جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4456- تاریخ : 1398/04/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

 سرمقاله 

کودکان بازمانده از تحصيل و بودجه‎هاي سرگردان!
آذر فخري
آمار سال 97 حکايت از آن دارد که در سال گذشته حدود دو ميليون کودک بازمانده از تحصيل در کشور وجود داشتند. کودکاني که به دلايل متعدد معيشتي يا دورافتادگي يا سختي مسير، يا بي‌سرپرستي و بدسرپرستي از ادامه تحصيل بازمانده‌اند.
مسلما اين رقم با توجه به افزايش بحران‌هاي اقتصادي امسال به بيش از اين مقدار خواهد رسيد و ما با حجم زيادي از فرزنداني مواجه خواهيم شد که از بديهي‌ترين حق اجتماعي خود يعني تحصيل محروم خواهند ماند.
در کنار آمارکودکان بازمانده از تحصيل، خوب است بدانيم که هنوز حدود 9ميليون نفر از جمعيت کشور ما بي‌سواد مطلق و 11ميليون نفر کم‌سوادند. و با فشارهايي که مشکلات اقتصادي بر مردم تحميل کرده است، خانواده‌ها براي سرپا ماندن البته ترجيح خواهند داد از هزينه تحصيل فرزندان خود بزنند و يا حداقل فرزندان دختر را از ادامه تحصيل بازدارند که همين مسئله به معضل ازدواج‌هاي زودرس دامن خواهد زد.
به اين ترتيب، با يک نگاه نه چندان عميق و خيلي سطحي و گذرا، مي‌بينيم که عدم توجه به مشکلات معيشتي مردم، چگونه مي‌تواند در سطح کلان بر تمام مسائل اجتماعي و انساني تاثير بگذارد و آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري بر سرمايه انساني يک جامعه وارد کند.
تمام اين‌ها در حالي است که به گفته معاون آموزش ابتدايي آموزش‌وپرورش اعتباري براي بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصيل به مدرسه براي وزارت آموزش‌وپرورش تعريف نشده است. و اين کودکان در صورت نبود بودجه چه از سوي خانواده و چه از سوي دولت، به حال خود رها شده، يا تبديل به کودکان کار مي‌شوند و طبعا در معرض انواع مختلف آسيب‌هاي اجتماعي قرار مي‌گيرند و يا اگر دختر باشند، ناچار از ازدواج‌هاي زودهنگام و اجباري خواهند شد که آن هم تبعات خاص خود را دارد.
به تمام اين مشکلات بيفزاييم بي‎شناسنامه بودن برخي از اين کودکان را که نام‎ونشان‎شان در هيچ سامانه‎اي ثبت نشده و حتي اگر عزمي براي آوردن آن‎ها به محيط مدرسه وجود داشته باشد دسترسي به آن‎ها اگر ناممکن نباشد، بسيار سخت است.
چنين است که معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش‎وپرورش درباره نبود بودجه براي رسيدگي به کودکان بازمانده از تحصيل مي‎گويد:«اگر بودجه‌هاي سرگرداني که به ساير سازمان‌ها داده مي‌شود، در اختيار آموزش‎وپرورش قرار بگيرد و از موازي‌کاري پرهيز شود، به نظرم ما مي‌توانيم توفيقات بيشتري داشته باشيم.»
حال بايد ديد سازمان‎هاي موازي‎کار که بيشترين استفاده كننده بودجه‎هاي سرگردان هستند، عزمي جدي براي همکاري با وزارتخانه‎اي خواهند داشت که با وجود اهميت و نياز فراوانش، بودجه چنداني دريافت نمي‎کند و در نهايت نمي‎تواند فرزندان آينده‌ساز اين سرزمين را آن‎چنان که بايد‎وشايد زير چتر آموزش و نيز پرورش قرار بدهد و از انحرافات و هزينه‎هاي ناشي از آن بکاهد.
a.f.far99@gmail.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي