جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2538- تاریخ : 1391/04/12 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

 قند پارسي 

حكايت هاي كليله ودمنه_باب شيروگاو

قسمت بيست و ششم

دمنه گفت:حق باسلطان است،اماهروقت كه اين دروغگوي خائن بيايدبايدآماده باشيم تافرصت كارخطرناكي نداشته باشد.

ولي به نظرمن اگردقت داشته باشيدوبه كارهاي اوتوجه كرده باشيدبدذاتي وبدجنسي رادرهمه كارهاوخصوصياتش به وضوح مي بينيد.چون هرچقدرهم سعي مي كندكه بدبودن خود را مخفي كندنمي تواندوافرادعاقل اين مسئله رابه راحتي مي توانندتشخيص دهند.

نشانه خاص اواين است كه وقتي واردمي شوداين طرف وآن طرف رانگاه مي كندوهمه جارازيزنظرمي گيردوخودش رابراي جنگ آماده مي كند.شيرگفت:درست مي گويي.اگراين كارراكردووقتي واردشداين رفتاراازخودش نشان دادمعلوم مي شودكه چنيني قصدي دارد.

دمنه وقتي كه خيالش ازفريب دادن شيرراحت شدومطمئن شدكه كارش راخوب انجام داده است وآتش فتنه رابه خوبي دردل شيرپرپاكرده است آماده رفتن به پيش شنزبه شدوقبل ازرفتن براي اين كه كسي شك نكندگفت:اگرسلطان اجازه بدهندبه ديدن دمنه برودتاازحال واوضاعش باخبرشوم وشايدبتوانم ازنقشه اش باخبرشوم.سلطان اجازه دادودمنه به راه افتادتادردل گاوهم آتش فتنه راشعله وركند.

دمنه خودش رامانندسرافكنده وخجالت زده اي غمگين وانمودكردوبه سراغ گاورفت.شنزبه وقتي اوراديدبااحترام كامل وخوشرويي به استقبالش آمدوگفت:مدت زيادي است تورا نديده ام،حالت خوب است؟

دمنه گفت:چطورميتوانم خوب باشم وقتي كه...

ادامه دارد..


تهيه و تنظيم: فاطمه رهنما


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون