جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4424- تاریخ : 1397/12/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي‌دانيم
تنها چيزي که نداريم زمان است!
آذر فخري
گفتنش هم آسان نيست. اين که ما ... هيچ‌کدام از ما نمي‌دانيم چه‌قدر زمان داريم. و دردناک تر از آن اين‌که باور نمي‌کنيم درست از وسط ماجرا وارد داستان زندگي در هستي شده‌ايم و به آخرنرسيده هم از آن خارج خواهيم شد.
ما حتي در فاصله دوقدمي که برمي‌داريم، ديگر همان عدم امنيتي هستيم که زمان در جان‌مان مي‌ريزد؛ اين‌که آيا گام بعدي به زمين خواهد رسيد يا نه! و آيا ما اين مقصد را که در پيش گرفته‌ايم تا آخر مي‌رويم؛ به خانه، به شهر، به هر جايي که تصميم گرفته‌ايم برويم مي‌رسيم يا نه؟!
زمان نامطمئن‌ترين پديده هستي است. و دقيقا مدام اين حس را در ما القا مي‌کند که هيچ‌چيز ابدي نيست... که ما هيچ‌چيز نداريم و قرار نيست چيزي با خودمان ببريم ... حتي اين جسمي را که تا اين اندازه از هر طرف مدام به آن چسبيده‌ايم و رتق و فتقش مي‌کنيم.
زمان با ما بازي مي‌کند... هر روز صبح که بيدار مي‌شويم فکر مي‌کنيم فرصت‌هاي بي‌شماري هنوزداريم که مي‌توانيم به کارهاي هرگز انجام نشده بپردازيم و کارهاي هرگز انجام نشده هم‌چنان در پس و گوشه‌هاي ذهن‌مان خاک مي‌خورد و در نهايت با رفتن ما.. و با رها شدن از توهم زمان، آن کارها تا ابد انجام نشده مي‌مانند.
حواس‌مان به خودمان هست و به روزهاي‌مان نيست. گاهي بايد به همان اندازه که به آينه نگاه مي‌کنيم، بايد به زمان هم نگاه کنيم و مدام به خودمان يادآوري کنيم که ما زماني نداريم...


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون