جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2398- تاریخ : 1390/10/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 شما از چه نظر باهوش هستيد 

آلفرد بينه در سال 1905 اولين آزمون هوش را طراحي کرد تا استعداد بالقوه دانش آموزان دبستاني نه چندان ثروتمند را براي مقاطع بالاتر آموزشي تعيين کند. اساسا بينه آزموني را براي پيش بيني موفقيت دانشگاهي طراحي کرد.

متاسفانه، اگرچه هوش از موضوعاتي است که در حوزه روان شناسي بسيار مورد بحث قرار گرفته است، تعريف استانداردي درباره آن وجود ندارد. شايد بتوان به صورت کلي هوش را توانايي آموخيتن و کاربرد مهارت هايي تعريف کرد که براي سازگاري موفقيت آميز با نيازهاي فرهنگ و محيط فرد لازم است. وجه اشتراک بيشتر آزمون هاي هوشي آن است که ضريب هوش (IQ) انسان را اندازه گيري مي کند. ضريب هوشي (IQ) به تنهايي نمي تواند هوش کلي افراد را اندازه گيري کند. زيرا IQ اساسا استعداد تحصيلي را اندازه گيري مي کند.

به گفته هاوارد گاردنر، روان شناس مشهور دانشگاه هاروارد، هوش يک توانايي يک بعدي نيست. هوش هاي چندگانه وجود دارند. نظريه هوش چندگانه گاردنر توجه بسياري را جلب کرده است. او هفت نوع اصلي هوش را معرفي کرد. توني بوزان، نويسنده و محقق مشهور انگليسي معتقد است که ده نوع هوش اوليه وجود دارد:

هوش کلامي (زباني):

به درک معناي واژه ها و استدلال از طريق کلمات اشاره دارد. شاعران، نويسندگان و سخنوران چيره دست به ميزان زيادي اين توانايي را دارند. موفقيت تحصيلي به اين هوش بستگي دارد، بخش اعظم آزمون هاي پيشرفت و IQ اين توانايي را مي سنجيدند، در جوامع امروزي اين هوش محور توجه است.

هوش عددي:

نوعي توانايي رياضي - منطقي است. دانشمندان، حسابداران و فيزيک دانان بيش از ديگران از اين توانايي بهره مندند و موفقيت تحصيلي به آن بستگي دارد. بخش اعظم آزمون هاي IQ و پيشرفت براساس اين توانايي بوده است، در جامعه تحسين برانگيز است، ولي دور از دسترس پنداشته مي شود.

هوش فضايي:

نوعي توانايي تجسم و عمليات فضايي است. بدون آن نمي توان اشکال پيچيده را دستکاري يا خلق کرد. صفحه آرايي ها، ساخت نمونه ها، ساختارها و طرح هاي گرافيکي به اين هوش وابسته است. از طريق اين هوش مي توان نقشه را خواند و به مقصد رسيد. مهندسان، ملوانان، معماران، مجسمه سازان، نقاشان، باغبانان و جراحان به وفور از اين هوش بهره مي برند.

هوش ميان فردي:

توايي مربوط به ارتباط با افراد و درک آنها. اين هوش، به درک بهتر احساس و افکار ديگران منجر مي شود. هوش بين فردي شايد پيچيده ترين توانايي و ضروري ترين ابزار براي موفقيت در زندگي باشد، مگر اينکه موفقيت صرفا کسب مدال هاي جهاني المپياد ارزيابي شود. فروشندگان موفق، سياستمداران، معلمان، مشاوران، رهبران مذهبي و رهبران ديگر گروه ها بايد هوش ميان فردي بالايي داشته باشند.

هوش درون فردي:

چنان که گفتيم هوش ميان فردي توانايي درک و سروکار داشتن با ديگران است، بنابراين هوش درون فردي توانايي درک و سروکارداشتن با خود است. نام ديگر اين هوش، بينش شخصي است. درک خود براي همه ما بسيار مهم است. افرادي که با خود سازگارند هوش بين فردي زيادي دارند و کساني که با خود در جنگ اند، در اين بخش کاستي دارند. اين هوش ضرورتا توام با ديگر هوش ها نيست. براي مثال برخي از افراد هوش عددي و کلامي بالايي دارند، اما رفتارهاي خودتخريبي زيادي از خود نشان مي دهند. هيچ يک از استعدادها و توانايي هاي ممتازشان در ديگر حيطه ها به شادي آنان نمي انجامد. زيرا يا هوش بين فردي آنان نقص دارد يا اينکه کاملا کاربردي (عملياتي) نيست. به منظور موفقيت در زندگي، بايد از خطاهاي خود آگاه شويم و آرزوها و ويژگي هاي شخصي خود را ارزيابي کنيم. البته مشاوره با افراد متخصص به رشد هوش ميان فردي و بين فردي کمک مي کند.

هوش فيزيکي (جسمي):

هوش فيزيکي توانايي استفاده درست از بدن و حرکات بدن است. برخي بر اين باورند که ورزشکاران افراد باهوشي نيستن دو بايد از طريق بازي کردن در گروه ورزشي پيشرفت کنند. اما در حقيقت، ورزشکاران ماهر، هوش فوق العاده اي دارند. ورزشکاران المپيک باهوش اند. هوش بدني توانايي بالا و پيچيده اي محسوب مي شود، زيرا نيازمند محاسبات زياد، حرکات هماهنگ، تعادل ظريف، وضعيت مناسب اندام و فضاسازي در جهت هماهنگي با بدن شخص است.

هوش حسي:

منظور از اين هوش، توانايي استفاده از حواسي مانند بينايي، شنوايي و بويايي است. بسياري از ما توانايي استفاده کامل از حس خود را نداريم. مي بينيم، ولي مشاهده نمي نکيم؛ مي شنويم، ولي گوش نمي دهيم؛ و لمس مي کنيم، اما احساس نمي کنيم. ما در فضايي مه آلود زندگي مي کنيم. براي آزمون اين گفته يک چشم خود را ببنديد. ملاحظه کنيد با يک چشم چه ميزان کمتر مي?بينيد. متاسفانه، بيشتر اوقات ناخواسته اين کار را انجام مي دهيم. ما براي مديريت محيط از حس هاي خود به طور کامل بهره نمي گيريم.

هوش معنوي:

اين هوش توانايي به وجود آوردن زندگي متعادل با جهان، طبيعت و محيط اطرافمان است. يعني توانايي زيندگي هماهنگ با همه انسان ها و موجودات ديگر. هونش معنوي يعني باورکردن قدرت خداوند، علاقه به انسانيت و پذيرش حضور يک قدرت والاتر. ثمره اين هوش، عشق عالمگير، مهرباني و ملاطفت به عنوان بخشي از ويژگي شخص است. انبيا، قديسان و ساير رهبران معنوي داراي چنين هوشي بوده اند. اگر شما اين خصيصه را داريد، باهوش ايد.

هوش خلاقانه:

توانايي توجه به موضوعات، اتفاقات و مسائل به شيوه اي کاملا تازه و بديع حاصل اين هوش است. افکار خلاق در مقابل افکار متعارف قرار مي گيرند. گاهي بعضي از راه حل ها تنها مي تواند از يک ذهن خلاق نشات بگيرد. وقتي مي گوييم مشکلي قابل حل نيست، منظورمان اين است که مشکل از طريق منطق متعارف قابل حل نيست، اما شايد اين مشکلات با رويکرد متفاوت به مشکل قابل حل باشد. مثالي از قانون جاذبه زمين مي زنيم. همه مردم مي بينند که سيب از درخت مي افتد، اما نيوتن افتادن سيب از درخت را از دريچه ديگري ديد و نيروي جاذبه را کشف کرد.آزمون هاي IQ و کلامي براساس تفکر و منطق متعارف است. در تفکر و منطق متعارف براي هر پرسش تنها يک پاسخ وجود دارد. اگر شما آن پاسخ خاص را بدهيد، نمره مي گيريد. تفکر خلاق يعني دادن پاسخ هاي متفاوت؛ پاسخ هايي که از روي عادت به ذهن ما نمي آيند. به همين سبب معمولا افراد خلاق در دوران تحصيل مشکلاتي دارند. آنها اغلب به پاسخ هايي فکر مي کنند که براي ديگران نامعقول و عجيب است.

هوش هوش ها:

توانايي استفاده از ساير هوش ها و قابليت استفاده از شيوه اي هدفمند، حاصل اين هوش است. هيچ يک از ما سطوح کافي از اين هوش را نداريم. بسياري از ما حتي آنچه را که کسب کرده ايم نمي شناسيم. بسياري با استعدادند و توانايي فوق العاده اي دارند، اما به ندرت به طور کامل از آن بهره مي برند. اغلب مردم اولويت ها را ناديده مي گيرند و زماني طولاني را روي موضوعات ناچيز و بي نتيجه تلف مي کنند.

بنابراين به نظر مي رسد ده نوع هوش وجود دارد، شايد هم بيشتر، بهتر است بگوييم «چندين» هوش. دقيقا نمي دانيم چه تعداد. براي نمونه گاردنر نوع ديگري از هوش را شناسايي کرد: هوش موسيقي، نوابغ موسيقي که از کودکي توانايي فوق العاده اي در اين زمينه از خود نشان مي دهند داراي اين هوش اند. همه افراد ترکيبي از اين هوش ها را دارند. در يک برهه زماني در يک جامعه خاص، برخي از هوش ها از ديگر هوش ها باارزش ترند.خود را بشناسيد و هوش هاي خود را پرورش دهيد. علاوه بر اين هوش ها سيال اند. به عبارت ديگر مي توانيد با تلاش هدفمند در بسياري از زمينه ها هوش خود را ارتقا دهيد. همه انسان ها به نوعي باهوشند، تنها داشتن مدال المپياد نشان باهوش بودن افراد نيست.

منبع: صبا ايران


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون