جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4320- تاریخ : 1397/08/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(سه شنبه)

 عقل در برابر غريزه؛ چنان‌كه ويل دورانت مي‌نگارد 

هيوم معتقد بود که اگر عقل با رفتار کسي سازگار نباشد آن شخص بر ضد عقل خواهد ايستاد. زنون نيز عقل و استدلال را به باد استهزا گرفت و آن‌را پوچ دانست. با اين حال مردم يونان و رم که در عين لذت‎جويي، مردمي زاهد و اهل رياضت بودند، هرگاه عقل و غريزه را در مقابل هم مي‌يافتند به آساني از خرد پيروي مي‌نمودند. با گذشت زمان نيروي عرفاني که اميدها و آرزوهاي انساني را در برداشت و تسلي‌بخش ستمديدگان و تنگدستان بود از شرق به يونان تاخت و به‌راحتي جايگزين دنياي عقلاني شد.روسو انسان متفکر را حيوان فاسد خواند. کانت سخنان زنون را تکرار کرد که به اروپاييان گفت: «به خدا و اختيار و پايندگي روح معتقد باشند زيرا عقل در پذيرفتن اين‎که انسان با سعي و عمل به بهشت مي‌رود ناتوان است.»شوپنهاور عقل را بنده مطيع اراده و فرويد آن را پوششي بر غرايز خواند. امّا غريزه چيست؟ غريزه، واکنشي ست که آدمي براي رفع نيازمندي‎هاي دائمي خود بي‎آن‎که به تأمل و انديشه نياز داشته باشد نشان مي‎دهد، باز به‎عبارتي ديگر،غريزه تعلقات و خواست‎هايي از احساس و واکنش است که در سرشت آدمي نهاده شده است.دورانت، عقل را پاسخي کلي در مقابل وضعي کلي و در مقابل غريزه را پاسخي کلي به وضعي خاص مي داند که در آن نيازي احساس مي‎گردد. هر غريزه با حسي انفعالي همراه است و تقريبا در هر شخص در برابر هر غريزه، ضد آن نيز موجود است که عواملي هم‎چون محيط مي‎توانند يکي از آن‎ها را برگزيده و قوت بخشند.شايد براي زندگاني ابتدايي دوره شکار غريزه کافي بود اما آن‎جا که تمدن آغاز شد، ديگر نمي‎شد به غرايز اکتفا کرد، پس زندگي از عقل ياري جست. فيلسوفاني چون افلاطون و ارسطو عقل را به طرزي افراط گونه مي ستودند و «عقل را تکيه‎گاه حقيقت» مي‎دانستند. مي‎توان گفت استدلال و پيرو عقل بودن به خاطر محبوب بودن آن نيست، بلکه به دليل لزوم آن است. اما با تمام اين توصيفات، نيچه غريزه را باهوش‌تر از هر عقلي دانست!
کنفسيوس مي‌گفت:«فرق انسان و حيوان خيلي کم است ولي بعضي از مردم همين اندک را نيز دور مي‌اندازند.» در اين‌که هرآن‎چه بر انديشه ما بيفزايد ما را از يقينات و مأمن آرام‌مان دور مي‌نمايد شکي نيست اما زندگي بدون تعقل نيز آدمي را سزا نيست که «سقراط بودن و به زندان رفتن بهتر از ديو بودن و بر تخت نشستن»
لذات فلسفه/ ويل دورانت


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
ويژه نامه
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي