جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1900- تاریخ : 1388/12/17 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (دوشنبه)

  با اختلا لات عاطفي و رواني در دوره نوجواني بيشتر آشنا شويم 

اختلالات عاطفي و رواني در دوره نوجواني معمولا به صورت زير است:
. اختلالات سيکوسوماتيک (روان-تني)
. اختلالات نوروتيک (نورزها يا حالات عصبي) که جز در مورد افسردگي، فراواني آن تقريبا در جوانان و بزرگسالان مشابه است.
. اختلالات شخصيتي
. اختلالات سيکوتيک (بيماري هاي رواني) که اسيکزوفرني در بين نوجوانان بيش از ساير موارد است.
اول: اختلالات رواني، تني يا سيکوسوماتيک: مي دانيم که رابطه متقابلي بين عواطف و سلامت بدني و رواني وجود دارد. وقتي عواطف دچار اختلال گردد سلامت بدني و رواني فرد تهديد مي گردد. در اين ناراحتي ها، اعضائي مورد حمله قرار مي گيرند که به وسيله سيستم خودکار عصبي کنترل مي شوند سيستم خودکار عصبي شامل دو دسته اعصاب سمپاتيک و پاراسمپاتيک مي شود که اثر هر کدام مخالف ديگري است و بايد در حال تعادل باقي بمانند. بيشتر دستگاه هاي بدن که اعمال مهم حياتي را همچون تنفس، جريان خون و هضم غذا به عهده دارند با اعصابي از اين دو دسته مجهز هستند. اين سيستم زير فرمان تالاموس کار مي کند. اگر فشار رواني ادامه يابد اين سيستم خودکار عصبي همواره کار خود را دنبال مي کند و در نتيجه عضوي که بيشتر تحت تاثير آنهاست دچار ضايعه اي مانند زخم معده مي شود.
به عبارت ديگر، بدن آدمي مجهز به يک سيستم اوژانس براي مدت کوتاهي است ولي اين سيستم نبايد براي مدت طولاني به کار گرفته شود بدن آدمي مي تواند به جنگ گرم بپردازد ولي تحمل جنگ سرد را ندارد در اين صورت دچار عارضه بدني مي شود.
دوم: اختلالات نوروتيک يا نورزها و حالات عصبي: نورزها يا حالات عصبي به آن دسته از اختلالات عاطفي-رواني اطلاق مي شود که علت عضوي نداشته و در آن بيمار نسبت به وضع خود آگاهي دارد و تجربيات ذهني و خيال پردازي هاي خود را با واقعيات محيط اطراف درنمي آميزد. رفتار فرد نوروتيک ممکن است شديدا مختل شود ولي از هم گسيختگي شخصيت وجود ندارد.
معمولا در دوره نوجواني علائم نورزها با يکديگر مخلوط مي شوند به طوري که در عمل با يک طرح مرضي خاص يا مجموعه اي از علائم روبه رو مي شويم و تابلو بيماري به گونه اي است که مشخص کننده نوع خاصي از نورز است و بر خلاف واکنش هاي سازشي معمولا ماه ها و سال ها باقي مي ماند. علائم به تدريج آغاز مي شود و از لحاظ شدت ممکن است نوساناتي داشته باشد برخي از علائم مانند لرزيدن دست به علت اضطراب و گريه به علت افسردگي آشکار است ولي بسياري از نشانه ها مانند بي خوابي از طريق مصاحبه روشن مي شود. علائم نورز ممکن است نظير واکنش به استرس باشد ولي مدت واکنش بيشتر است و پس از موقعيت استرس زا نيز دوام مي يابد. معمولا نورزها اضطراب، افسردگي، وسواس و هيستري مشاهده مي شود.
الف - اضطراب: اضطراب عبارت از پاسخي عاطفي و فيزيولوژيکي به احساس خطر همه جانبه دروني است که به  سادگي کنار مي رود اضطراب عمدتا اختلال افراد جوان است که شروع آن معمولا در اواسط دهه سوم عمر است. اضطراب با علائم بدني از قبيل تنش لرزش، سراسيمگي، درد عضلاني، کشش در عضلات، طپش قلب، تعريق، خشکي دهان، سرگيجه، ناراحتي معده و همچنين با علائم ادراکي از قبيل نگراني، ترس، حواس  پرتي، بي خوابي، بي حوصلگي، تحريک پذيري همراه است.
اضطراب در نوجوانان ممکن است علل مختلفي داشته باشد گاهي اضطراب ناشي از رفتار غلط والدين در اثر شکست هاي مکرري است که براي فرد پيش آمده و در اثر سرزنش و تحقيري که فرد شده است، چنين اضطرابي را مي توان اضطراب ياد گرفته شده يا مشروط ناميد. ممکن است اضطراب نوجوان در اثر برداشت غلط و تعبير و تفسيرهاي نادرستي باشد که او از خود کرده است مثلا پيوسته تصور مي کند که حادثه ناگواري براي او در شرف اتفاق افتادن است يا چرا مورد توجه ديگران قرار نمي گيرد و يا معيار و ميزاني که نمي توان به آن دست يافت براي خود قرار داده است. گاهي اضطراب نوجوانان ناشي از تصميم گيري هائي است که بايد در مورد تحصيل، شغل و همسرگزيني اتخاذ نمايد نوجوانان در اين تصميم گيري ها کسي را که به او اطمينان داشته و صلاحيت لازم اطلاعاتي و حرفه اي را داشته باشد براي شور و مشورت ندارند. والدين هم معمولا اعتبار لازم را نزد نوجوانان براي مشورت ندارند. در نتيجه براي نوجوانان تصميم گيري ها مشکل و با فشار و تنش همراه است طبيعي است که با وجود فشار و تنش، نوجوان دچار اضطراب مي گردد.
ب - افسردگي: افسردگي يکي از نورزهاي شايع در دوره نوجواني است. افسردگي با تغييراتي در خلق و خوي نوجوان شروع مي شود و فرد دچار غم و اندوه مي گردد و براي روزها و هفته ها و حتي ماه ها ادامه مي يابد. در هنگام افسردگي نوجوان تمام امور را زير ذره بين مي گذارد و از پشت شيشه مات و کدر بدبيني به آنها مي نگرد. حوادث خوب و موفقيت هاي زندگي خود را ناديده مي گيرد و به آنها توجهي ندارد.
ج - وسواس: در اين حالت، نوجوان اضطراب خويش را که ناشي از محروميت ها، ناکامي و تضادها لست با تکرار مداوم يک عمل يا يک فکر تسکين مي بخشد. افراد وسواس معمولا يک عمل مذهبي را برمي گزينند و آن را تکرار مي کنند مثلا دست خود را دائم مي شويند. وسواس در %20 موارد قبل از 15 سالگي و در %60 موارد بين 15 تا 20 سالگي ظاهر مي شود. در رفتار والدين در شکل گيري اين حالت دخالت تام دارد، "کنز" معتقد است که نوع رفتار والدين در تربيت فرزندان نقش مهمي را در پيدايش وسواس ايفا» مي کند. پدران و مادراني که سختگير و بسيار دقيق بوده و مايل هستند تمام کارها سر ساعت معين پايان يابد و با شرايط سختي کودک خود را بزرگ مي کنند به احتمال قوي باعث ايجاد شخصيت وسواس در فرزندان خود مي شوند.
د - حالات هيستريک: هيستري نوعي اختلال است که در آن علائم بيماري براي حصول يک نفع واقعي يا خيالي به وجود مي آيد و بيمار آگاهي کامل از انگيزه اصلي آن ندارد. در هيستري انگيزه هاي فرد که معمولا ناشي از يک تضاد دروني است محدوديت هائي را در کنش حسي، حرکتي، ادراکي فرد ايجاد مي کند و به صورت فلج، کوري، دردهاي مختلف، اختلالات جنسي و بيهوشي ظاهر مي کند. علائم هيستري در نوجوانان غالبا به صورت لرزش، بي اشتهائي، فلج، و گاهي ضعف بينائي بروز مي کند. هبستري در بين دختران سه برابر بيش از پسران است. گاهي هيستري واکنش در مقابل مشکلات محيطي است که در آن شخصيت فرد نقش مهمي را در تعيين شکل واکنش دارد. اين واکنش فرد را در مقابل فشارهاي زندگي و اضطراب ها حفظ مي کند.
سوم - اختلالات شخصيت: اختلال شخصيت در صورتي پيش مي آيد که ادراکات، افکار و نحوه ارتباط فرد ناسازگارانه و انعطاف ناپذير باشد و باعث اشکال عمده اي در روابط اجتماعي و عملکرد حرفه اي يا باعث تنش ذهني و دروني گردد. اختلالات شخصيت در دوران بلوغ کاملا مشهود است، اين اختلالات مابين نورزها و سايکوزها قرار دارند افرادي که داراي اين اختلالات هستند در زمينه شغل و تشکيل خانواده دچار اشکال هستند.
در ورا» اختلالات مي توان حالات اضطراب و افسردگي را ديد. مبتلايان به اختلالات شخصيت را به آساني نمي توان درک کرد و اغلب علاقه اي به درمان نشان نمي دهند و مسائل خود را بازگو نمي کنند.
چهارم - بيماري هاي رواني يا سيکوزها: سيکوزها مشکل ترين اختلالات رواني هستند. بيماران رواني به سختي با محيط خود سازگار مي شوند خصوصيات بارز سيکوزها به اختصار به صورت زير آمده است:
الف - در سيکوزها سازمان شخصيت فرد به کلي مختل مي گردد بدين معنا که شعور فرد زائل مي گردد. داد و ستد او با محيط مختل مي شود.
ب - بيمار رواني با واقعيت قطع رابطه نموده و براي خود دنيائي خيالي مي سازد.
ج - بيمار سيکوتيک در حالت ترس و اضطراب شديد قرار دارد و از انواع رفتارهاي دفاعي استفاده مي برد. مخصوصا از فرافکني و سو» تعبير و سو» ظن نسبت به ديگران استفاده مي کند.
د - بيمار رواني دستخوش اوهام يعني درک اشتباه و هذيان يعني اعتقاد اشتباه است.
ه- - بيمار رواني مسئوليت فردي و اجتماعي را نمي پذيرد و مسئول اعمال و گفتار خود نيست. گاهي به ضرب و جرح ديگران مي پردازد و رفتار و کرداري به دور از شئون اجتماعي و شرايط محيطي دارد.
مطالعات نشان داده است که در سنين 12-16 سالگي، شش درصد پسران و سه درصد دختران دچار اختلال شديد رواني هستند. در دوران نوجواني بيماري اسکيزوفرني بيش از ساير بيماري هاي رواني ديده مي شود. از علائم بارز بيماران اسکيزوفرن وجود توهمات هذيان هاي مختلف است. نوجواني که اسکيزوفرن است از يک سو بي تفاوت است و از سوي ديگر شخصي حساس و هيجاني است. جريان فکر او مختل مي شود افکار او جنبه ابتدائي دارد ارتباطات عاطفي نوجوانان اسکيزوفرن با محيط و اجتماع مختل مي شود و از عامل واقع دور شده و به جهان دروني خويش پناه مي برد. 


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون