جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3076- تاریخ : 1393/03/19 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

 برديم تا برده باشيم 

مهدي طوسي

اشاره: چرا ما به جام جهاني رفتيم. حتما مي دانيد که ما اگر به جام جهاني رفتيم به اين دليل بود که بايد مي رفتيم و با بردن کره و ساير تيم ها راه رفتن به جام جهاني براي مان هموار شد اما چرا ما کره را بديم:

بازي با كره تمام شد. بازي با كره به قدري خوشحال كننده بود كه نه توان اين را داشتيم كه به غير از خوشحالي كار ديگري انجام بدهيم و نه توان اين را داشتيم كه به غير از جيغ كشيدن و شادي كردن واكنش ديگري داشته باشيم. اما چيزي كه باعث شد خيلي از خوشحالي كردن لذت ببريم اين بود كه ده نفره مقابل كره يازده نفره برديم.

بايد اين را گفته باشيم كه خيلي هم ده نفره بردن در مقابل كره يازده نفره مهم نبود،‌ چيزي كه مهم بود اين بود كه بعد از ده نفره شدن، شجاعي گريه كرد و تماشاچي يان او را هو كردند و به درستي هم اين كار را كردند. اما بايد بدانيد كه هو كردن تماشاچي يان خيلي هم بد نبود چرا كه باعث شد شجاعي گريه كند و برود توي رختكن تا شايد به خودش بيايد كه چرا با عصبانيتش كاري كرد كه تيم، ده نفره بازي بكند و ده نفره ببرد و ده نفره شادي بكند!؟

اما نكته اي كه بايد عرض كنيم اين بود كه حاشيه هاي بعد از بازي، بسيار ديدني بود؛‌حاشيه هايي كه فقط به فقط در فوتبال ما ديده مي شود. و شايد كره اي ها به قدري كه از ديدن اين حاشيه ها ناراحت شدند از باخت تيم يازده نفره شان مقابل تيم ده نفره ايران ناراحت نشدند.

حاشيه ها از اين دست بود كه ديديد: علي كريمي فقط دور زمين مي دويد و گرم مي شد و گرم مي شد اما هر چه به پايان بازي نزديك مي شديم علي كريمي از بازي دورتر و دورتر مي شد. و شايد با خودش فكر مي كرد كه همان بهتر كه در بازي با كره بازي نكرد كه همه بگويند: بازي كريمي جادوگر همين بود كه مي گفتند!؟

كره اي ها از اين جهت ناراحت و مبهوت اين حاشيه شدند كه تمام تمركزشان روي كريمي بود و كلي روي كنترل اين بازيكن تمرين كرده بودند اما در شروع بازي و در عين ناباوري متوجه شدند كه اين بازيكن نيست كه نيست!

حاشيه بعدي بازي با ايران براي كره اي ها اين بود كه آنها متوجه شدند كه دستشويي هايي كه در استاديوم آزادي وجود دارد نه تنها توالت فرنگي ندارد بلكه آب هم ندارد، نه تنها آب ندارد بلكه مايع دستشويي هم ندارد، نه تنها مايع دستشويي ندارد بلكه دستشويي هم ندارد! خب شما خودتان را بگذاريد جاي كره اي ها؛ زير فشار هستيد زير فشار باخت يازده نفره در مقابل تيم ده نفره هستيد، آن وقت نه دستشويي است و نه آب براي دستشويي و نه توالت فرنگي و نه اساسا توالتي براي خروج خودتان از زير فشار!

حاشيه بعدي اما حاشيه بامزه اي بود.
حاشيه اي كه كره اي ها با ديدن آن خيلي مبهوت شدند و با خودشان فكر مي كردند كه مگر امكان دارد توي يك استاديوم اين همه چيز عجيب ببينند كه در مقابل اين چيز عجيبي كه مي گوييم هيچ باشد. آنها ديدند كه تماشاگران آشغال تخمه ها و آشغال ميوه ها و آشغال سيگارها و آشغال ديگر چيزها را مي ريختند مقابل پاي شان و اصلا هم توجه نمي كردند كه تخمه ريختن جلوي پاي شان كار انساني نيست و اين باعث مي شود كه روح كره اي ها خدشه دار بشود و اصلا هم نشود اين خدشه را پاك كرد. آخر مگر روح كره اي ها سي دي است كه وقتي خش افتاد آن را با خش گير پاك كرد!؟ كره اي ها بعد از اينكه بازي تمام شد به علامت اعتراض شروع به پاك كردن جلوي پاي شان بودند و به باخت فكر نمي كردند. آنها با خودشان فكر مي كردند كه بهتر است جلوي شان را تميز بكنند تا كثيف شدن استاديوم آزادي كه توسط تماشاگران ايراني اتفاق افتاد به پاي آنها ثبت نشود!از ديگر حاشيه اي كه باعث شد هم ايراني ها و هم كره اي ها را خيلي ناراحت بكند اين بود كه ايراني ها بعد از اينكه بازي تمام شد عليه يكديگر به مصاحبه مشغول شدند و اصلا هم تصور نكردند كه اين بازي بازي بود كه آنها را هفت امتيازي كرد و هفت امتيازي شدن يعني نزديك شدن به بازي هاي جام جهاني و اين خيلي خوب است كه يك تيم فوتبال به جام جهاني نزديك بشود.

علي كريمي ابتدايي ترين بازيكني بود كه عليه فوتبال ايران مصاحبه كرد: ببينيد، من اصلا تصور نمي كردم كه رويانيان اينقدر بي معرفت باشد. من اصلا فكرش را هم نمي كردم كه اين مرد مدير، بي مديريتي بكند و من را كه اينقدر به تيم پرسپوليس محبت داشتم بي محبتي بكند. من از ژوزه ناراحت نيستم و اصلا هم دلم نمي خواهد از او ناراحت باشم اما مي بينيد كه او من را بيرون كرد و اصلا هم دلش نمي خواهد كه من به تيم بيايم. من هم اصلا دلم نمي خواهد به تيم بيايم. شما ديديد كه تماشاگران يك صدا من را صدا مي كردند و من هم يك صدا آنها را صدا مي كردم. و به آنها مي گفتم من را صدا نكنيد رويانيان را صدا كنيد تا من را ببيند!

جواد نكونام: ديديد كه من گل زدم!؟ ديديد كه من قزل آلا بودم و اين همه عليه من حرف زدند و عليه من گفتگو كردند؟! ديديد كه رسانه ها بي خودي به من بد و بيراه گفتند. ديديد كه من خيلي كاپيتان هستم و آنها بي خودي من را تحريك كردند كه بايد فوتبال را كنار بگذارم؟ ديديد كه شجاعي همان طور كه من گفتم به درد بازي در فوتبال نمي خورد؟ و او تنها به اين درد مي خورد كه بيايد و توي زمين داد بزند و عصباني بشود و بعد هم اخراج!؟ ضمنا من بايد بگويم كه اين محمد حسن انصاريفرد كه دارد عليه من مصاحبه مي كند كجاي اين فوتبال است كه همين جور عليه من حرف مي زند؟ او بهتر است برود بدهي ميلياردي كه روي دست مالكان باشگاه راه آهن گذاشته را پرداخت بكند نه مصاحبه عليه من و كريمي و كي روش! اگر ما نبوديم كره الان ما را شكست داده بود نه ما كره را!

ژوزه: من اصلا بردن تيم ملي ايران مقابل كره را تبريك نمي گويم و بهتر مي دانم كه تمركزم روي تيم خودم باشد نه كريمي و تيم ملي و كي روش! ضمنا من باز هم تكرار مي كنم كه علي را نمي خواهم همانطور كه نكونام را نمي خواهم!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون