جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4414- تاریخ : 1397/12/12 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)

 زنگ ادبيات 

گفت‌وگو با مجتبي ويسي
محفل‌هايي که فضا را مسموم کرده‌اند
مجتبي ويسي با بيان اين‌که فضاي ادبي ما مسموم است مي‌گويد: محفل‌ها و باندهايي تشکيل شده که آثار خوب را به حاشيه مي‌راند.اين مترجم و شاعر در گفت‌وگو با ايسنا درباره تأثير ادبيات در نقد شرايط جامعه، اظهار کرد: دست‌کم در کشورهاي ديگر شاهد بوده‌ايم که ادبيات چه تأثيري در رفتار، منش، گفتار، طرز فکر و انديشه مردم سرزمين‌ها داشته است. به‌نظر من ادبيات و به‌طور کلي هنر، کاري مي‌کند که از ما انسان‌هاي بهتري بسازد؛ انسان‌هايي که به هم احترام بگذاريم و به محبت‌هاي هم توجه کنيم و به‌سمت يک جامعه ايده‌آل برويم؛ جامعه‌اي که بشر در آن بهتر زندگي کند و راحت‌تر عقايدش را بر زبان بياورد. ادبيات اين نقش را خيلي خوب ايفا مي‌کند.
ويسي افزود: اول بايد ببينيم که اين امکان به شاعران و نويسندگان ما داده مي‌شود تا با فراغ بال و آزادي عمل اين کار را انجام دهند و آن اندوخته، موارد و مسائل مورد نظرشان در اثرشان منعکس شود.مترجم «دوره‌گردها» و «رقص‌هاي جنگ» سپس با اشاره به محدوديت‌هايي که مانع نويسندگان هستند، گفت: از جمله اين محدوديت‌ها سانسور است که نمي‌گذارد نويسنده به شکل واضح و به‌طور درست و دقيق کار کند و او مجبور است خودش را سانسور کند تا نوشته‌اش مجوز بگيرد. اين يک مانع بسيار بزرگ در راه شکل‌گيري يک اثر است.او همچنين افزود: ما شاعران و نويسندگان خيلي خوبي داريم که مي‌توانند روي جامعه خودشان تأثير لازم را بگذارند و آن را به‌سمت ايده‌آل ببرند؛ اما در جامعه ما، فعلاً به دليل موانع و سدهايي که هست نويسندگان نمي‌توانند با آزادي عمل کار کنند.

به ياد اخوان ثالث
شاپور جورکش
ايبنا:نزديك به نيمه هاي اسفندماه 1397 دقيقا نود سال از تولد شاعر پرآوازه و موسيقي‌پژوه ايراني اهل خراسان، مهدي اخوان‌ثالث مي‌گذرد. «م. اميد» شعر فارسي که اگر زنده بود، حال بايد نودمين سال تولدش را جشن مي‌گرفتيم. شاپور جورکش، پژوهشگر و منتقد ادبي به مناسبت زادروز مهدي‌اخوان ثالث يادداشتي نوشته است.
ياد اخوان در سالروز ميلادش، تنها ياد شاعري نيست که همچون شاعران بزرگ همبوم‌اش، فردوسي و ناصرخسرو، به رغم ناداري و فقر در آخرين سال‌هاي زندگي، اين قيمتي لفظ در دري را به پاي خوکان نريخت؛ ياد او تنها به اين خاطر نيست که با گنجينه سترگ ادبي و فرهنگي‌اش، چه بسيار واژگان و ترکيب‌هاي باستاني را به فرهنگ امروزين کشاند؛ و نه فقط به اين خاطر که هم‌چون ابولفضل بيهقي بر سر ايمان خويش معامله نکرد و پيوسته در صف اول دفاع از اين کهن بوم و بر، نه گفتن را حداقل نشانه تعهد روشنفکري دانست و به آن عمل کرد.ياد اميد نه فقط ازاين جهت ماندگار است، که الگويي بود و عياري براي اندازه‌گيري ميزان شاعري. با او مي‌شود سنجيد که لزوم درک ادبيات کلاسيک براي يک شاعر معاصر، تا چه حد مي‌تواند گستره ذهن را غنا بدهد. اخوان ثالث، فقط يک شاعر نوگرا نبوده، که بگوييم صرفا در رده شاعران بعد از نيما قرار مي‌گيرد؛ بلکه، جايگاه او در کنار پيشگام شعر امروز، نيمايوشيج است، که هم‌عنان او در آفرينش فضاي شعرنو نقش داشته است. اين مدعا هنگامي معنا مي‌يابد که کار بزرگ نيما، يعني جايگزيني «من» متکلم وحده به «او»ي ابژه، صورت عمل بگيرد؛ آن‌وقت است که پژوهشگر پيگير تحول شعر ايران ، مي‌بيند که اخوان چه کمکي به شعر ايران کرده است. نيما درتلاش خود ناچار بود هم خشت بناي تازه را بزند، هم قالب خشت را عوض کند و هم بناي رفيع و درعين‌حال مطلق‌انگار سنتي را خشت به خشت با ديد نسبي‌نگر جايگزين کند. تحول و تکامل همه ابعاد و اجزاي شعر به شکل هم‌زمان، بعيد بود؛ نيما قالب را عوض کرد، خشت‌هايي خامي و پخته عرضه کرد؛ نظريه نوشت و شعرهايي بر اساس آن نظريه‌ها آفريد؛ اما کم‌اند و گاه خام، نمونه شعرهايي از نيما که بتوان در آن‌ها تمام تحولات شعر مورد نظر استاد راديد.شاگرد او، اخوان بود که بهترين نمونه‌هاي شعر آرماني استادش را در شعرهايي چون «کتيبه» و «خوان هشتم» را نوشت. البته اخوان در کتاب «بدعت‌ها و بدايع نيما» نمي‌تواند به درک درستي از ميدان ديد تازه نيما برسد.اميد وقتي شعرهايي چون «کتيبه» را آفريد که استادش ديري بود که رفته بود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون