جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3009- تاریخ : 1392/12/12 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)

 مهارتهايي براي زندگي شاد! 

قسمت اول

اگر واقعا نتوانيد خودتان را دوست داشته باشيد، داشتن يک زندگي شاد و سعادتمند برايتان بسيار مشکل خواهد بود.اولين کسي که بايد ياد بگيريد دوستش داشته باشيد خودتان هستيد.هنگامي که بتوانيد خودتان را دوست داشته باشيد توانايي شما در عشق ورزيدن بيشتر مي‌شود و انواع ديگر دوست داشتن نيز برايتان آسان‌تر خواهد شد.

تنها زيبايي ظاهري نيست که شما را جذاب مي‌کند.اگر شما احساس خوبي به خودتان داشته باشيد، جذاب خواهيد بود.

برخي از افراد در مورد خودشان بيش از حد سخت مي‌گيرند و قضاوتشان درباره اعمال و رفتارشان بسيار شديدتر از قضاوت آنها در مورد اعمال و رفتار ديگران است.شما سزاوار نيستيد که از طرف هيچکس اين چنين بيرحمانه مورد انتقاد قرار گيريد چه رسد به اينکه اين فرد خودتان باشيد.

سعي كنيد بايدها، الزام‌ها و اجبارها را از افكارتان بيرون برانيد و مكالمات دروني عاقلانه‌تري را جايگزين آنها كنيد.بهتر است با خودتان مهربان‌تر باشيد و لحن بهتري در گفت‌وگو با خود داشته باشيد.هنگامي كه بايدها و الزامات زيادي براي خود قائل شويد زندگي براي شما سخت و ناخوشايند مي‌شود.همه ما كم‌وبيش گفت‌وگوي ذهني را تجربه كرده‌ايم.

بارها پيش آمده كه براي انجام‌ خطايي، خودمان را سرزنش كرده ايم؛در واقع مغزمان هميشه فعال است و بيشترين كاري كه مي‌كند اين است كه دائم ما را قضاوت مي‌كند، از ما ايراد مي‌گيرد و با تندترين لحن از ما انتقاد ‌كرده و سرزنش‌مان مي‌كند كه چرا نتوانسته‌ايم درست از پس كارهايمان برآييم؛ "خيلي دست‌و پا چلفتي به نظر رسيدي، اين چه جور حرف زدني بود؟ واي چقدر احمقانه به نظر مي‌رسيدم، من هميشه حرف‌هاي نادرستي مي‌زنم، چقدر زشت به نظر مي‌رسيدم و....

همه ما خواهان مهرباني كردن به ديگران هستيم و دوست داريم ديگران نيز متقابلا با ما مهربان باشند ولي متاسفانه خودمان نسبت به خود بسيار نامهربان هستيم و با وجود اينكه بهترين چيزها را براي خودمان مي‌خواهيم ولي بدترين رفتارها را با خودمان مي‌كنيم؛ گاهي وقتي كه تنها هستيم اصلا چيزي نمي‌خوريم، بدترين ظرف‌هاي غذا را براي خودمان روي ميز مي‌گذاريم، در خانه بدترين لباسمان را مي‌پوشيم و بدتر از همه بدترين نوع گفتار را با خودمان داريم و زشت‌ترين انتقادها را با خشونت‌آميزترين لحن به خودمان روا مي‌داريم.البته عكس اين مطلب نيز صادق است؛ يعني مكالمات دروني مثبت ما نيز مي‌تواند به پيامدهايي مطلوب منجر شود و احساسات خوب به وجود آورد.شما مي‌توانيد با تغييري كوچك در نگرش خود نتيجه‌اي بسيار بهتر بگيريد و موفق‌تر باشيد؛ در واقع هنگامي كه دائم به خودتان بگوييد شكست خواهيد خورد، معمولا بي‌بروبرگرد شكست مي‌خوريد.اما اگر به اندازه كافي خودتان را باور داشته باشيد و به توانايي‌هايتان اطمينان كنيد فرصت‌هاي پيشرفت بيشتري را نيز براي خود خلق خواهيد كرد.اگر مي‌خواهيد واقعا در كاري موفق شويد خودتان را تصور كنيد كه بارها و بارها با موفقيت آن كار را انجام مي‌دهيد.

همه ما اين را شنيده‌ايم كه قدرت ذهن بسيار زياد است و مي‌تواند موقعيت‌هاي دشوار را تحت كنترل خود در بياورد.

تا به حال چندبار اين جملات را شنيده‌ايد يا با خودتان گفته‌ايد كه "اين واقعا مرا عصباني مي‌كند "او خيلي مرا ناراحت كرد "،‌ "قرار گرفتن در اين موقعيت واقعا مرا عذاب مي‌دهد "و....حقيقت اين است كه در واقع اين حوادث و اتفاقات نيستند كه هيجانات ما را تحريك مي‌كنند بلكه اين نگرش و طرز فكر ما درباره حوادث هستند كه احساساتمان را مشخص مي‌كنند؛ در واقع قبول اينكه افكار روي هيجانات تاثير مي‌گذارد گام خيلي مهمي در مسيري است كه به زندگي شادتر و سالم‌تري منتهي مي‌شود.

افكار منفي را مي‌توان تغيير داد و اين كار كم‌كم به افكار و هيجانات مثبت‌تر منتهي مي‌شوند.فراموش نكنيد قدرت تفكر شما به حدي است كه مي‌تواند بر بسياري از تصميمات مهم زندگي‌تان تاثير بگذارد.تفكر در واقع حلقه‌اي مهم در زنجيره حوادث است كه موقعيت‌هاي بيروني و پاسخ‌هاي هيجاني ما را به آنها پيوند مي‌دهد.حوادث ما را عصباني، ناراحت، خوشحال يا هراسان نمي‌كنند بلكه تعبير و تفسير ما از حوادث هستند كه ما را به سوي احساس عصبانيت، ناراحتي، خوشحالي يا هراسان بودن سوق مي‌دهند.سعي كنيد بايدها، الزام‌ها و اجبارها را از افكارتان بيرون برانيد و مكالمات دروني عاقلانه‌تري را جايگزين آنها كنيد.

علل بروز ناراحتي‌ها

بسياري از ما علل ناراحتي‌ها را به منابع بيروني نسبت مي‌دهيم مثلا مي‌گوييم:حرف‌هايش مرا ناراحت كرد ، رفتارش خيلي به من آسيب زد ‌ از كارش خيلي ناراحت شدم و....

در واقع اين اظهارات، حرف‌ها و گفته‌ها نيستند كه باعث آسيب يا ناراحتي مي‌شوند، بلكه اين خود فرد است كه خود را براي اظهارات يا اتفاقات ناراحت مي‌كند، وگرنه اين اعمال به خودي خود ناراحت‌كننده نيستند؛ بنابراين ناراحتي‌ها توسط خود ما خلق مي‌شوند.درواقع مي‌توانيم بگوييم:من خودم را بابت حرف‌ها يا كارهاي او ناراحت كردم ، وقتي اينگونه با من حرف زد، خودم را ناراحت كردم و....

تا وقتي به گونه‌اي نادرست منابع بيروني را براي اشتباهاتمان سرزنش كنيم، نمي‌توانيم كار زيادي درباره آن انجام دهيم.به هر حال اگر ما درك كنيم، كه خودمان را به واسطه آنچه برايمان رخ مي‌دهد ناراحت مي‌كنيم مي‌توانيم براي تغيير آن كاري انجام دهيم.

هنگامي كه تشخيص دهيم درباره حوادث چه فكري مي‌كنيم، طرز احساس خود را هم تعيين مي‌كنيم و در اين صورت مي‌توانيم به جاي كنترل شدن، خودمان زندگي را كنترل كنيم.

بيتوته

ادامه دارد...


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون