جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4438- تاریخ : 1398/01/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 طنز 

شعر طنز پس از انقلاب نقد و بررسي شد؛
نگاهي جدي به طنز در دفتر طنز
جلسه نقد و بررسي شعر طنز بعد از انقلاب با حضور يوسفعلي ميرشکاک، مرتضي اميري اسفندقه، ناصر فيض و اکبر کتابدار در سراي اهل قلم برگزار شد.
در ابتداي اين نشست، اکبر کتابدار روزنامه‌نگار و پژوهشگر ضمن تبريک آغاز هفته هنر انقلاب گفت: آغازين روز شعر پارسي با شعر طنز است، قبل از اينکه شعر فارسي به زبان مکتوب دربيايد به صورت طنز بوده که آن را فکاهه مي‌خواندند، در قديم فکاهه را زيرمجموعه شعر نمي‌دانستند و تازه 80 سال است که شعر طنز به حساب مي‌آيد، در ابتداي انقلاب بسياري از شعارها نيز قالب طنز داشتند اما بعد از انقلاب شعر طنز زماني جدي شد که جلسات «در حلقه رندان» شکل گرفت.
*
فيض: در دفتر طنز نگاه جدي تري به طنز وجود دارد
ناصر فيض، مدير دفتر طنز حوزه هنري و شاعر طنزپرداز، در ادامه درباره سابقه شعر طنز گفت: در گذشته خيلي‌ها معتقد بودند که طنز جايگاه خاصي در شعر نداشته، در تاريخ ادبيات همانطور که شکل‌هاي ديگر ادبيات مطرح بوده طنز هم بخشي از آن بوده است. دفتر طنز حوزه هنري، در سال 1378 به ابتکار زنده‌ ياد ابوالفضل زرويي نصرآباد راه‌اندازي شد و از آن تاريخ تاکنون با برنامه‌هايي در قالب‌ها و شکل‌هاي گوناگون، مي‌کوشد تا در جهت ترويج و تعريف طنز درست، مفيد و فاخر گام بردارد.
دفتر طنز با هدف پيدا کردن استعدادهاي جوان و پرورش آن‌ها شروع به کار کرده و بعد از به‌وجود آمدن اين دفتر بود که اندکي جدي‌تر به شعر طنز پرداخته شد و به‌نظرم جايي مانند دفتر طنز بودنش بسيار بهتر از نبودش است. در نهايت در دفتر طنز سعي شد از کساني که در حوزه طنز صاحب نامند و آثار خوبي خلق کرده‌اند استفاده شود تا جوانان پاي صحبت‌هاي آنان بشينند و از گفته‌هاي آن‌ها استفاده کنند.
تنها يک نگاه سطحي به کارهاي قبل از انقلاب نشان مي‌دهد ما از طنزهايي که درباره اجاره خانه، گراني و... است زياد خوشمان نمي‌آيد و ديگر در ميان مردم خريداري ندارند و ديگر دغدغه طنزپردازان نيستند.وي در پايان خاطرنشان کرد: اميدوارم شعر طنز باز هم به روزهاي اوج خود بازگردد.
*
ميرشکاک: مرحوم کيومرث صابري تحمل مسئولان را بالا برد
يوسفعلي ميرشکاک، شاعر، نويسنده و طنزپرداز، نيز درباره شعر طنز گفت: ما ايراني‌ها از قديم هرگاه زورمان به پديده‌اي نمي‌رسيد آن را به سخره مي‌گرفتيم و بر همين مبنا مشکلاتي که در چند دهه اخير به وجود آمد ذاتاً باعث طنز و جوک و لطيفه و متلک شد. بعد از انقلاب اولين کسي که علم را برداشت و به فکاهه پرداخت کيومرث صابري بود. او با کار خود، ميزان تحمل مسئولان حکومتي ايران پس از انقلاب را تا حدّي بالا برد؛ به‌گونه‌اي که اگر طنز او فقط گزنده بود تا اين اندازه تأثيرگذار نمي‌بود. وي فکاهه را تبديل به طنز کرد. بعد از او اهل استعداد روي کار آمدند و دفتر طنز را به وجود آوردند.
طنزپرداز سه چيز را بايد جدي بگيرد؛ حکمت، انتزاع و استعاره. در کشورمان شعر طنز بيشتر از طنز منثور مورد توجه قرار گرفته است و شايد دليل اين موضوع هم اين است که ناف مردم ايران را با قافيه بريده‌اند و ترجيح مي‌دهند همه چيز را با شعر بيان کنند.
*
اسفندقه: طنز خاص مردم دردمند است
مرتضي اميري اسفندقه، شاعر، نيز در پايان گفت: طنز خاص مردم دردمند است؛ قبل از آنکه بخنداند دل مخاطب را مي‌لرزاند. وي در ادامه به نکاتي درباره ادبيات و شعر طنز پس از انقلاب اشاره کرد.
گفتني است، هفته هنر انقلاب اسلامي هم‌زمان با سالروز شهادت مرتضي آويني به همت حوزه هنري انقلاب اسلامي برگزار مي‌شود و تا تاريخ 27 فروردين ادامه خواهد داشت.

کاريکلماتورهاي تلخ و شيرين ، گاهي ملس
حسين ناژفر
- بي سواد ، دستم را خواند.
*
- "ها" بخاري پرتابل فقير بود.
*
- فقر ، دهان کفش را هم باز کرد.
*
- "بريل" ، خط دست اندازها است.
*
- عرق حلال مي خورد پيراهن کارگر.
*
- عرب عاقل را مجنون صدا مي کردند.
*
- نوزاد ، «شيرفهم»ترين موجود است.
*
- اين هم شعار حزب باد : هرچه بادا باد.
*
- خط لب ، داراي شيرين ترين الفباست.
*
- "اويار سلام" ، مودب ترين علف مزرعه بود.**
*
- داس دست کشاورز بود و شهرتش از آن ِ بيل گيتز.
*
- هنگام تحصيل ، بهترين نمره را از استاد حمامي گرفتم.
*
- ساعت عمرم را با چين و چروک صورتم تنظيم مي کنم.
*
- هزار چاقوي بي دسته ساخت ، چاقو ساز صلح طلب.
*
- کلاه بردار ، سر جا لباسي هم کلاه گذاشت.
*
- زمستان فصل عرق گيري پنجره ها است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون