جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4462- تاریخ : 1398/08/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 وقتي در زندگي با بحراني مواجه مي‌شويد چگونه آن‌را مديريت مي‌کنيد؟ 

مشکلات و مصائب زندگي گاهي به‌گونه‌اي ما را از هر طرف احاطه مي‌کنند که احساس مي‌کنيم در مقابل آنها قدرتي نداريم، هيچ کاري نمي‌توانيم انجام دهيم و به اين ترتيب احساس درماندگي مي‌کنيم. البته آستانه تحمل هر يک از ما با توجه به عوامل مختلف ازجمله مکان، زمان، سن و سال و نوع فرهنگ خانواده و جايي که در آن زندگي مي‌کنيم عوامل مهمي هستند که نقش زيادي در چگونگي عملکرد و واکنش ما در برابر ناملايمات و شرايط سخت زندگي دارند.
هر کدام از ما از دوران کودکي قوانين از پيش‌تعيين‌شده‌اي داريم که نوع عکس‌العمل‌هايمان را در برابر اتفاقات مختلف تخمين مي‌زنند و مشخص مي‌کنند قدرت ما هنگام مواجهه با بحران تا چه حد است و چطور مي‌توانيم آن را مديريت کنيم. چرا بعضي از ما بسيار قدرتمندتر ظاهر مي‌شويم و بعضي ديگر ضعيف و ناتوان در برابر سختي‌ها زانو مي‌زنيم؟
ناتواني اکتسابي
نظريه‌پردازي به نام سليگمن با مطالعه رفتار انسان‌ها به اين نتيجه رسيده که گاهي اوقات افراد به‌علت تلاش‌هاي مکرر و بي‌نتيجه و نرسيدن به هدف خود به‌تدريج ياد مي‌گيرند يا به آنها القا مي‌شود که موجودات درمانده‌اي هستند که کاري از‌ آنها بر نمي‌آيد. مثلا دانشجويي که تلاش مي‌کند، خوش‌رفتاري و مهرباني مي‌کند يا هر کار ديگري که به‌نظرش خوب مي‌رسد انجام مي‌دهد اما نتيجه مثبتي نمي‌گيرد، دچار نوعي «درماندگي آموخته شده» مي‌شود. انگار به‌نظرش مي‌رسد تلاش‌هاي او به نتيجه نمي‌رسد.
اهميت اين نظريه به اين دليل است که باعث مي‌شود ما هميشه دليل افسردگي، اضطراب و درماندگي را ناشي از اعصاب ضعيف خودمان ندانيم؛ چون در بسياري موارد ساختار اجتماعي به‌گونه‌اي است که فکر مي‌کنيم ما هر تلاشي کنيم به نتيجه نمي‌رسيم و همين موضوع باعث ابتلاي ما به افسردگي و اضطراب خواهد شد.
حفظ سلامت روان
براي تغيير افراد درخصوص رسيدن به سلامت روان فقط گفت‌وگوهاي انفرادي و تغيير شخصي کفايت نمي‌کند؛ در واقع ساختار اجتماعي بايد به‌گونه‌اي باشد که اين افراد تلاش‌هاي ناموفق خود را در يک يا چند مورد به تمام موارد تعميم ندهند. بسياري افراد ناديده گرفته‌شدن‌هاي خود را در دوران کودکي به بقيه دوران‌هاي زندگي‌شان هم مرتبط مي‌دانند و احساس ناامني مي‌کنند.
همين موضوع باعث مي‌شود احساس درماندگي و ناتواني کنيم. به همين‌خاطر نااميدانه دست از تلاش برمي‌داريم و به‌تدريج انگيزه خود را از دست مي‌دهيم؛ در واقع وقتي دچار درماندگي آموخته‌شده مي‌شويم فکر مي‌کنيم ما تمام توان خود را به‌کار برده‌ايم ولي ناتواني از طرف ما نبوده چون تمام تلاشمان را مي‌کنيم ولي نمي‌توانيم به نتيجه برسيم. پس ديگر هيچ تلاشي در هيچ زمينه‌اي فايده نخواهد داشت.
همه افرادي که در معرض چنين اتفاقاتي قرار مي‌گيرند و با تلاش‌هاي زياد از راه‌هاي مختلف نمي‌توانند به نتيجه برسند دچار درماندگي مي‌شوند. اما بعضي افراد اين موضوع را به موارد و جنبه‌هاي ديگر زندگي خود تعميم نمي‌دهند، فکر مي‌کنند اگر نتوانسته‌اند موفقيت تحصيلي مورد نظر خود را کسب کنند دليل نمي‌شود که نتوانند در زمينه‌هاي ديگر موفق شوند. مثلا مي‌توانند در روابط عاطفي يا شغلي خود موفق شوند و احساس خوبي داشته باشند. بنابراين چنين افرادي دچار ناتواني آموخته‌شده نمي‌شوند.
مقابله با درماندگي آموخته‌شده
نخستين راهکار براي مقابله با احساس درماندگي اين است که با روش‌هاي حل مسئله آشنايي پيدا کنيم؛ يعني ببينيم چگونه مي‌توانيم با راه‌هاي عملي و موجود حل مسئله به نتيجه دلخواه برسيم. درنظر داشتن «هدف» موضوع بسيار مهمي است ولي اگر نتوانيم به بعضي اهداف خود برسيم و راه‌هاي رسيدن به آنها برايمان مقدور نباشد مي‌توانيم راه‌هاي ديگر را امتحان کنيم. بايد با شناخت توانايي‌هاي خود متوجه شويم در چه زمينه‌اي امکان موفقيت‌مان بيشتر است. به اين ترتيب شکست کمتري را تجربه مي‌کنيم و احساس بهتري هم خواهيم داشت. داشتن بينش کافي باعث مي‌شود بهتر بتوانيم از راه‌هاي مختلف پيش‌روي خود، آگاه شويم. راه‌هاي مختلف پيش‌روي ما در زندگي مانند جاده‌اي است که چند شاخه مي‌شود. همانطور که نمي‌توانيم همه راه‌ها را امتحان کنيم و بايد از قبل بدانيم کدام جاده ما را به مقصد مورد نظر مي‌رساند تا از همان مسير برويم.
پذيرش واقعيت
براي گرفتن تصميم درست بايد به بينش و دانش کافي رسيده باشيم؛ ضمن اينکه موضوع را واقع‌بينانه بررسي کنيم. اگر بدون هيچ تلاشي بارها راه‌هاي قبلي را که رفته دوباره طي کند قطعا دوباره همان نتيجه را خواهد گرفت و به احساس ناتواني و درماندگي خواهد رسيد. براي رسيدن به موفقيت حتما بايد «واقعيت» را پذيرفت و با آن روبه‌رو شد. اگر بپذيريم گاهي توانايي تحصيل در رشته‌اي خاص يا اشتغال به‌کار مورد نظرمان را نداريم مي‌توانيم راه ديگري انتخاب کنيم اما اگر نخواهيم با واقعيت‌هاي موجود مواجه شويم و هيچ خلاقيتي هم نداشته باشيم به احساس ناتواني و درماندگي مي‌رسيم که منجر به افسردگي، استرس و اضطرابي مي‌شود که فکر مي‌کنيم ديگر هيچ کاري از ما ساخته نيست.
راه حل بحران چيست؟
آموزش درست تصميم‌گرفتن و تغيير هدف و امتحان راه‌هاي جديد مي‌تواند ما را از درماندگي و ناتواني رهايي بخشد. موفقيت ما مانند پرواز پرنده‌هاست که براي انجام آن حتما نياز به دوبال دارند. ما هم براي رسيدن به هدف به دوبال توانمندي، دانش و تلاش و همچنين توجه به ساختار اجتماعي نياز داريم که هر کدام قطع شود مانع رسيدن ما به اهدافمان خواهد شد.
salamatnews


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
هنري
ورزشي