جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2753- تاریخ : 1392/01/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(سه شنبه)

 مشاهير 

 معرفي مشاهير ادبي دنيا

"جبران خليل جبران" شاعر عارفانه ها

جبران خليل جبران که بعد ها با نام کوتاه شده «خليل جبران» معروف شد- در سال 1883 در دهکده کوهستاني سرسبزي به نام بشري در شمال لبنان در يک خانواده مسيحي ماروني به دنيا آمد.

ماروني ها پيروان فرقه اي از مذهب کاتوليک هستند که در قرن پنجم ميلادي، به دست راهبي به نام مارون قديس پي ريزي شد و در خاورميانه گسترش يافت. امروز بيشتر مسيحيان عرب از اين فرقه اند. روحانيان کاتوليک ماروني بر خلاف روحانيان کاتوليک رومي حق ازدواج دارند، و مادر جبران خليل دختر بي سواد يک کشيش ماروني بود.

پدر جبران، که او هم جبران خليل نام داشت، مرد مسؤوليت ناشناسي از کار درآمد و خانواده اش را فقير و بي سرپرست گذاشت.

تحصيلات جبران خليل هم در کودکي ناگريز فقيرانه بود و کمابيش به خواندن ترجمه عربي کتاب مقدس و فرا گرفتن مبادي مسيحيت به زبان سرياني نزد کشيش دهکده منحصر مي شد. جبران تحصيلات جدي تر ولي نه چندان مفصل خود را بعدها در آمريکا- و نيز در سفر چهار ساله اي به لبنان انجام داد.

او با آن که در دوازده سالگي همراه با خانواده اش به آمريکا مهاجرت کرد و به تابعيت آمريکا درآمد، هميشه خود را لبناني مي دانست و با مردم لبنان همدردي داشت. پس از درگذشت جبران در چهل و هشت سالگي، در 1931، مردم لبنان جسد او را به کشورش باز گرداندند و پس از تشييع جنازه دو روزه اي او را در دهکده زادگاهش به خاک سپردند. امروز نام و آثار جبران خليل جبران در رديف افتخارات مردم لبنان است. رفتن خانواده جبران به آمريکا جزئي بود از يک موج مهاجرت تاريخي که در سال هاي پايان قرن گذشته بر اثر رکود اقتصادي و بيکاري وسيع ناشي از باز شدن کانال سوئز در خاور ميانه پيش آمد؛ مادر جبران خليل با خانواده بي سرپرستش به خيل مهاجران آمريکا پيوست و در تابستان 1895 به نيويورک رسيد، و سپس در محله عرب نشين و فقير جنوب شهر بستون ساکن شد. او با دست فروشي و دوره گردي، و سپس با دکان داري، نان خانواده اش را در مي آورد. از خانواده او جبران خليل تنها بچه اي بود که توانست به مدرسه برود و سواد بياموزد.

در 1898 جبران خليل، با آن که هنوز تحصيلات انگليسي اش به جايي نرسيده بود، براي آموختن زبان و ادبيات عربي و فرانسوي به لبنان برگشت و تا 1902 در آنجا ماند. در اين سال ها استعدادهاي او در زمينه نويسندگي و طراحي رفته رفته آشکار شد و شخصيت خاص او شکل گرفت: جواني با موي بلند و لباس غير متعارف و روحيه و رفتار شيدا و شاعرانه، شيفته صلح و صفا، بيزار از ستم حکومت عثماني و بيگانه از تعاليم کليساي کاتوليک. اين جوان در آخرين سال اقامتش در لبنان با همکاري دوستي با نام يوسف الحويک مجله اي به نام المناره داير کرد؛ در اين نشريه بود که نخستين نوشته هاي عربي و طرح هاي سياه قلم او منتشر شد. در بهار 1902 او براي پيوستن به خانواده اش به آمريکا برگشت. در بهار 1904 نمايشگاهي از طرح هاي سياه قلم جبران در بستون بر پا شد و مورد توجه منتقدان هنري را گرفت؛ اما اهميت بيشتر اين نمايشگاه، از لحاظ خود جبران، در آن بود که او را با زني به نام مري هسکل آشنا کرد. مري ده سال از جبران بزرگ تر بود، و در زندگي ادبي جبران نقش مهمي بازي کرد، زيرا او بود که جبران را تشويق کرد که به جاي ترجمه آثار عربي اش به انگليسي، مستقيماً به زبان انگليسي بنويسد، و خود او ويرايش نوشته هاي انگليسي جبران را بر عهده گرفت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون