جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4427- تاریخ : 1397/12/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

 فلسفه‌اي براي سال نو! 

صديق قطبي
شوپنهاور در کتابِ «درباره حکمت زندگي» جمله‌اي از ولتر نقل مي‌کند که پيداست با آن موافق است:«اين جهان، هنگامي‌که ترکش مي‌گوييم، همان‌قدر احمقانه و پليد است که آن را به هنگام ورود يافتيم.»به گمان من فارغ از درستي يا نادرستي برداشت شوپنهاور از سرشت جهان، با مضمون ديگر سخن او، که جهان هنگامي‌که ترکش مي‌کنيم فرق چنداني با وقتي‌که به آن پا گذاشتيم ندارد، مي‌توان همدل بود. هرسال به‌وقت بدرقه‌ي سال کهنه و استقبال از سال نو، براي خود و همديگر آرزو مي‌کنيم که سالي خوش‌تر و بهروزانه‌تر ازآنچه پشت سر گذاشتيم، تجربه کنيم. آرزويي که اگر به تجارب گذشته‌ و سال‌هاي پشت سرنهاده بنگريم، محقق شدني به نظر نمي‌رسد.
کم‌وبيش سال نو به‌اندازه‌ي سال قبل گرفتاري و تباهي و جراحت‌هاي جسمي و رواني دارد. تجربه‌ به ما مي‌گويد که واقعيت جهان و مشخصات وجودي و سرشتي آدمي چندان دست‌خوش تغيير نمي‌شود. ظاهراً آرزوهاي ما در آغاز هرسال تازه، بيشتر نوعي تسلي‌دادن و دل‌خوشي بخشيدن است. نوعي دلگرمي فريب‌آلودِ ضروري که در غفلتي خودخواسته به همديگر مي‌بخشيم.
هم‌چنان که وقتي با بيماري که پزشکان جوابش کرده‌اند و مي‌دانيم که در حال سپري کردن روزهاي پاياني زندگي است و تزريق‌هاي مکرر مسکّن‌هاي قوي هم چاره‌ساز دردهاي او نيست، رفتار مي‌کنيم:‌ آرزوي بهبودي و سلامتي. و نفريني در لباس دعا: الهي زنده‌ باشي.(تا بيشتر درد بکشي)
گوينده و شنونده و اطرافيان همگي مي‌دانند که چه مي‌گويند و چه مي‌کنند. مي‌دانند که واقعيت با آنچه بر زبان مي‌رود، هم‌سو نيست. اما هم‌چنان به‌ضرورت تعارف فريبي شيرين باور دارند. به گمان من اين تعارف و مبادله‌ي فريب‌هاي آشکار، لازم است. در حقيقت به نظر مي‌رسد مضمون اصلي و زيرين اين آرزوها اين است: دلم مي‌خواهد فرداهاي بهتري داشته باشي، دلم مي‌خواهد زنده بماني، سالم باشي. اگرچه مي‌دانم آنچه دلم مي‌خواهد مطابق حساب‌وکتاب‌هاي رايج، محقق نمي‌شود. اما همين‌که دلم را نشانت مي‌دهم، همين‌که اعتراف مي‌کنم خوش داشتم جهان براي تو چگونه باشد، خود مي‌تواند تسلايي باشد براي تو.تعارف و تبادلِ آرزوهاي خوب ، خوب است. خوب است چراکه بيش از آن‌که چشم داشتن تغييري در واقعيت فردا باشد، اظهارِ نيت‌هاي خوب و محبت‌هاي صميمي است و هر آدمي از لمسِ قلب‌هاي خوب، تسلايي مي‌يابد.
اما اگر اين حرف‌ها دستمايه‌ي ايدئولوژي‌هاي ورشکسته نشود که در سوداهاي ناممکن، فردا را بدتر از امروز مي‌کنند، شنيدن و دل دادن به آن‌ها خوب است. با علم به آن‌که دروغ‌اند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون