جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4320- تاریخ : 1397/08/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(سه شنبه)

 دل گويه 

فرصتي براي دوست داشتن مادر!
مادر تمام روز کار مي‌کند، در خيالات خود شاد و غمگين است، بي‌آن‎که کمترين امتيازي به خاطر شرايط خود توقع داشته باشد، صدايش صاف است، براي صحبت عادي خيلي بلند است اما وقتي آدم غمگين است و ناگهان اين صدا را پس از مدتي مي‌شنود، برايش خوب است.
الان مدت‎هاست که مدام شِکوه کرده‌ام که هميشه مريض هستم، اما هرگز مرض مشخصي ندارم که مرا وادار کند به رختخواب بروم.
اين اشتياق مسلماً بيشتر به اين واقعيت برمي‌گردد که مي‌دانم مادر چه‎قدر مي‌تواند باعث آسودگي خاطر آدم شود، مثلاً موقعي که روز به صورت رخوت‎آميزي به شب تبديل مي‌شود، از سر کار با نگراني و دستورهاي شتاب‎زده‌اش برمي‌گردد و يک بار ديگر باعث مي‌شود روز، که هنوز هم تا دير وقت پائيده،دوباره شروع شود و بيمار را از جا بلند کند تا به کمک مادر برود.
بايد يک بار ديگر چنين چيزي را براي خودم بخواهم، چون آن‎وقت مي‌بايد ضعيف شوم، از اين رو به هر چه مادرم مي‌کند خشنود مي‌شوم، و مي‌توانم با توانايي بيشتر خاص دوران سال‎داري براي خشنودي، از لذت کودکي کيف ببرم.
ديروز به فکرم رسيد که من هيچ‎وقت مادرم را چنان که سزاوارش است و من مي‌توانسته ام، دوست نداشته‌ام.
يادداشت‌ها/ فرانتس کافکا


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
ويژه نامه
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي