جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4374- تاریخ : 1397/10/22 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)

 طنز 

خنده هاي بلند
عبدالكريم گشايش
طرف نصفه شب مزاحم شده بود!!
گوشي رابرداشتم ميگم بعله؟
ميگه: خوابيدي؟
ميگم: نه اينجا هوا روشنه
ميگه :عجب؟ مگه کوجايي؟؟
گفتم: من ايتاليام…
طرف ترسيد شارژش تموم بشه قطع کرد ديگه زنگ نزد!
**
يه روز سه نفر نشسته بودن جايي، يکيشون يه عدد مي گفت بعد همه شون هرهر مي خنديدن و ريسه مي رفتن.
يه نفر مي رسه ميگه آقا قضيه ي اين عددا چيه؟
ميگن ما حال نداريم جوک ها رو کامل تعريف کنيم واسه ي هر جوک يه عدد گذاشتيم. وقتي يکي مون اون عدد رو مي گه ما ياد اون شماره جوک مي افتيم و مي خنديم!
بهش مي گن حالا تو يه عدد بگو. طرف ميگه 37
يهو هرسه تا مي زنن زير خنده و از شدت خنده اشکشون در مياد مي گن اي ول دمت گرم اين يکيو تا حالا نشنيده بوديم!
**
نفر اول داشت نفر دوم رو مي زد و مي گف مي کشمت سيروس! يکي رد شد گف نزن گناه داره. نفر دوم گفت بزار بزنه من که سيروس نيستم!
**
توي رستوران، ليوان رو بر عکس گذاشته بودند روي ميز. طرف مي ره مي نشينه سر ميز، ميگه: اين چه ليوانيه که سر نداره؟! بر عکسش مي کنه، مي گه: چه جالب! ته هم نداره!
*
سازمان جهاني بهداشت اعلام کردم که از هر ده نفر4 نفر از بيماري دل درد رنج مي برند! طرف مي گه: يعني اون 6 تاي ديگه از بيماري دل درد لذت مي برن؟!
*
رفتم دندونپزشکي به دکتره ميگم آقاي دکتر اين دندون عقلم کج دراومده … اومدم حسابشو برسي!
دکتره ميگه يعني ميگي بکشمش؟!
پَ نه پَ ، گفتم دکتري ، يکم نصيحتش کني بلکه به راه راست هدايت شه!
**
نونوايي از جمعيت داره منفجر ميشه يك نفر اومده مي گه اينا همه توي صف هستند؟
گفتم پ نه پ اينا اومدن شاطرو تشويق کنن !
**
طرف خودشو دار زده، رفيقم مي گه به خاطر مشکلات زندگي اينکارو کرده ؟
گفتم پ نه پ مي خواسته نيروي کشش طناب رو اندازه گيري کنه !
**
ديدين تو اين فيلما وقتي ناراحتن موقع شام ميگن اشتها ندارم؟يه بار من هم براي کلاسش اين جمله رو گفتم.
بابام غذامو خورد.ديگه پشت دستمو داغ کردم از اين کلاس ها نذارم!
**
‏بچه بودم يه بار معلم موضوع انشا داد که اگر شما يک پرنده بوديد چه مي کرديد؟
منم نوشتم تخم مي ذاشتم. بهم صفر داد!
آيا اين رفتار درستي است با يک پرنده ي تخم گذار؟!
**
رفته بودم لبنياتي، ديدم يه نفر اومده با يه سطل
به فروشنده مي گه: آقا يه کيلو شير گاو بدين
فروشنده گفت: تو اين سطلي که آوردي يه کيلو شير گاو جا نميشه
طرف خيلي خونسرد گفت: پس لطفا يه کيلو شير گوسفند بدين!
**
انسان هاي ضعيف انتقام مي گيرند
انسان هاي قوي مي بخشند
انسان هاي باهوش ناديده مي گيرند
و انسان هاي خوش تيپ اصلا کسي را تحويل نمي گيرن!
**
انقدر بدم مياد وقتي داري با ذوق و شوق واسه بابا مامانت يه داستان خنده دار تعريف مي کني، بعد کم کم بحث مي کشه به درس زندگي و نصيحت!
**
‏دانشمندا تا كى مي خوان نسبت به اون آب سردى كه اول از دوش مياد بيرون بى تفاوت باشن؟
**
الان تنها نقطه ي مشترک بين من و پولدار‌ها اينه که هردومون جيب داريم!
**
‏واسه داداشم رفته بوديم خواستگارى
همه چيز خوب پيش مي رفت تا اينكه پدر عروس گفت شام تشريف داشتيد
بابام گفت نه ممنون چند جاى ديگه بايد سر بزنيم!
*
آيا مي دانستيد با نگاه کردن به دست بعضي ها مي توانيد از احساسات آنها مطلع شويد؟!
به عنوان مثال اگه دمپايي دستشون بود عصبانين!!!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون