جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4411- تاریخ : 1397/12/08 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(چهارشنبه)

 طنز 

خنده هاي بلند

مهدي طوسي

شمام وقتي تيم محبوبتون تو بازياي حيثيتي ميباخت بعدش ميرفتين تو پلي استيشن تلافيش رو در مياوردين يا فقط من اينجوري بودم؟!

**

‏کنار خونمون از صبح زود شروع کردن دارن ساخت و ساز ميکنن.ميخوام براشون چايي ببرم و وقتي رفتم بين شون ضامن نارنجک رو بکشم خودمو منفجر کنم!

**

دستم شکسته بود رفتيم گچ بگيرم دکتر از اتاق اومد بيرون ، بابام بهش گفت اقاي دکتر زنده ميمونه؟ دکتر برگشت تو اتاق گفت پسرم وقتشه مستقل بشي!

**

از وظايف پدر و مادر ميتوان به اعلام ساعت هر 15 دقيقه يک بار، بعد از ساعت 10 شب، اشاره کرد.

**

هيچ وقت فرق پليور و پالتو و کاپشن و ژيله و کت و هودي و سوييشرت و باروني و بادگيرو نفهميدم به همشون ميگم "ازينا که گرم مي کنن".

**

دوازده ترم دانشگاه ميرم يبار نشده يکي يه تنه بزنه جزوه هام بريزه. فيلما همش دروغ نشون ميدادن!

**

دخترداييم امسال معماري قبول شده، مامان بزرگم گير داده بهش که واسه چي رفتي «بنايي» رشته سختيه اذيت ميشي!

**

وقتي کار پيدا نمي کني و بيکاري مي گن: حتما توقعت زياده! حقوق آنچناني ميخواي؟ وقتي ميري سر کار باز مي گن: واقعا؟ اين همه درس خوندي حقوقت اينقدره؟


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون