جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2581- تاریخ : 1391/06/05 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)

 قند پارسي 

زندگينامه ناصرخسرو

قسمت دوم

توبه وعزم سفر حج

با خود فكركردم تا زمانيكه اخلاق و رفتارم را تغييرندهم نمي توانم نفسم را كنترل كنم و از عادت به شرب خمر نجات پيداكنم. روز پنجشنبه ششم جمادي الاخر (ماه چهارم سال قمري) از سال 437قمري مصادف با نيمه ديماه پارسيان(تاريخ شمسي) به سال 410 يزدگردي.

غسل كردم و به سوي مسجد جامع رفتم و در آنجا نماز به جاي آوردم و از خداوند عالي مرتبه خواستم كه به من كمك كند تا بتوانم وظايف شرعي ام را به جاي آورم و از كارهاي ناپسندي كه دين الهي از آنها نهي فرموده است
دوري جويم.

سپس به شبورغان رفتم(يکي ار شهرهاي شمال شرقي خراسان قديم واقع بر سر راه مرو به بلخ در ناحيه کوهستاني و بين آن و بلخ يک روز راه بود).

شب به روستاي بارياب رسيدم و از آنجا در راه سنكلان و طالقان به سمت مروالرود رفتم.

(طالقان شهري در خراسان قديم بوده است. مولف حدودالعالم محل آنرا ميان طخارستان وختلان و در سر حد گوزگانان مينويسد و ياقوت در معجم البلدان بين بلخ و مروالروذ ياد ميکند.)

آنگاه به مرو رفتم و با اين استدلال كه قصد سفر حج دارم از كار خود استعفا دادم. حساب كارم را تحويل دادم و از اموالم مقدار كمي را با خود به عنوان توشه راه همراه بردم.

عزم نيشابور و كسوف

بيست وسوم شعبان به قصد نيشابور از مرو خارج و به سمت سرخس رهسپارشدم فاصله مرو تا سرخس سي فرسنگ راه است و فاصله سرخس تا نيشابور چهل فرسنگ است. روز شنبه يازدهم ماه شوال به نيشابور واردشدم.

چهارشنبه آخرماه‌شعبان خورشيدگرفتگي‌شد و پادشاه وقت طغرل‌بيك‌محمد بود كه برادر جعفري‌بيك بود.

او دستور‌داده‌بود در نزديكي بازار كيف‌سازان مدرسه اي بنا كنند و داشتند بناي مدرسه را مي ساختند.

طغرل بيك محمد براي ولايت گيري به اصفهان رفته بود بار اول و دوم ذي القعده از نيشابور بيرون رفتم در صحبت خواجه موفق که خواجه سلطان بود.

(ذي القعده ماه يازدهم از ماههاي قمري است. اين ماه يكي از ماه هاي حرام است كه در اين زمان مسلمانان جنگ نمي كردند و به مسافرت نمي رفتند.)


زيارت شيخ بايزيد بسطامي و طلب اهل علم

در راه كوان به قومس رسيدم و به خدمت شيخ بايزيد بسطامي رسيدم (در زمان نوشتن اين سفرنامه بايزيد دارفاني را وداع گفته است و ناصر خسرو با دعاي خداروح اورا منزه بدارد از اين عالم فقيد تجليل مي كند).

روز جمعه هشتم ذي القعده مدتي در آنجا ماندم و از اهل علم، علم آموختم.

مردي را به من معرفي كردند به نام استادعلي نسائي. پيش او رفتم .

ادامه دارد.....

منبع : سايت گنجور

بازنويسي : نغمه علي بيك زاده


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون