جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2838- تاریخ : 1392/05/07 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)

 قادر طهماسبي(فريد):
 جهت‌گيري‌ شاعر بايد نقد اجتماعي باشد 

 
فارس: قادر طهماسبي متخلص به فريد شاعر و محقق معاصر است اشعار وي غالباً داراي رويکرد انتقادي، اجتماعي هستند. سراينده آثار «عشق بي غروب»، «به رنگ خون»، «شکوفه‌هاي فرياد»، «پري ستاره‌ها»، «پري شدگان»، «ترينه‌ها»، «پري بهانه‌ها»، «تلاوت» و ... نيمه ماه مبارک رمضان همزمان با ميلاد کريم اهل بيت به همراه جمعي از شاعران اين مرز و بوم خدمت مقام معظم رهبري رسيده است.از وي درباره حال و هواي اين جلسه و مسئوليت هنرمندان در قبال مسائل اصلي کشور و انقلاب اسلامي هم صحبت شديم که در ادامه مي‌آيد.

*

در ابتدا از حال و هواي اين جلسه و ديدار با رهبري بفرماييد.

عده‌اي از شعرا در اين مراسم حضور يافتند و همه تشنه ارائه آثار بودند و شعرهاي متعدد و متنوعي را آماده کرده بودند و چند مهمان هم از کشورهاي تاجيکستان و هندوستان و چند کشور فارسي زبان حضور داشتند. در اين جلسه سعي شد فرصت بيشتري به جوانان داده شود.

**

همانطوري که مقام معظم رهبري هم فرمودند يکي از رسالت‌هاي شاعران پرداختن به موضوعات اجتماعي است، شما اين موضوع را به چه شکلي ديديد؟

شاعر در هر موقعيتي که باشد در برابر جامعه خود رسالتي دارد و اين موضوع در ميان آثار شاعران کمرنگ بود، البته من خود هم شعر سياسي و اجتماعي نخواندم و در شعرهاي اجتماعي هم که خوانده شد آثار برجسته‌اي که انتظار مي‌رفت نشنيدم و من را قانع نکرد.

**

شما به عنوان شاعر انتقادي و اجتماعي شناخته مي‌شويد، خود شما چرا شعر انتقادي نخوانديد؟

زمان کوتاهي بود و عده زيادي مي‌خواستند شعر بخوانند و منم شعر کوتاهي خواندم که مورد تفقد قرار گرفت.

**

شما اشاره کرديد که از شعرهايي که خوانده شد رضايتي نداشتيد، چرا؟

شعرها نسبت به 10 سال گذشته پيشرفت زيادي داشته است اما انتظار بيشتري مي‌رفت.

**

در احوالات اين دوره و زمانه شعر انتقادي نسروديد؟

جاي تغيير و انتقادات هست اما چون در پايان دولت دهم هستيم و هنوز دولت جديد نيامده است،‌ نمي‌توان سخني گفت. بايد صبر کنيم تا ببينيم دولت جديد در راستاي اهداف و پاسداشت اهداف انقلاب هست يا نه. کار شاعر تقديري نيست و جهت‌گيري‌هاي شاعر بيان نقدهاي اجتماعي است. **

همانطوري که خودتان متذکر شديد شعرهاي انتقادي کمي‌ مي‌بينيم، در حاليي برخي منتقد اوضاع کشور هستند؟

به نظر دولت دهم هر چه در توان داشت انجام داد و شاعر هم حرف زيادي براي گفتن نداشت. مشکلات اقتصادي هم به دليل تحريم‌ها است و جايي براي نقد نماند. کار شاعر انتقاد است و در سنگري که هست نبايد آن را حفظ کند تا ارزش‌ها فراموش نشود.

**

در بخشي از بيانات رهبري مي‌بينيم که به شرح دلتنگي‌ها و عدم افراط در بيان احساسات اشاره مي‌کنند.

بخشي از وظايف شاعر شرح دلتنگي‌ها است و بايد مسائل اجتماعي را در قالب دلتنگي‌هاي خود بيان کند و بر روي حس شاعرانه خود کار کند و شاعر بايد از نوعي عرفان کابردي بهره ببرد، عرفاني که در جامعه ساري و جاري است. در گذشته شاعران عارف و عارفان شاعر زيادي داشتيم و هميشه عرفان با شاعران همراه بوده است که اين موضوع تا حدي به دليل عدم تفکيک در دروس بود اما در حال حاضر علم به حد زيادي تقسيم بندي شده است و بسياري از شاعران از عرفان فاصله گرفتند.

**

آيا جدا شدن عرفان از شعر باعث سطحي شدن اشعار شاعران شده است؟

بله، شعر از لحاظ ادبي و الفاظ و استخدام از واژه‌هاي جديد غني شده است و صنعت ادبي پيشرفت داشته است اما به دليل دور شدن از عرفان شعرها ديگر جان لازم را ندارد. شعري که جان داشته باشد در جان شنونده مي‌دمد و در او اثر مي‌گذارد و با خود همراه مي‌کند اما در حال حاضر اين موضوع کمرنگ شده است و مشکلات موجود را در شعرها نمي‌بينيم يا شعرهاي انتقادي هم که سروده مي‌شود اثر گذاري لازم را ندارد.

**

جاي خالي مسائل معنوي در ميان شعرا به اين موضوع دامن زده است؟

بله، شاعر بايد با خدا و خودش خلوت داشته باشد و مسائل معنوي را در خود تقويت کند تا کلامش اثرگذار شود، شاعري که راه تعالي و تزکيه را بپيمايد جلوه‌اي از نو را در شعر خود متجلي خواهد کرد. اما در حال حاضر عده‌اي به طمع نان و نام به شعر روي آوردند و شاعر واقعي در حاشيه مي‌رود در حاليکه بار رسالتي بر عهده شاعر است و اين کم شده است.

عاشقي مراتبي دارد و تا اين راه تعالي کسب نشود به جايي که در ديگران اثرگذار شويم نمي‌رسيم. صرفا با بافتن الفاظ در کنار هم و ساختن جملات شاعري و در نظر گرفتن يک سري مفاهيم اتفاقي نمي‌افتد. ما در شعر فقير هستيم و اميدوارم در نسل‌هاي آينده اين فقر جبران شود.

**

شعرا در گذشته اثرگذارتر بودند و در جان آدمي گاه آتشي مي‌افروختند و در اين زمينه مي‌توان به شعر خود شما اشاره کرد که در جان عده بيشماري آتشي افکند.شعرا در گذشته کار چند رسانه را انجام مي‌دادند و يادم هست در ميان جمعيت‌هاي هزاران نفري شعر مي‌خواندم و مردم همه گريه مي‌کردند. بايد از شعر انتظاراتي داشت و وقتي شعري در مجلس خوانده مي‌شود نبايد از مجلس دست خالي برگشت و بايد تحول را ديد. در زمان دفاع مقدس وقتي شعري خوانده مي‌شد د عمق وجود بسياري اثر مي‌گذاشت و با يک شعر عده بسياري حرکت مي‌کردند، الان هم دوران جنگ تمام نشده است و با يک شعر بايد حرکت ايجاد کرد. جامعه ما هنوز در دوران جنگ است و فقط از شکل سخت افزاري به نرم افزاري تبديل شده است و شکل جبهه عوض شده است و امروز بهانه کم نيست. وقتي مرد گروه گروه کشته مي‌شوند و به شهادت مي‌رسند چطور شاعران سکوت کرده‌‌اند. همين امروز هم من با هر شهيدي شهيد مي‌شوم و در دلم آتشي مي‌افتد. ما در حال حاضر به آرامش نسبي رسيديم اما نيابد حرکت‌هاي دشمن را فراموش کنيم و يادمان باشد که جبهه‌ها عوض شده‌اند.

سِرّ ني در نينوا مي ماند اگر زينب نبود

کربلا در کربلا مي ماند اگر زينب نبود

چهره‌ي سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ

پشت ابري از ريا مي ماند اگر زينب نبود

**

در حال حاضر مجموعه شعري در دست چاپ داريد؟

داستان تلاوت 2 آخرين اثري است که از من منتشر شده است که به ميدان آوردن عشق و محبت و دوستي و مسايلي است که در اين سال‌ها مي‌ بينيم يک مقدار اين مقوله‌ها کمرنگ مي‌شوند. بعضي‌ها مي‌گويند چرا سياسي نيست؟ چرا به اين لطافت؟ من مي‌گويم امروز جامعه به اين مولفه‌ها بيشتر نيازمند است. من يادم هست که روزهاي اوايل انقلاب و جنگ چقدر مردم به هم عشق داشتند. اينها يادم هست و وقتي امروز جامعه را با آن موقع مي‌سنجم، مي‌بينم اين مسئله نان را به نرخ روز خوردن يک مقدار دارد پر رنگ‌تر مي‌شود! بالاخره ما به عنوان شاعر تا يک اتفاق پررنگ‌تر نشده بايد حرفمان را بگوييم.

**

يعني فعلا به شعر نمي‌پردازيد؟

در جاي خودش شعر هم گفتم. يک سري اشعار که شعرهاي آييني من است -با ارادتي که به ائمه اطهار داريم- اين شعرها هنوز چاپ نشده است. ما گداي اهل بيتيم و هرچه هم مي‌خوريم از سفره اهل بيت مي‌خوريم. يک قسمت ديگر اشعارم به مسائل ديگر مي‌پردازد.

**

بر خلاف آنچه انتظار مي‌رفت که رمان شما سياسي و بالحني تندي باشد اما آثار شاعرانگي در اين آثار ديده مي‌شود.من هم مي‌توانستم رماني بنويسم و سر و صدا ايجاد کنم، اما با همان لحن شاعرانه و زبان شعري‌ام، اين کتاب را نوشتم. گفته مي‌شود برخي کارها سياسي هستند و حمايت مي‌شوند.

چون زبان اشعار من روايي است، در اين کتاب هم زبان شعر را به کار گرفتم که اين شيوه در نوشتن رمان کمتر استفاده مي‌شود. رمان‌نويسي به اين شکل زياد متداول نيست، ولي در حال حاضر کارهايي به اين شکل انجام مي‌شود. نکته‌اي که عده‌اي از دوستان به من گوشزد کردند، اين بود که فصلي از رمان رنگ و بوي سياسي پيدا کرده است.

**

ممنون از وقتي که در اختيار ما گذاشتيد، اگر مطلبي داريد بفرماييد.

امروز اگر در جامعه مشکلاتي داريم جاي يک چيزي خالي است و آرزوي من اينست که اثر خوب و برجسته بسرايم و در جامعه رها کنم و اين موج فراگير شود. وقتي معنويتي باشد اثرگذار خواهد بود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
ويژه
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون