جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2720- تاریخ : 1391/11/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)

 قند پارسي 

سفرنامه ناصرخسرو

قسمت صد و سي و نهم

سرزمين عمان هشتاد فرسنگ در هشتادفرسنگ مساحت دارد و گرمسير است. در عمان جوزهندي مي رويد كه به آن نارگيل مي گويند.

اگر از عمان به طرف دريا بروي در سمت شرقي به سرزمين كيش و مكران مي رسي. همچنين عمان از طرف جنوب به عدن مي رسد و طرف ديگر آن فارس است.


به زعم من اهالي لحسا همانند اعراب بدوي بي دين هستند

در لحسا خرما فراوان است به حدي كه براي پرواركردن چهارپايان به آنها خرما مي دهند. در برخي روزهاي سال، قيمت هزار من خرما يك دينار است.

از طرف شمال در هفت فرسنگي لحسا ناحيه اي است به نام قطيف كه شهري بزرگ است و به فراواني درخت خرما دارد.

يكي از پادشاهان عرب به مرزهاي لحسا آمده بود و يكسال هم مقاومت كرد. از چهار قلعه لحسا يكي را به تصرف خود درآورد و شهر لحسا را غارت كرد و هيچ دليلي براي اين كارش نداشت.

اميرعرب از من خواست كه به وسيله علم نجوم پيش بيني كنم كه آيا او مي تواند شهر لحسا را بگيرد و دليل حمله خود را بي ديني مردم لحسا بيان كرد.

من برحسب مصلحت و درستي امور به او سخناني گفتم.

منهم اهالي شهر لحسا را همانند اعراب بدوي بي دين و مسلك مي شناسم زيرا كه در لحسا كسي هست كه يك سال است دست خود را با آب نشسته است و اين را من از روي مشاهدات خود مي گويم چرا كه من 9 ماه بين آنها زندگي كردم.

در لحسا كه بودم نمي توانستم شيربخورم و از هركس درخواست آب مي كردم به من شيرمي‌داد و چون اصرار مي كردم كه آب مي خواهم مي گفتند هرجا آب ديدي آن را تقاضاكن.

آنها در طول عمر خود هرگز به حمام نمي رفتند و آب روان نديده بودند.

ادامه دارد.....

منبع : سايت گنجور


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون