جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2753- تاریخ : 1392/01/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(سه شنبه)

 گــوناگــون  

بهشت را نقاشي کنيد

 اغلب مردم تقريباً به همان اندازه اي شاد هستند كه انتظارش را دارند. در برابر يك موقعيت يكسان يكي بدبختي و فلاكت را مي‌بيند و ديگري موقعيت ها و فرصت هاي تازه را.

شاد بودن هميشه آسان نيست. شاد بودن مي تواند يكي از بزرگترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد. لازمه شاد زيستن، جستجوي زيبايي ها و خوبي هاست.

قلم و رنگ در اختيار شماست. بهشت را نقاشي كنيد و بعد، وارد آن شويد. علت غمگيني انسان آن است كه زندگي بدان گونه اي كه او مي خواسته نيست. زندگي با آرمان هاي او جور در نمي آيد و در نتيجه او را غمگين و افسرده مي سازد.

شاد زيستن، يك تصميم است. خيلي ها چنان زندگي مي كنند كه گويي يك روز در مسير عمر عاقبت به «شادي» خواهند رسيد، مثل كسي كه به ايستگاهي مي رسد. انسان بايد احساس كند كه براي شادتر بودن و براي بهره برداري بيشتر از زندگي نبايد دنيا را تغيير دهد، بلكه بايد خودش تغيير كند.

دنيا بي عيب و نقص نيست. ميزان ناخشنودي ما در واقع فاصله ميان واقعيت و آرمان است؛ اگر ما توقع كمال نداشته باشيم، شادي آسان تر به دست مي آيد.

ممكن است نگاهي به زندگي خود بياندازيم و بگوييم: اگر مجبور نبودم با اين دوستان كم خرد و همسر تنبل و بچه هاي آتش پاره سر كنم، مي توانستم وقتي براي رشد فردي ام انتخاب كنم.

يا اگر دوستان، والدين، موقعيت، محيط و خيلي چيزهاي ديگر برايم در سطحي بالاتر قرار مي داشت آنوقت مي توانستم مراحل كمال را طي كنم... اين اشتباه است!

رشد فردي ما سر كردن با همين آدمهاست. آدمهاي زندگي ما، معلم هاي ما هستند. دوستاني كه بد قول اند، شوهرهايي كه در خواب خرناسه مي كشند، بچه هاي ناسپاس و همسايه هايي كه زباله هاي خود را جلوي منزل ما مي ريزند.

همه و همه، تا زماني اينگونه هستند كه به خود مي گوييم: اگر اين آدم ها در رفتارشان تجديدنظر مي كردند، مي توانستم خوشبخت تر زندگي كنم.

اگر شخصي در زندگي وجود دارد كه شما را عصبي مي كند پروژه شما بايد مقابله مؤثر با خشم باشد و براي اين كار هم يك حريف تمريني ايده آل در زندگي تان وجود دارد، عجب سعادتي...!

شايد بگوييد رهايش مي كنم، اين طوري همه كارها رو به راه مي شود، اما مشكل شما با اين كار حل نمي شود، كافي است شخصيت ديگري وارد زندگي شما شود و او هم به همان اندازه شما را عصبي كند.

هر انساني كه در سر راه زندگي ما قرار مي گيرد چيزي براي آموختن و فراگرفتن دارد. كافيست ورودي هايمان را باز بگذاريم، نشانه ها را تشخيص دهيم و قدر لحظه لحظه زندگي را بدانيم.

اگر امروز از خداوند شفيقي براي زندگي مي طلبيد يا پرسشي براي سؤال هاي بي انتهايتان مي خواهيد، جاي هيچ تعجبي ندارد كه فردا روز انساني جديد در سر راه زندگي شما قرار بگيرد و جواب بسياري از خواسته هاي شما را در خود داشته باشد.

ويستا


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون