جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3148- تاریخ : 1393/06/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

 نگاهي به زندگي و آثار اميرهوشنگ ابتهاج (هـ. الف. سايه)
 حافظ معاصر 

مهدي طوسي

امير هوشنگ ابتهاج سميعي گيلاني معروف به «ه.الف سايه»، متخلص به سايه شاعر و اديب و موسيقي پژوه ايراني است.

او در 29 اسفند 1306 در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتي رئيس بيمارستان پورسيناي اين شهر بود.تحصيلات ابتدائي و متوسطه را در زادگاهش به پايان رساند .

غلامحسين يوسفي درباره شعر سايه مي‌گويد: «در غزل فارسي معاصر، شعرهاي سايه (هوشنگ ابتهاج) در شمار آثار خوب و خواندني است.

مضامين گيرا و دلکش، تشبيهات و استعارات و صور خيال بديع، زبان روان و موزون و خوش‌ترکيب و هماهنگ با غزل، از ويژگيهاي شعر اوست و نيز رنگ اجتماعي ظريف آن يادآور شيوه دلپذير حافظ است.از جمله غزلهاي برجسته اوست: دوزخ روح، شبيخون، خونبها، گريه ليلي، چشمي کنار پنجره انتظار و نقش ديگر.»

اشعار نو او نيز داراي درون‌مايه‌اي تازه و ابتکاري است؛ و چون فصاحت زبان و قوت بيان سايه با اين درون‌مايه ابتکاري همگام شده، نتيجه مطلوبي به بار آورده‌ است.

درباره شعر گفته اند كه بايد انعكاس صداى روزانه باشد. سايه اى از واقعيت بنمايد و فراتر از زمان و زمانه خود پيش برود. دراين تعريف مسلماً شعر شعراى بسيارى از دوران معاصر گنجانده مى شود.

با اين همه اما در ميان نام هاى ريز و درشتى كه در صد سال اخير سنگ بزرگ شعر را به پيش كشانده اند، نام هايى هستندكه هم عوام مى شناسندشان و هم خواص. هوشنگ ابتهاج يا به قول خودش (ه- .ا.سايه) در اين ميان شايد زبانزدترين و سرشناس ترين شاعر دوران ما باشد. كسى كه بزرگان ادب و ادبيات اورا "حافظ زمانه" ناميده اند به قدرى در ميان لايه ها و طبقات گوناگون مردم و جامعه كاهش نفوذ داشته كه از امى وعامى تا ملا و مكلا مى شناسندش و شعرش را از برند.

اين البته هنر اوست. هنر والاى فرزند زمان خويشتن بودن ودر زمانهاى فرار و زيستن. شعر ابتهاج آينه اى را مى ماند كه شايد تا نسل ها بعد بشود خود را درقاب كلماتش ديد.

شعر ابتهاج داراى ابعاد و گستردگى بسيار است. ابتهاج از شعر به اشكال گوناگون استفاده مى كند. چنانكه زمانى شعر او داراى پيچيدگى هاى زبانى و هنرى است و زمانى ديگر براى بيان افكارش از شعر استفاده مى كند.

گاهى شعر براى ابتهاج نقش يك رسانه را دارد كه آگاهى مى دهد و گاهى تصوير وتصاوير ذهن خلاق و بسيط اوست. به يك معنا امير هوشنگ ابتهاج يا همان ه-. ا.سايه با شعر زندگى كرده . شعر هم هنر اوست و هم ابزار اوبه عنوان يك روشنفكر كه در اجتماع اثرگذارى مى كند.

با اين وصف ابتهاج شعر را از زواياى متعدد مى بيند و از هر زاويه هم با آن يك نوع برخورد مى كند. گاه دقت او در خدمت ترانه است، ترانه هايى كه به حافظه تاريخى مردم گره خورده اند مثل "تو اى پرى كجايى" و گاه ذوق اش حسرت جوانى و حكمت پيرى را متصور مى شود و گاه شعرش اندرز است و آگاهى.

در واقع شعر ابتهاج منشورى است از هر زاويه كه درنور قرار مى گيرد به يك رنگ در مى آيد و اين همان ويژگى است كه شعر حافظ و شور مولانا را جاودانه كرده است. از اين منظر شايدعنايت ابتهاج به غزل و قصيده ارادت او به حافظ است. گرچه شور مولانا در ميان اغلب غزل هاى او موج مى زند.

ارادت و جان نثارى ابتهاج به حافظ را مى توان در كتاب ژرف و گرانبارش "حافظ به سعى سايه" ديد.

كه در آن نگاه پژوهنده يك شاعر مسلط و بسيط بر غزل و قصيده وكلام را مى بينيم كه توانسته با اعراب گذارى هاى دقيق و مطنطن و قياس نسخه هاى متعدد خطى اختلاف ميان نسخ گوناگون را كشف كند و با درك وآشكار ساختن واژه هاى مشكوك موضوعات پيش پا افتاده حافظ شناسان را رفع و رجوع كند ونگاهى تازه به همراه درايتى تمام ناشدنى و زوال ناپذير حافظ پژوهان عرضه كند. از اين نظر "حافظ به سعى سايه" نقطه پايانى براى بسيارى از مباحث حافظ پژوهشى و نقطه آغازى براى مباحث تازه است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون