جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4461- تاریخ : 1398/07/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 کاريکلماتور 

کاريکلماتور
ابوالقاسم صلح جو

در”سه گاه”، نماز مي خوانم!
*
فرمان پرايدم “راست” بود، “چپ”اش کردم!
*
اگر”پرستو” با “بهار”بيآيد، هر دو را هووي”پائيز”مي کنم!
*
با زبان مادري، با پدرم سخن مي گويم!
*
برادرم “خز”شده بود، پدرم پوست اش را کند!
*
تا از خواب مي پَرَم، رگِ خوابم رگ به رگ مي شود!
*
“ماه”واره بود، بسويش پارازيت فرستادم!
*
به”ياد”من “ماند”، “بخاطر”ديگري”رفت”!
*
چون نتوانست از من چشم بردارد، گوشم را بُريد!
*
براي بوسه بارانِ تو، لب هايم اَبري شده اند!
*
در حدّ مرگ دوستم دارد، ملک الملک!
*
“کار مي کند”، فکر همسرم در جيبم!
*
پنهان مي کنم پولهايم را، مهربان که مي شوي!
*
خرِ”مراد”را، مريدان سوار مي شوند!
*
شاطر”چانه”ميزد، براي تخفيف!
*
نتوانستم گوشش را “بکشم”، “سنگين”بود!
*
خطِ عابر”پياده” را، “سواره” نمي توانم بخوانم!
*
دستِ ادب را به”سينه”اش زدم!
*
پايش”در رفت”، تنه اش ماند!
شيرين طنز


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي