جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4343- تاریخ : 1397/09/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)

 نغمه 

دشت‌هايي چه فراخ!
سهراب سپهري
دشت‌هايي چه فراخ!
كوه‌هايي چه بلند!
در گلستانه چه بوي علفي مي‌آمد!
من در اين آبادي، پي چيزي مي‌گشتم:
پي خوابي شايد،
پي نوري، ريگي، لبخندي.
پشت تبريزي‌ها،
غفلت پاكي بود، كه صدايم مي‌زد.
پاي ني‌زاري ماندم، باد مي‌آمد، گوش دادم:
چه كسي با من، حرف مي‌زد؟
سوسماري لغزيد.راه افتادم.
يونجه زاري سر راه،بعد جاليز خيار، بوته‌هاي گل رنگ
و فراموشي خاك.
لب آبي گيوه‌ها را كندم، و نشستم، پاها در آب:
«من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است!
نكند اندوهي، سر رسد از پس كوه.
چه كسي پشت درختان است؟
هيچ، مي‌چرخد گاوي در كـَرد.
ظهر تابستان است.
سايه‌ها مي‌دانند، كه چه تابستاني است.
سايه‌هايي بي لك،
گوشه‌اي روشن و پاك،
كودكان احساس! جاي بازي اينجاست.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون