جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2650- تاریخ : 1391/08/28 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)

 طنـــــــــــز 

کاريکلماتورهاي مهدي فرج‌الهي

آمدم، تو بودي، اما قسمت نبود


کاريکاتوري که با کلمات شکل مي‌گيرد؛ اين فرم نسبتا تازه‌اي در طنز است که مورد استقبال طنزنويسان و مخاطبانشان قرار گرفته است. به خصوص که روزگار ما، روزگار سرعت است و مي‌نيماليزم، بر تمامي قالب‌هاي هنري سايه انداخته است..

غزل خداحافظي

قافيه را باخته بود

در غزل خداحافظي

**

قسمت

آمدم

تو بودي

اما قسمت نبود

**

اجل

اجلش رسيد

اما

خودش هنوز نرسيده بود

**

عشق

عشقم کشيد

اما

خودم نکشيدم

باد

نمي خواهم ميله باشم، پرچم باشم

**

مي خواهم باد باشم، آزاد باشم

**

ماه

از لاي برگهاي درختان ستاره چکه مي کند

در اين غربال

اسير مانده است ماه

**

زبان مادري گوسفند

زبان مادري گوسفند دوحرف دارد: ب و ع

اما زبان مادري من حرف ندارد

**

استقبال

به استقبالت

چشم را هم آب و جارو کرده‌ام

تا تو زيباتر بيايي

**

طوفان

باد مي آمد و طوفان مي رفت

تا کلاه از سر ما بر دارد

**

طول عمر

از روي پل عابر پياده

عرض خيابان را به طول عمرم اضافه مي‌کنم

**

نگاه

دريغا نگاهت

دست به دست مي شود

**

صبح بهاري

قلبي که درون سينه دارم

گنجشک ترين صبح بهاري است

**

راننده

جاده‌ي ناهموار

راننده‌ي عجول را دست مي‌اندازد

**

سوگ

مغازه تعطيل است

به خاطر غم از دست دادن وجدان

به سوگ اين فقدان

**

پيمانکار

ستون‌ها رژيم گرفته بودند

پيمانکار سنگين‌تر شود

**

تاب

تاب بي‌تاب بود

بچه‌ها بزرگ شده بودند

حالا مغزشان تاب پيدا کرده بود

**

اشک

اين طرف اشک غم

آن طرف اشک شوق

زندگي در ميان اشکهاي من شناور است

**

غلاف

چشمانت را غلاف کن

قلبم ضدگلوله است

**

درخت

تنها ثمرش

سايه بود

درخت خشکيده


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون