جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4468- تاریخ : 1399/04/07 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

 فلسفه و اميد؛ مارسل فيلسوفِ اميد 

گابريل مارسل، فيلسوفي در جستجوي حکمت بوده است نه مهارت. به نظر او دغدغه‌ي فلسفه بايد رفعِ موانع‌ِ موجود بر سر زندگيِ بانشاط و پربار باشد. سعي او در جهتِ بازگرداندنِ فلسفه به دغدغه‌ پيامبرانه‌ حفظِ کرامتِ انساني بوده است. فيلسوف بايد شاهدِ حقيقت باشد و با هر چه بيم آن مي‌رود که زندگي انسان را به ارزش‌هاي مادونِ انساني تنزل دهد، بستيزد.
مارسل از جمله فيلسوفاني بود که به تعبير شاعرانه، بعد از مرگِ خود زاده شد . مارسل بخش مهمي از جهان فلسفيِ فرانسه را زير چتر خود گرفت. اگر سه محورِ اصليِ فلسفه‌ او تأکيد بر اهميتِ اميد، ديگري و بدن باشد، پس از او سه فيلسوف مهم فرانسوي يعني ريکور، لويناس و مرلوپونتي به ترتيب فلسفه‌ خود را بر اين سه مبنا شکل دادند.
يکي از کارهاي مهمي که مارسل در فلسفه انجام داد، چرخاندنِ محور ِ فلسفه‌ وجودي(اگزيستانسيل)، از دل‌نگراني به دل‌شادي بود. اين تقريباً معادل همان کاري بود که عرفاي بزرگ مسلمان مانند ابوسعيد ابوالخير و مولانا نسبت به سنت عرفان اسلامي انجام دادند و عرفانِ خوفي و زاهدانه را تبديل به عرفانِ عشقي و طربناک نمودند. به قول يکي از مارسل‌شناسان به نام بولنو:« مارسل به جاي فلسفه‌ وجودي مبتني بر دل‌شوره، از امکانِ نوعِ ديگري از فلسفه‌يِ وجودي سخن مي‌گويد که بر اساس دل‌شاد بودن و اميدواري شکل مي‌گيرد.»
مارسل درباره‌ اهميتِ وجد و دل‌شاد بودن مي‌نويسد:« لذت و شادي و سرور نه تنها نشانه‌ هستي بلکه اوج آن به حساب مي‌آيد؛ هر چه که با روحيه‌ سرشار از سرور انجام شود ارزشي مقدس دارد». اين روحيه‌ شادمانه است که ما را با زندگي و جهان آشتي مي‌دهد و قادر به عشق ورزيدن و همکاري با ديگران مي‌کند. بنابراين از نظر مارسل، حفظ يک روحيه‌ شاد، نه فقط براي آسايش در زندگي لازم است بلکه به حکم اخلاق هم ضرورت دارد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
هنري
ورزشي
آگهي