جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2439- تاریخ : 1390/11/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 گــوناگــون  

ترس در کودکان و نوجوانان

قسمت اول

به واقع والدين همه گاه در تربيت فرزندان خود با واقعيتي انکارناپذير روبه‏رو هستند: ترس کودکان! دنياي کودکان مشحون از ترسهايي است که خود را در رفتارهايشان نشان مي‏دهند.

بسياري از ترسهاي دختربچه‏ها و پسربچه‏ها جنبه سازگارانه داشته و باعث مي‏شود تا آنان در دام وضعيتهاي خطرناک گرفتار نيايند. حال آنکه انواع ديگري از ترسهاي کودکان با گذشت زمان اندک اندک محو شده به گونه‏اي که مي‏توان اين گونه ترسها را نوعي پديده طبيعي رشد دانست.

به طور کلي ترس واکنشي است از پيش شناخته شده و با پاسخي به محرکهاي تهديدآميز و واضح است امري طبيعي، لازم و مفيد مي‏باشد. ترسها گاهي جنبه اجتماعي و گاه جنبه فردي دارند. کمک به دختران و پسران براي غلبه بر ترسشان نبايد والدين را به اين نتيجه رهنمون سازد که کودکان خود را از دنياي پيرامون خود جدا و مخفي سازند. ترس در کودکان متناسب با رشد قواي عقلي، امنيت و سلامت و تسلط بر محيط اطراف تغيير مي‏يابد.

ترس خاص هنگامي در دختربچه‏ها و پسربچه‏ها ايجاد مي‏شود که نسبت به بعضي از اشيا و امور آگاهي و حساسيت پيدا کنند. در بسياري مواقع کودک ترس خود را به زبان آورده و زماني در رابطه با ترسهاي خود تنها به عکس‏العمل بسنده داشته و زبان بيان موقعيت ترس‏آور را ندارد.

وابستگي بيش از حد کودک به بزرگسالان موجب بروز ناپايداريهاي هيجاني، ناامني در روابط اجتماعي، ناتواني در حفظ حقوق خود و نداشتن مهارت در فعاليتهاي بدني و نهايتا ترس مي‏شود. ترس، مقوله‏اي مختص فرد يا قشر خاصي نبوده و در همه افراد با شدت و ضعف متفاوت وجود دارد. به عنوان نمونه، يک محرک مي‏تواند براي يک طفل ترس‏آور باشد اما براي طفل ديگري بي‏تفاوت باشد. بافت اجتماعي کودکان در نوع ترسها بسيار مؤثر است. به طوري که ترس در کودکان باهوش زودتر از کودکان کم‏هوش خود را نشان مي‏دهد و دختران نيز معمولاً ترسوتر از پسرها هستند.

ترس از اشياي واقعي يا محرکهاي غير عادي (افراد غريبه و ... به تدريج و با افزايش سن و سال کاهش يافته و در مقابل ترس از محرکهاي تخيلي (ترس از تنهايي و ...) بيشتر مي‏شود. ظاهرا رشد مفاهيم ذهني کودک و درک بيشتر او از جهان پيرامون خود، به همراه کاربرد افزونتر از علايم، واکنشهاي هيجاني او را تحت تأثير قرار مي‏دهد.

در بعضي موارد، ترس براي حفظ کودک لازم و مفيد مي‏باشد. گاه ترس مي‏تواند به کودک کمک کند تا پاسخهاي جديدي بيابد. به عنوان مثال، ترس از اتومبيل، طريقه عبور صحيح از خيابان را به طفل مي‏آموزد. اما واکنشهاي ترسناک شديد به مانند گريستن و فرار کردن و نظاير اينها با رفتار سازنده مغايرت دارند. گاهي کودکان تمايل شديدي به کسب ترسهاي اطرافيانش نشان مي‏دهد و اين تمايل در مورد ترس از حيوانات و جانوران بيشتر وجود دارد.

در اين مورد يک دختر يا يک پسر با خود مي‏انديشد حتما علتي دارد ديگران از آن جانوران مي‏هراسند، لذا وي هم به تقليد از بزرگترهاي خود مي‏ترسد.کودکان ترسو معمولاً گوشه‏گير، خجول و فاقد قدرت تصميم‏گيري بوده و در آينده از کسب پستهاي حساس شغلي ترس خواهند داشت. به طور کلي در هفته‏هاي اول عمر، نوزاد با ترس آشنا نيست. از شش ماهگي به بعد نوزاد از افتادن يا شنيدن صداهاي بلند مثل بوق اتومبيل و يا صداي جاروبرقي مي‏ترسد.

هنگامي که کودک را در آغوش مي‏گيريم و ناگهان او را به طرف بالا پرت مي‏کنيم، کودک دست و پاي خود را به اطراف باز کرده و شروع به گريه مي‏کند.

از سن ده ماهگي و با افزايش شناخت کودک از محيط پيرامون، او مي‏آموزد تا چيزهاي آشنا را از ناآشنا تشخيص دهد. در اين سنين او از نزديک شدن به غريبه‏ها مي‏ترسد و از آن جايي که والدين، خواهر و برادر و ساير نزديکانش را مي‏شناسد، امنيت بيشتري در خود احساس مي‏کند اما اگر چيز ناآشنايي به طوري خاص بزرگ، درخشان و پرزرق و برق مثل يک عروسک پشمالو در مقابل او قرار گيرد آنگاه ترسناک به نظر خواهد آمد.

ادامه دارد..


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
کارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
کانون