جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2443- تاریخ : 1390/11/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يکشنبه)

 چگونه نوجوان مان را سالم پرورش دهيم؟ 

يکي از دغدغه هاي اصلي پدران و مادران تربيت درست فرزند يا فرزندان است. اين دغدغه و دل نگراني از همان زمان تولد با رفع کوچکترين نيازهاي نوزاد آغاز مي شود و تا زماني که فرزند به استقلال واقعي نرسد همچنان ادامه دارد، اما در اين ميان مهمترين و حساس ترين مرحله که بيشترين تنش را به پدر و مادر وارد مي کند.

دوران بلوغ يا دوران نوجواني يا همان دوران سرکشي فرزند است که اگر مديريت درستي در اين مرحله از رشد فرزند، مورد توجه قرار نگيرد، پيامدهاي جبران ناپذير آن مي تواند تا پايان عمر زندگي فرزند را تحت تأثير قرار دهد.در اينجا با استناد به تجربيات و ديدگاههاي آقاي دکتر دهستاني، روانشناس به اين موضوع مي پردازيم که چگونه مي توانيم با وجود همه اين
دغدغه ها و تنش ها، فرزندي شايسته تربيت کنيم و تحويل جامعه دهيم.

*آقاي دکتر دهستاني! به عنوان نخستين پرسش براي داشتن نوجواني سالم از چه سني بايد پدر و مادر تربيت درست را آغاز کنند؟

**کودک از زماني که متولد مي شود داراي نيازها و کمبودهايي است که با رشد او اين نيازها هم بزرگ مي شوند و کم کم رنگ و بوي ديگري به خود مي گيرند، اما اگر همين نيازها- هر چند کوچک- در کودکي ناديده گرفته شوند سبب بروز خلاءها و کاستي هايي در بزرگسالي مي شوند. يکي از اين نيازها، نياز به تعلق، دوست داشتن و احترام داشتن است که از حدود 4 سالگي در کودک بشدت پرورش مي يابد و متأسفانه پدران و مادران و اطرافيان بدون توجه به اين نياز و با اين فکر که کودک 4 ساله چيزي نمي فهمد، با رفتار نادرست سبب سرکوب اين حس در کودک مي شوند که متأسفانه بازتاب اين عمل در نوجواني بروز پيدا مي کند.

*نوجواني که در کودکي به علت ناآگاهي پدر و مادر دچار خلاء احساسي و رواني و شخصيتي مي شود مي تواند آسيب پذير و آسيب گذار نيز بشود؟

**بله البته اين موضوع صد درصد نيست و نخواهد بود، اما در بسياري از موارد ديده شده نوجواني که در سنين پيش از دبستان مورد توجه و احترام قرار نمي گيرد، با ورود به دوران نوجواني و بلوغ، جذب گروه هاي خلاف و شرور مي شود تا به باور خود احترامي پيدا کند و خودي نشان دهد و ديگر برايش مهم نخواهد بود که رفتارش ارزش دارد يا بي ارزش هستند و فقط به فکر جلب توجه و کسب احترام و توجه آن هم از روش و راه نادرست آن برمي آيد. براي نمونه، اگر جذب گروهي شود که همه سيگار مي کشند براي اينکه ارزشهاي گروه را حفظ کند، خواه ناخواه- حتي اگر تمايلي به انجام اين کار نداشته باشد- براي ترس از طرد شدن از گروه به اين خواسته تن مي دهد و فردي سيگاري و وابسته مي شود.

*ناکامي به چه معناست و آيا ناکامي زمينه ساز بروز جرايم و بزهکاري مي شود؟

**ناکامي در اصل يعني نرسيدن به اهداف. امروزه ثابت شده است ناکامي مي تواند منشأ بسياري از جرايم و بزهکاريها در جامعه و فرد باشد. در افراد درونگرا اين ناکامي و نرسيدن به هدف با بروز افسردگي همراه مي شود که در نتيجه نوجوان ما به علت افسردگي و براي گريز از اين حس چنانچه نظارت درستي از سوي پدر و مادر بر رفتار او صورت نگيرد به سمت کارهاي خلاف کشيده مي شود، ولي در افراد برونگرا اين ناکامي به صورت خشونت و اعمال زور خود را بروز مي دهد و پيامدها و آثار آن مي تواند بسيار شديدتر و خطرناک تر از افراد درونگرا باشد.

*بهترين راهکار و پيشنهاد براي فراگيري و آموزش مهارتهاي زندگي براي يک نوجوان چيست؟

**مهمترين کاري که بايد انجام شود، آموزش فرزندانمان در سنين راهنمايي، با قرار دادن يک واحد درسي، زير نظر يک روانشناس به عنوان آشنايي با مهارتهاي زندگي است که در اين کتاب بايد نوجوان با مشکلات و معضلات روحي و رواني اين سن به طور کامل- هم تئوري و هم عملي- آشنا شود. ناهنجاريهايي مانند پرخاشگري و نداشتن مديريت خشم و پيامدهاي آن، روابط آزاد و پيامدهايي که مي تواند ناخوشايند باشد، موادمخدر و آينده سياهي که در اثر مصرف اين مواد آينده فرد را تهديد مي کند از مهمترين مسائلي هستند که تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته اند و جاي آن در ميان کتابهاي درسي خالي است و نياز به آن بشدت احساس مي شود. بنابراين آموزش و پرورش بايد با استفاده از دانش روان شناسان به نوشتن کتابهايي در زمينه مهارتهاي زندگي اقدام کند.

*امروزه کودکان تمايل زيادي به استفاده از رايانه به عنوان يک وسيله سرگرمي و نه کاربردي پيدا کرده اند و با رسيدن به سن بلوغ پديده استفاده از اينترنت و دنياي مجازي مطرح مي شود. آيا اين وسيله مي تواند کاربرد علمي داشته باشد؟ وظيفه والدين در اين ميان چيست؟

**رايانه و اينترنت از پيشرفتهاي دانش و علم هستند و امروزه اگر کسي از علم کامپيوتر و اينترنت آگاهي نداشته باشد تا اندازه زيادي از تمامي مسائل روز عقب مي افتد اما متأسفانه در کشور ما از همان سنين چهار يا پنج سالگي، فرزند ما رايانه را با بازي هاي رايانه اي مي شناسد و از آن به عنوان يک وسيله سرگرمي استفاده مي کند، در حالي که بايد پدر و مادر از همين سنين به کودک بياموزند که رايانه افزون بر جنبه تفريحي، جنبه آموزشي نيز دارد و با آموزش دادن استفاده درست از کامپيوتر، به کودک آموزش دهند و با بزرگتر شدن به اين موضوع بيشتر توجه کند که کامپيوتر يک وسيله تخصصي و علمي است نه فقط يک وسيله تفريحي و سرگرم کننده. استفاده از لوحهاي فشرده آموزشي که براي سنين خردسالي و کودکي تهيه و تنظيم شده و کودک افزون بر جنبه تفريحي و سرگرمي اين لوحها، آموزشهاي خاص و مهارتهاي علمي را نيز با توجه به سن خود فرا مي گيرد، بهترين روشي است که پدران و مادران مي توانند براي فراگيري بهتر استفاده از رايانه از همان کودکي به فرزند آموزش دهند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
کارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
کانون