جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2111- تاریخ : 1389/09/20 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران ( شنبه)

 ويژگي هاي همسر دلخواه  

ده مورد همساني در ازدواج موفق:
1-همجواري 2-تناسب سني 3-هماهنگي قد و وزن وظاهر فرد 4-همساني هوش 5 -مذهب و اعتقادات مشترک 6-سطوح نزديک تحصيلات 7-هم طبقه اجتماعي-اقتقصادي 8-خلق و عواطف مکمل هم 9-هم افقي شخصيت و منش 10-توافق و جور بودن
 خانواده هاي طرفين...
1-مجاورت
عامل مجاورت به ما مي گويد نزديکي محل سکونت يک عنصر موثر براي نزديکي دو نفر است. از طرفي ديده شده است انانکه با فردي غير بومي ازدواج مي کنند يا حتي با فردي از کشوري ديگر ازدواج
مي کنند پس از چند سال به دلايل مختلف از جمله دوري از وطن و خانواده ، تفاوت در آداب و سنن و تفاوت هاي فرهنگي و ملي دچار ناسازگاري مي شوند.
2- تناسب سني
سن زن و شوهر بايد به هم نزديک باشد و حداقل و حداکثر آن را روان شناسان مشاوره اي و خانواده چنين تخمين زده اند : حداقل تفاوت سني 3 سال و حداکثر 7 سال . مردان بزرگتر از زنان باشند.آنان که با تفاوت سني بالائي ازدواج مي کنند بعدها ممکن است به مشکلات مختلفي ناشي از اين تفاوت دچار شوند.
اينک که فاکتور سني را ارزيابي مي کنيم خوب است نتيجه چند تحقيق را بصورت اطلاعات داشته باشيم .- مردان مايلند با زناني کوچکتر و جوان تر از خود ازدواج کنند و هر اندازه مرد هنگام ازدواج سالمند تر باشد.دختر 20 ساله شود . اما بالعکس در ازدواج زنان بيوه با مرد مجرد ، مرد ، معمولا جوان تر از زن است . مرد و زني هم که يک بار قبلا ازدواج کرده اند بخواهند مجددا ازدواج کنند در آنها فاصله سني محسوس است . مردها در اين شرايط بين سن 40 تا 50 سالگي قرار دارند.
3-هماهنگي قد و وزن وظاهر فرد
ميزان قد و وزن زن و مرد خوب است متناسب و تا حدودي نزديک به هم باشد و مردان عموما قدري بلندتر از زنان باشند ، فاصله بين قد و وزن اگر زياد باشد درست نيست ، در ظاهر جسماني نيز طوري باشند که به اصطلاح به هم بخورند . با اين وجود ميزان نمره و رتبه اي را که قد ، وزن و ظاهر جسماني ، نسبت به عامل شخصيت خانواده دارد بسيار نازل است مثلا اگر به همساني در شخصيت 300 نمره داده شود به همساني ظاهر جسماني نمره تعلق مي گيرد.
جور بودن
در يک سن نرم و هنجار ازدواج کردن و با آگاهي همسر خود را انتخاب نمودن ، سبب مي گردد تا زوجين با هم جور يا به اصطلاح (Matching)  باشند.
4-همساني هوش
هوش به معناي توانا ئي عمومي حل مسئله و قدرت سازگاري فرد با محيط است. اين قابليت و استعداد ژنتيکي است و قابل تغيير در اثر آموزش و يا يادگيري نيست . يک فرد اگر بتواند در محيط سالم و تربيتي مناسب قرار گيرد تنها مي تواند 5 الي 7 درصد استعداد هوشي خود را ترقي دهد. نرم يا حد متوسط هوش در ميان مردم 90«تا 110 »پيش بيني شده است بنابر اين فردي با بهره هوشي 150، تيز هوش و بالعکس فرد با بهره هوشي 70 کودن و عقب مانده قلمداد مي شود و چون برخورد ما با محيط ، نوع رفتار ما و چگونگي فهم و حل مسئله بستگي به ميزان هوش ما دارد، اگر فردي با بهره هوشي 130 با فردي با بهره هوشي 90 وصلت کند ، به احتمال قوي در برخورد با مسائل زندگي ، درک متقابل و تفکر درباره مسائل مشترک اختلافات جدي پيدا مي کنند از اينرو زن و شوهر پيش از اينکه به يک سطح فرهنگي نزديک نائل شوند لازم است به لحاظ هوشي هم سطح باشند.
5-مذهب و اعتقادات مشترک
يک ضرب المثل فرانسوي مي گويد: آن ها که با هم دعا مي کنند ، با هم زندگي مي کنند بسياري از باورها، رفتارها و وجدان اخلاقي متاثر از عقايد ديني و اعتقادات ملي و سنتي ماست . حتي اگر به آن سنت ها و عقايد پايبند نباشيم، آنان در وجود ما رخنه کرده اند و در اينجا و آنجاي زندگي ما خود را نمايان مي سازند. اينکه شخصي با يک فرد با مذهب و اعتقادات متفاوت ازدواج کند احتمال اينکه در آينده مشکل داشته باشند زياد است، سعي کنيد شما با کسي ازدواج کنيد که قبلا هم دين و هم کيش بوده ايد.
6-سطوح نزديک عمليات
بهتر است تحصيلات مرد مساوي يا بالاتر از زن باشد.
7-تناسب طبقه اجتماعي - اقتصادي
-     همگوني سطح تحصيلات و طبقه اجتماعي زوجين در موفقيت اغمر زناشوئي بارز است. در کشور ما عموما سطح تحصيلي مرد نسبت به همسرش کمي بالاتر است ، اگر سطح تحصيلي طرفين تفاوت زيادي داشته باشد، اختلاف در ايده ها و اهداف را سبب مي شود و بالعکس در سنخيت تحصيلي خيلي از اوقات تشابه ايده ها و اهداف را شاهديم . گاهي ديده مي شود مردي که همسرش درجه تحصيلي بالاتر دارد، به عنوان مثال مرد ديپلم است و زن ليسانس ، مرد بنوعي زن و مدرک تحصيلي اش را به تمسخر مي گيرد. يا با دلايلي غير منطقي ادامه تحصيلي را غير ضروري و بي فايده مي شمارد ، اين برخورد نوعي مکانيسم دفاعي ناخود آگاهانه است که در مقابل عدم اعتماد نفس و خود کم بيني در مقابل زن بوجود مي آيد.
8- مکمل بودن در خلق و عواطف
عامل خلق و عواطف بلعکس عوامل ديگر که نيازمند همساني و شباهتند ، مکمل بودن وحتي تفاوت را مي طلبد. اينگونه بنظر مي رسد که هر قدر افراد بيشتر صاحب گوناگووني هاي عاطفي ولي مکمل هم (متفاوت ولي کامل کننده هم) باشند، انتخاب همسر در نزد آنان با کاميابي هاي بيشتري قرين است. از اينرو تمايل افراد همواره در انتخاب همسري است که از نظر عاطفي همانند و شبيه آنها نباشند بطور مثال فردي که هيجان پذيري بيشتر و عدم ثبات عاطفي و از حساسيت بالاتري برخوردار است (مثلا زود خشمگين مي شود، از کوره در مي رود يا سريع برانگيخته مي گردد ) علاقمند است با فردي آشنا شود که در اين زمينه از هيجان پذيري و حساسيت کمتري برخوردار باشد (مثلا بردبارتر و صبورتر ) باشد.
9-هم افقي در شخصيت
شخصيت ، عامل بسيار مهم و تعيين کننده در الگوهاي رفتاري آدمي ونيز تعاملات اجتماعي اوست ودر خوشنودي ،توفيق امر زناشوئي نيز نقش شخصيت طرفين بسيار برجسته است، همچنين در بين عوامل دهگانه امتياز بالائي دارد و هم سنگ عامل توافق و جور بودن خانواده هاي طرفين (بين 200تا 300 نمره )مي باشد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
هنري
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون