فلسفي عنوان کرد.

وي هم‌چنين تصريح کرد اگر بخواهيم «منش تفکري» در جامعه داشته باشيم بايد کودکان را از سنين پايين به سمتي سوق دهيم که با تفکر و تعقل به پرسش‌هايي برسند و براي يافتن پاسخ آن تلاش کنند و ازحرکت به سمت القاي مباحث به آن‌ها پرهيز کنيم.

مدرس دانشگاه هم‌چنين خاطر نشان کرد: با استفاده از فعاليت‌هاي هنري مانند: نمايش خلاق، بازي‌هاي مختلف، نمايش عروسکي و... مي‌توان ميزان کنجکاوي را در کودکان و نوجوانان افزايش داد.

وي با بيان اين‌که شناساندن قواعد ساده گفت‌وگو مثل گوش کردن و ارتباط در فضاي شاد و صميمي مي‌تواند به تقويت مشارکت در فعاليت‌هاي گروهي کمک کند، افزود: پرورش درک اخلاقي از قواعد اخلاقي جداست و گاهي برخي قواعد در پيچ و خم‌هاي زندگي کارآمد نيست و با تمرين کاوش‌گري و شناسايي فضاي موجود مي‌توان تا حدودي به آن دست پيدا کرد.

سجاديه پرورش توانايي مفهوم‌يابي در تجربه را يکي از معضلات در جامعه مدرن عنوان کرد و اظهار داشت حس پوچي و بي‌معنايي زندگي، بحراني است که در ميان جوانان گسترش پيدا کرده و بايد تلاش کنيم با شناسايي ارتباط‌ها، فضا‌هاي موجود را معنادار کنيم.

وي در ادامه گفت فلسفه براي کودکان، تلاش مي‌کند آن‌ها را به معنايابي و معناسازي تشويق کند و يکي از ويژگي‌هاي کانون اين است که با استفاده از فعاليت‌هاي فرهنگي‌، هنري و ادبي مي‌توان به طرح مباحث فلسفي ورود پيدا کرد. اين پژوهش‌گر فعال در حوزه تعليم و تربيت، ارتباط دوستانه ميان مربيان و بچه‌ها و حضور تعداد کمتر کودکان نسبت به کلاس‌هاي درس مدرسه را از ديگر ويژگي‌هاي مراکز کانون دانست که فضا را براي طرح بحث‌هاي فلسفي مناسب‌تر مي‌کند.

وي در مورد چالش‌هاي پيش‌پا در اين زمينه نيز گفت، اطمينان نداشتن از حضور دايمي اعضا در نشست‌هاي فلسفي، شناخت کم‌تر کودکان و نوجوانان از شرايط و موقعيت يک‌ديگر‌ و نداشتن آشنايي‌هاي لازم مربيان با بينش‌ها و روش‌هاي بحث فلسفي از چالش‌هاي اجراي اين برنامه در کانون است. سجاديه گسترش فعاليت‌هاي گروهي، طرح مباحث مناقشه‌برانگيز، حيرت‌افزايي در کودکان، استفاده از پاسخ‌هاي شرطي و باز به جاي پاسخ قطعي و بسته به پرسش‌هاي بچه‌ها و فراهم کردن زمينه بحث و گفت‌گو با توجه به ظرفيت‌هاي موجود را روزنه‌هايي براي ورود به مباحث فلسفي کودکان دانست. بخش دوم پانزدهمين نشست علمي‌ترويجي يافته‌هاي پژوهشي ارايه گزارش پايان‌نامه دکتري مهدي وارث با موضوع «طراحي و اعتبارسنجي الگوي مطلوب برنامه درسي آموزش فلسفه به کودکان در دوره ابتدايي به منظور پرورش تفکر فلسفي در آن‌ها» بود. در اين پايان‌نامه وارث با نگاهي تازه به شيوه‌هاي پيدا کردن راه حل مناسب براي مسايل از سوي افراد، پرداخته و مباني روانشناختي، اجتماعي و فلسفي اين موضوع را مورد تحقيق و پژوهش قرار داده است.

در اين پژوهش، دوره دبستان براي شکل‌گيري قوه تفکر و روحيه کاوش‌گري در کودکان از نگاه پژوهش‌گر به عنوان مهم‌ترين مقطع سني معرفي شد که امروزه در نظام آموزشي کشور مورد غفلت واقع شده است.

به گفته وي لازمه داشتن شهرونداني آگاه و جامعه‌اي رشد يافته وجود نيروي انساني متفکر، ژرف‌نگر، انديش‌مند و داراي روحيه پرسش‌گري است.

وارث در پژوهش خود يک برنامه درسي را تشکيل شده از 5 عنصر هدف، محتوا، فعاليت‌هاي ياد‌گيري و ياددهي، راهبرد تدريس و شيوه ارزش‌يابي عنوان کرد و افزود: آمادگي ذهني، پيوستگي و تجربه‌هاي يادگيري، کنترل اجتماعي، آزادي يادگيري، هدف‌داري و سازمان مناسب و مواد درسي مي‌تواند به عنوان مباني فلسفي تلقي شود.

وي هم‌چنين مباني اجتماعي را شامل: همکاري، سازگاري، رقابت، قدرت، رهبري، صميميت و روابط غير رسمي عنوان و فعال بودن، هدف‌مندي، توجه به رغبت، فهم در يادگيري، تعلق به گروه و احتياج به محبت را از مباني روان‌شناختي برنامه درسي فلسفه براي کودکان دانست.

اين پژوهش‌گر، برگزاري دوره آموزشي مباحث فلسفي به مربيان و معلمان را پيش از پرداختن به موضوع فلسفه براي کودکان، ضروري دانست و اظهار اميدواري کرد در پژوهش‌هاي بعدي شاخص‌ها و معيارهاي بومي و متناسب با فرهنگ کشور در مقاطع مختلف سني مورد توجه قرار گيرد تا فلسفه حاکم بر جامعه در کنار مباني فلسفي، اجتماعي و روانشناختي دنبال شود. پانزدهمين نشست علمي‌ترويجي يافته‌هاي پژوهشي از سوي اداره‌کل آموزش و پژوهش کانون روز 11 شهريور در سالن مرکز آفرينش‌هاي فرهنگي‌هنري کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان واقع در خيابان حجاب تهران برگزار شد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون