جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4456- تاریخ : 1398/04/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

  فرافلسفه و سفسطه 

انساني که دائم دروغ بشنود و استدلال‌هاي درست و غلط را چنان در هم تنيده بيابد که در کشف درستي‌شان گيج شود که نتواند سره از ناسره تشخيص دهد، گردي خاکستري رنگ بر ذهنش مي‌نشيند و شايد نسبت به هر ادعايي بدبين شود. در اين مرحله، انسان را به جغد مينروا تشبيه مي‌کنند که تنها پس از غروب از ويرانه‌ها بيرون مي‌آيد.
جغد مينروا فقط هنگام غروب پرواز مي‌کند. اين تشبيه بيان‌کننده‌ اين نکته است که دانايي فقط در پايان جست‎و‌جو و هميشه پس از ادراک وقايع به‌وجود مي‌آيد. مطمئناَ مجبوريد براي اينکه از خطاهاي‌تان درس‌هايي بياموزيد، خطا کنيد. اما فهم جغد مينروا بيش از چيزي‌ست که به نظر مي‌رسد، يادگيري‌مان از خطاها، ظرفيت‌هايي تازه به خطا مي‌دهد. به همين دليل روند يادگيري از خطاهاي‌مان، امري بي‌پايان است که آن‌را مسئله‌ جغد مينروا مي‌ناميم.
فراسفسطه، روش خوبي براي درک مسئله‌ جغد مينرواست. فراسفسطه وقتي رخ مي‌دهد که کسي همه‌جا سفسطه مي‌بيند. ساخت يک استدلال خوب، کاري سخت است. اما کسي که همه‌جا سفسطه ببيند، به اين فکر مي‌افتد که آن دسته از چيزهايي که بر اساس استدلال‌هاي سفسطي گفته شده‌اند را تماماَ باطل بداند.
نکته‌ اصلي تفکر انتقادي اين است که سوالات را جدا از هم نگه داريم؛ اين اصل مهمي در فراسفسطه به حساب مي‌آيد چون در آموزش منطق غيرکلاسيک و کشف سفسطه شرايطي مي‌سازد که نوع جديدي از خطا را به‌وجود مي‌آورد . اگر هيچ کلمه‌اي براي شروع سفسطه وجود نداشت، هيچ‌کس نمي‌توانست سفسطه ببافد. منطق فرازباني که به ‌فرض، کمک‌مان مي‌کند تا استدلال‌پردازان بهتري باشيم، امکان دارد به نوع خاصي از آسيب‌شناسي استدلالي منجر شود. از طرح تصحيحِ سفسطه‌اي، سفسطه‌ جديدي به‌وجود مي‌آيد. اگر اين موضوع طنز نباشد، نمي‌دانيم که چيست.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي