جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2111- تاریخ : 1389/09/20 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران ( شنبه)

 گوناگون! 

   رضايت شغلي چقدر و چگونه؟
قسمت اول
چگونه شخصيتي داريد؟ گرم و صميمي يا متفکر و خونسرد؟ چقدر مايل به برقراري روابط دوستانه با ديگران هستيد؟ و يا اينکه چقدر علاقه به تشويق شدن و مورد توجه قرار گرفتن داريد؟ شما اگر خود را خوب بشناسيد مي توانيد شغلي را انتخاب کنيد که از آن رضايت داريد.
يک مدير نيز با شناسايي علايق کارمندانش مي تواند رضايت شغلي کارکنانش و همچنين کارايي آنان را بالا ببرد.با خواندن مقاله زير مي توانيد مديري بهتر يا کارمندي خلاق تر باشيد.
نکته اي را که مي توان به عنوان اصل و قاعده کلي پذيرفت اين است که هر گاه عضو سازماني احساس کند که نقش يا وظيفه اي که به عهده اش محول است موجبات رضايت خاطر او را فراهم نمي سازد، يا اينکه رضايت خاطر خيلي کند و آهسته براي او حاصل مي شود، او مقداري از نيرو و توانايي خود را براي تغيير وضع و موقعيتي که در آن قرار دارد به کار خواهد بست.
اين ناخشنودي و عدم رضايت خاطر که شخص آن را ناشي از نقش و وظيفه خود مي داند، علي الخصوص اگر زماني طولاني استمرار يابد، کارايي و سودمندي سازمان را به طور محسوس کاهش خواهد داد.
دشواري مسئله در اينجا نهفته است که هر عضو سازمان نيازهاي روحي و شخصي خاصي دارد که بايد آنها را از طريق نقش و وظيفه اي که به عهده دارد برآورده سازد، و هر نقش و وظيفه اي در سازمان براي تامين اين نيازهاي روحي و شخصي تا حد معيني نيرو و توانايي دارد.اگر نقش و وظيفه بتواند اين نيازها را برآورده سازد، شخص از نقش خود احساس رضايت و خشنودي مي کند و سازمان هم به همان اندازه از وجود شخص بهره مي گيرد.شايد بتوانيم اين مسئله را به صورت قاعده اي کلي به اين ترتيب بيان کنيم: «هنگام انتصاب اعضا» به مشاغل و مناصب مربوط در سازمان، ميل و سليقه آنان حتي المقدور بايد مورد توجه و امعان نظر قرار گيرد.»
کارکناني که مهارت شغلي دارند
اعضاي سازمان از حيث زمان و نيروهايي که علاقه مندند به امور مربوط به شغل، نحوه اجراي وظيفه خاص خود يا اموري که «وظيفه رسمي» خوانده مي شود اختصاص دهند، با هم تفاوت دارند.به عنوان مثال، کتابدار يا شيميدان ممکن است آن قدر در کار خود مستغرق باشد که هيچ گونه علاقه اي به شرکت در کارهايي که مستلزم تصميم گيري مکرر، همکاري و مراوده با ديگران است نداشته باشد.براي چنين شخصي بهترين پاداش و بالاترين رضايت خاطر همانا استغراق در امور مربوط به شغل خود است. وي جز به کار خود به چيز ديگري نمي انديشد.
نکته اي که اهميتي خاص دارد آن است که وي دانش و مهارت لازم را براي اجراي دقيق وظايف خود دارا باشد.
اگر دانش و مهارت لازم را نداشته باشد احتمالا احساس ناخشنودي مي کند و نسبت به شغل خود نيز بيمناک خواهد بود. وي در نظر ديگران فردي جلوه گر خواهد شد که در کارها وقفه  ايجاد مي کند.
در نتيجه، رضايت خاطري را که معمولا به سراغ فردي با علم و متبحر مي رود به دست نخواهد آورد. مورد تحسين و تشويق همکاران تيزبين خود هم قرار نخواهد گرفت به احتمال قريب به يقين «پاداش مادي زيادي» هم نخواهد گرفت.
تمايل به مراوده با ديگران
شخصي که دوست دارد بداند «که در همه سازمان در همه اوقات چه مي گذرد» از وظيفه اي رضايت خاطر خواهد داشت که مستلزم مراوده و رابطه زياد با ديگران باشد چنين فردي درست در قطب مخالف فردي است که تنها به کار تخصصي خود فکر مي کند و داراي دانش تخصصي و مهارت هاي شغلي است.
ادامه دارد...


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
هنري
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون