جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4466- تاریخ : 1398/12/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

 از خانه‌نشيني تا توسعه شخصي 

آذر فخري

اين روزها که بخشي از جامعه ما به ناگزير خانه‌نشين شده‌اند و اخبار منفي ناشي از مرگ‌ومير و بيماري پيوسته از رسانه‌هاي رسمي و غيررسمي پخش مي‌شود، روح آدمي در معرض فشار قرار مي‌گيرد. بمباران تبليغاتي در اين زمينه در کنار ترس طبيعي از دشمن ناديده‌اي چون يک ويروس، آدميان را به مرز جنون، هراس، افسردگي و احيانا عجز مي‌کشاند. در برابر چنين وضعيتي، چه بايد کرد؟
مي‌توان خود را تسليم محيط تنش‌زا نمود و آثار منفي آن را بر روح و جان خريدار شد. در مقابل مي‌توان به جاي انفعال، رويکرد فعالي پيشه کرد و برنامه‌اي براي اين روزهاي خود تدارک ديد و تهديد موجود را به فرصتي براي توسعه شخصي تبديل کرد.
ترديدي نيست که توسعه، نيازمند شخصيت‌هاي توسعه‌يافته است و کتاب خواندن راهي براي توسعه شخصي است.
بسياري از ما به‌طور روزمره چنان درگير امور اجرايي هر روزه هستيم که هيچ وقت فراغت مطلوب براي برخي کارهاي مهم اما غيرفوري را نداشته‌ايم. اين ايام فرصتي است تا همه اين کارهاي مهم اما غيرفوري را که همواره فداي کارهاي فوري اما غيرمهم شده است در دستور کار خود قرار دهيم و به قدر مقدور به تحقق آن‌ها بپردازيم. معمولاً بخشي از اين کارهايي که هميشه به تعويق افتاده‌اند مربوط به امور مربوط به توسعه شخصي و خودشکوفايي است.
همه ما قبول داريم را که بسياري از اموري که براي شهروندي در جهان پيچيده امروز لازم است، در نظام آموزشي نياموخته‌ايم. مثلا روان‌شناسي رشد را که براي شناخت اقتضائات سني خودمان، پدران و مادران‌مان و اطرافيان لازم است هيچ‌گاه به‌طور جدي نخوانده‌ايم و جايي نيز به ما آن‌ها را آموزش نداده‌اند. کتاب‌هاي کنترل خشم و روان‌شناسي شخصيت را که هميشه کنار گذاشته بوديم تا در يک وقت مناسب بخوانيم. يادمان باشد که الان آن وقت مناسب شده است!
فنون مديريت (مذاکره، مهارت ارتباطات و اقناع، رهبري و هنر اداره نيروي انساني و ...) را که براي مديريت بهتر، فرصت نکرده‌ايم کسب کنيم. الان که کسب‌وکارها خوابيده فرصتش را داريم.
مثلا کتاب‌هاي تاريخ براي فهم آن‌چه در تاريخ کشور خودمان و جهان گذشته است. شايد هميشه از کنار کتاب‌هاي تاريخ تمدن ويل دورانت گذشته باشيم و در عين حسرت‌خوردن به نخواندن آن، نداشتن وقت مناسب را علت آن دانسته‌ايم و اين‌گونه خود را تسلي داده باشيم. شايد خيلي وقت‌ها اسم ناپلئون، مائو، بيسمارک، شاه عباس صفوي و ... را شنيده باشيم اما هنوز ندانيم که واقعا اين‌ها که بودند و چه کردند. به‌عنوان يک شهروند جهاني اسامي تولستوي، داستايوفسکي، ويکتور هوگو، ... را شنيده‌ايم اما هيچ‌وقت امور جاري و مسئوليت‌هاي تمام‌نشدني نگذاشته تا واقعا بفهميم که اين‌ها چه کردند که تا اين حد نامشان پرآوازه شده است. خوشبختانه يا بدبختانه آن فوريت‌هاي بيروني فعلا متوقف شده و ديگر عذري براي اين ندانستن نداريم. مي‌توانيم خود را به جاذبه بي‌مانند داستان‌هاي بزرگ تاريخ بسپاريم.
به‌عنوان يک ايراني هميشه شنيده‌ايم که پنج شاعر بزرگ ايران حافظ، سعدي، مولوي، فردوسي و نظامي هستند اما کتاب‌هاي آن‌ها را جز معدود اشعاري هيچ وقت نخوانده و نشنيده‌ايم. اينک فرصت مغتنمي است که يکي از کتاب‌هاي آن‌ها را برداريم و از ابتدا تا انتها بخوانيم.
پيشنهاد و توصيه مناسب آنست که در مصاحبت با يکي از بزرگان تاريخ بشر قرار گيريم. کتاب‌هاي بزرگاني چون مولوي، غزالي، نيچه، اميرالمومنين حضرت علي و بودا مانند کتاب‌هاي تاريخ يا داستان نيست که يک بار دست‌مان بگيريم و از اول تا به آخر بخوانيم. فهم اين کتاب‌ها و لذت بردن از آن‌ها نيازمند چيزي بيش از خواندن است يعني نيازمند نوعي همدلي، صبوري و خضوع براي پذيرش کلام هستند. اين کتاب‌ها و مولفان‌شان آن‌قدر بزرگ هستند که آدمي را به کام خود مي‌کشند و وقتي آدمي با آن‌ها همنشين مي‌شود چه بخواهد و چه نخواهد قدري آرام مي‌شود، در درون خود فرو مي‌رود، از جهان بيرون جدا مي‌شود (و چه بهتر در اين ايام!) و به تدريج شخصيتش دستخوش تغييراتي مطلوب مي‌گردد. اگر دوست داريد روح‌تان و شخصيت‌تان ارتقا پيدا کند چنين فرصت همنشيني را از دست ندهيد. شايد ديگر در بقيه عمر چنين فرصتي را نيابيد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
هنري
ورزشي
آگهي