جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4438- تاریخ : 1398/01/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 فلسفيدن در کارناوال 

ميخائيل ميخائيلويچ باختين (1895-1975)، فيلسوف و متخصّص روسي ادبيات بود که آثار تأثيرگذاري در حوزه نقد و نظريه ادبي و بلاغي نوشته. ميخائيل باختين در 1895 به دنيا آمد و در 1975 درگذشت.
در انديشه باختين، کارناوال مفهومي‌ست که در آن صداهاي متمايزِ فردي شنيده مي‌شوند؛ نشو و نما پيدا مي‌کنند و با همديگر به کنش متقابل مي‌پردازند.
در نظرگاهِ باختين، کارناوال وابسته به جمع است. چراکه، آن‌هايي که در کارناوال شرکت مي‌کنند، صرفاً يک انبوه يا ازدحام را شکل نمي‌دهند. بلکه، مردم به مثابه يک کل ديده مي‌شوند.
اين کل، به گونه‌اي تشکّل يافته تا سازمانِ اقتصادي-اجتماعي و سياسي را به مبارزه بطلبد.
مطابق نظرگاهِ باختين، «همه در مدّت زمانِ برپايي کارناوال، برابرند. اينجا، در ميدانِ شهر، گونه ويژه‌اي از ارتباط آزاد و خودماني بين کساني حکم‌فرماست که معمولاً با محدوديّت‌هاي کاست، دارايي، حرفه و سن تقسيم شده‌اند.»
در زمانِ کارناوال، مفهوم يگانه زمان و فضا، باعث مي‌شود افراد حس کنند که بخشي از جمع هستند و در اين نقطه، فرد خود بودن را متوقّف مي‌کند. اينجاست که از طريق لباسِ سنّتي و نقاب، فرد بدن‌ها را مبادله مي‌کند و نو مي‌شود.
بر اساس تعريف باختين، کارناوال‌گرايي (Carnivalesque) به بروز ويژگي‌ها و کارکردهاي کارناوال در ادبيات اشاره دارد. اين ويژگي‌ها عبارتند از: شوخي، تنوع، بازي، توجه به بدن ، به رسميت نشناختن حقانيت و جايگاهِ سلسله مراتبي صاحب‌منصبان و سرپيچي از هنجارهاي فرهنگ رسمي.
آثار کارناوالي مي‌توانند مانند کارناوال‌ها فضاي مناسبي براي گفت‌وگويِ واقعي بين نظام‌هاي ارزشي گوناگون باشند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون