جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3062- تاریخ : 1393/02/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 آيا مثبت انديشي تغيير ايجاد مي کند ؟ 

 قسمت اول

«تفکر مثبت»يکي از رايج ترين توصيه هايي است که به افراد علاقه مند به رشد فردي ميشود.اغلب گفته مي شود که اگر افکار منفي داشته باشيد موفقيت و شادماني تقريباً غيرممکن است.در اين مقاله بررسي مي کنيم که اين مسئله درست است يا خير ؟

اين مقاله توسط Morty Lefkoe نوشته شده است ، او به مدت 45 سال براي ايجاد تغييرات پايدار در زندگي خود تلاش کرد تا زماني که راهي براي کنار گذاشتن اعتقاداتي که او را عقب نگه مي داشتند پيدا کرد .او يافته هايش را به يک فرآيند قابل تکرار براي کمک به ديگران تبديل کرد .در نهايت 150000 نفر و بيش از 50 شرکت، به کمک او باورهاي محدود کننده خود را کنار گذاشتند "

افکار منفي از کجا مي آيند؟

اگر شما افکار منفي داشته باشيد مانند:«من احتمالاً در پروژه جديد موفق نميشوم»، «او واقعاً مرا دوست ندارد»و « من دوباره کار را درست انجام نمي دهم.».اين جملات در نتيجه ي باورهاي منفي است که پيشتر در زندگي شما وجود داشته است.براي مثال در جمله «من احتمالاً در پروژه جديد موفق نميشوم »در نتيجه ي اين باور مي تواند باشد:«من آنقدرها خوب کار نميکنم»و «من توانايي کافي ندارم».و يا جمله «او واقعاً مرا دوست ندارد »نتيجه اين باور ميتواند باشد:«من دوست داشتني نيستم» و «مردها راستگو نيستند» و همچنين جمله «من دوباره کار را درست انجام نمي دهم.»نتيجه اين باور ميتواند باشد:«من هيچ کاري را به طور مطلوب نمي توانم انجام دهم».

بنابراين عاملي که شما را از رسيدن به موفقيت و شادماني بازمي دارد افکار منفي نيست بلکه بايد گفت اين افکار بازتاب نوع نگاه شما به جهان است.شما هميشه با باورهاي خود درباره زندگي، مردم و خودتان زندگي مي کنيد.حتي اگر شما از افکار منفي خلاص شويد باز هم باورها در زندگي شما وجود دارند.

مردم براي دورشدن از افکار منفي چه کار مي کنند؟

اگر شما سعي کنيد از افکار منفي خود فرار کنيد ؛ نمي توانيد آنها را از بين ببريد.در بدترين حالت شما فقط نتوانستيد در حذف اين افکار موفق شويد.اما در بهترين حالت اين افکار از ذهن شما دور شده اند ولي هنوز از بين نرفته اند بلکه به صورت پنهاني هدايت مي شوند.اين افکار مثل توپي هستند که تلاش مي کنيد زير آب نگه داريد.شما ميتوانيد براي مدت کوتاهي توپ را زير آب نگه داريد اما در نهايت از اين کار خسته مي شويد و توپ از آب خارج مي شود.

باورهايي که درباره خود و زندگي داريد عامل به وجود آمدن افکار منفي شماست،در اين شرايط مثبت انديشي فايده اي ندارد.چون ممکن است حتي هنگامي که هيچ فکر منفي نداريد دچار سوءظن شده و براي خلاص شدن از شر افکار منفي انرژي خود را هدر دهيد.

علاوه براين افکار و احساسات سرکوب شده معمولاً زماني که انتظارش را نداريد در رفتارتان آشکار مي شوند.اغلب اين افکار به صورت اضطراب و نگراني خود را نشان ميدهند و اين در حالي است که ما از منبع اين اضطراب و نگراني ها بي اطلاع هستيم و گمان مي کنيم بدون دليل بروز کرده اند.تحقيقات زيادي نشان مي دهند که سرکوب احساسات منفي باعث بروز بيماري مي شود.

به جاي سرکوب بهتر است وجود اين افکار و احساسات را تاييد کنيم.برخي انسانها هر روز جلوي آينه مي ايستند و با صداي بلند مي گويند «من خيلي خوب هستم.من مي توانم.من دوست داشتني هستم.»به ندرت پيش مي آيد که اين تمرين بتواند افکار شما را تغيير دهد.دليل آن اين است که شما ميدانيد آنچه را در مورد خودتان بر زبان مي آوريد صحيح نيست. وقتي با صداي بلند مي گوييد:«من خيلي خوب هستم.»با خود مي انديشيد:«اما من ميدانم اينطور نيست.»

«من مي توانم.»-« اما من ميدانم اينطور نيست.»

«من دوست داشتني هستم.»-«اما من ميدانم اينطور نيست.»

روش ديگر براي اينکه بفهميد چرا گفتن جملات مثبت هميشه جواب نمي دهد اين است که از خود بپرسيد:«چه کساني جلوي آينه مي ايستند و جملات مثبت را تکرار مي کنند؟»کساني که واقعاً به اين جملات باور داشته باشند هرگز آنها را بر زبان نمي آورند.درواقع کساني که جملات مثبت را درباره خودشان به کار مي برند، مي خواهند از افکار منفي فرار کنند.

آكا ايران


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون