جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2838- تاریخ : 1392/05/07 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)

 شعر احياء 

اشعاري درباره شخصيت والاي امام علي (ع)

شب بود و اشک بود و علي بود و چاه بود

فرياد بي‌صدا، غم دل بود و آه بود

ديگر پس از شهادت زهرا به چشم او

صبح سفيد هم‌چو دل شب سياه بود

داني چرا جبين علي را شکافتند؟

زيرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصيب دامن محراب کوفه شد

آن رهبري که کعبه بر او زادگاه بود

يک عمر از رعيت خود هم ستم کشيد

اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش براي مردم دنيا نمک نداشت

عدلش به چشم بي‌نگهان اشتباه بود

هم‌صحبتي نداشت که در نيمه‌هاي شب

حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غريب شد

زهرا نه يار او که بر او يک سپاه بود

وقتي که از محاسن او مي‌چکيد خون

عباس را به صورت بابا نگاه بود

"ميثم!" هزار حيف که پوشيده شد ز خون

رويي که بهر گمشدگان شمع راه بود

استاد سازگار

**

من کويرم لب من تشنه ي باران علي ست

اين لب تشنه ي پر شور، غزلخوان علي ست

اين که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به يقين سفره ي گسترده ي دامان علي ست

منّت نان و نمک نيست سر سفره ي او

پس خوشا آن که در اين دنيا مهمان علي ست

آتش اشکي اگر در غزلم شعله ور است

بي گمان قطره اي از درد فراوان علي ست

لحظه اي پرتو حسنش ز تجلي دم زد

که جهان، آينه در آينه حيران علي ست

کعبه يکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانيم کليد در اين خانه علي ست

از دم صبح ازل نام علي را مي خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علي ست

محمد حسين صفاريان


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
ويژه
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون