جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4462- تاریخ : 1398/08/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 يادداشت 

چيزهايي هم هست كه نمي دانيم
درگذشتگان و بازماندگان
صديق قطبي

آن‌كه در گذشته ظاهرا در دنيا نمانده است. اما آن‌كه بازمانده چطور؟
بازمانده گرچه ظاهرا هنوز ساكن اين سراست، اما ديگر احساس شهروندي نمي كند. از درون او هم كسي براي هميشه درگذشته و رفته است. گويي ديگر شهروندي اين دنيا نيست، بيگانه‌اي است در غربت‌سرايي.
كسي كه مي‌ميرد ظاهرا از اين دنيا مي‌رود، اما بعد از رفتن او آنان كه در اين دنيا مانده‌اند، هم نيم رفته‌اند. در وضعيتي بينابيني‌اند.
نيم رفته و نيم مانده. دنيا براي بازماندگان ديگر آن دنياي آشناي سابق نيست.
غريبه و نيست‌وار است.
هستي بازماندگان چندان در نيستي مي‌تند كه به سختي مي‌توان گفت به تمامي زنده‌اند.
كاملا مردن بهتر از نيم بسمل شدن!
بازماندگان نيز در حدي كه با آن كوچ كرده زيسته‌اند، مي‌ميرند!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
هنري
ورزشي