جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4458- تاریخ : 1398/05/20 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم
اين‌گونه احوال‌پرسي کنيم!
صديق قطبي
بهتر بود آدم‌ها اينطوري حال هم را مي‌پرسيدند:آسمان دل شما چه شکليه امروز؟
اونوقت پاسخ‌ها مي‌تونست تنوع بيشتر داشته باشه. از طيف معنايي گسترده‌‌تري برخوردار باشه.
مثلا مي‌‌شد جواب داد:آسمان دل من الان صافِ صافِ... آفتاب اصلا پنهون‌کاري نمي‌کنه و خيلي يله و سخاوتمند مي‌تابه. البته خيلي شور و هيجان هم نداره و مجموعا مقتضاي حال ما رو هم لحاظ مي‌کنه. با يه رِفق و ملايمتي مي‌تابه.
يا مي‌شد جواب داد:آسمان دل من الان ابر و باديه. از باران خبري نيست. ابرها هم خيلي تيره نيستند. سرگرم رفت و آمدند. يه سرخوشي شيريني.
يا مي‌شد جواب داد:آسمان دل من پوشيده از ابرهاي بارور از بارانه. هنوز تولدي رخ نداده. اما حس ميشه که موعد اومدن فوج فوجِ قطره‌ها نزديکه. انگار در تب و تاب زايمانه.
يا جواب داد:آسمان دل من دلگير و اخمو است. نه تابشي هست و نه بارشي. و نه حتي بادي. فقط ابرهاي مغموم که تازه بين‌شون فاصله‌اي هم نيست. کل فضا را گرفتن.
يا مي‌شد گفت:هوا ابري است، اما سنگين نيست. يه وزنِ سبکي داره. ابرها بيشتر در حال شيطنت و بازيگوشي‌ان. آفتابکي هم گه‌گاه چهره‌نما مي‌شه. انگار قهر نيست، ولي دوست نداره خيلي آفتابي بشه.
و حتي مي‌شد جواب داد:آسمان اصلا ديده نميشه. يعني يورش بي‌امان باران، اجازه ديدن نمي‌ده. انگار ابرها دست به شورش سراسري زدن. انگار اين آسمان، اون آسمانِ پيش‌بيني‌پذيرِ سابق نيست. انگار انقلاب شده. صداي الله اکبر مياد از همه‌ي بام‌ها. صداي غرّش شلاقي باران. انقلاب شده توي آسمان. يا شايد هم نه، به سوگ عزيزي نشسته آسمان. سياه‌پوش و گريان.
البته اين حرف تازه‌اي نيست. شاعران اينطوري احوال‌پرسي مي‌کنن. مثلاً هوشنگ ابتهاج ميگه:
«آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابي است هوا يا گرفته است هنوز؟»


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
اگهي