جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4316- تاریخ : 1397/08/10 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)

 نگاهي به زندگي ماکسيم گورکي نويسنده روس 

مهدي طوسي
آلکسي ماکسيموويچ پِشکوف متولد28 مارچ 1868 که با نام ماکسيم گورکي شناخته مي‌شود نويسنده اهل روسيه و شوروي، از بنيانگذاران سبک ادبي واقع گرايي سوسياليستي، فعال سياسي و پنج بار نامزد جايزه نوبل ادبيات بود.
پيش از موفقيت در حرفه نويسندگي به مدت پانزده سال در اقصي نقاط امپراتوري روسيه چرخيد و به کرات شغل عوض کرد. اثرات اين تجربيات بعدها در نوشته‌هاي او مشهود بودند. معروف‌ترين آثار گورکي عبارتند از: در اعماق (1902) ،مادر، بيست وشش مرد ويک دختر، آواي مرغ طوفان ،دوران کودکي.
او با دو نويسنده معروف روسي لئو تولستوي و آنتون چخوف در ارتباط بود و در خاطراتش به آن‌ها اشاره کرده‌است.
گورکي عضو فعال جنبش سوسيال دموکرات مارکسيستي بود و علناً با حکومت تزار مخالفت مي‌کرد. براي مدتي نيز با ولاديمير لنين و الکساندر بوگدانف از شاخه بلشويکي حزب همراه بود ولي بعدها به منتقد تند لنين تبديل شد و اورا شخصي توصيف نمود، بيش از حد جاه طلب، بيرحم و تشنه قدرت که هيچ مخالفتي را برنمي‌تابيد.
ماکسيم گورکي بخش عمده‌اي از عمرش را هم در دوران تزاري و هم بعدها در دروان شوروي، در تبعيد خارج از روسيه گذراند. در 1932 او با دعوت شخص استالين به اتحاد جماهير بازگشت و در ژوئن 1936 در آنجا در گذشت.
او در شهر نيژني نووگورود به دنيا آمد در يازده سالگي يتيم شد. مادربزرگش نگهداري او را عهده‌دار شد تا اينکه در سال 1880 در سن 12 سالگي از خانه گريخت. پس از اقدام ناموفق به خودکشي در 1887، به مدت پنج سال با پاي پياده به سفر در اطراف و اکناف امپراتوري روسيه پرداخت، شغل هاي متنوعي را امتحان کرد و تجارب بسياري اندوخت که بعدها دستمايه وي در نويسندگي شدند.
به عنوان روزنامه‌نگار و با نام مستعار يهوديل کلاميدا براي روزنامه‌هاي ايالتي مطلب مي‌نوشت. استفاده از نام مستعار گورکي مقارن بود با زماني که در تفليس براي روزنامه قفقاز کار مي‌کرد. اين نام در حقيقت منعکس‌کننده خشم خروشان او و عزم او براي واگويي حقايق تلخ زندگي در روسيه بود.
نخستين کتاب گورکي (مقالات و داستانها) در سال 1898 با موجي از موفقيت روبرو شد و حرفه او به عنوان نويسنده نيز از همين نقطه شروع شد. گورکي که بي‌وقفه مي‌نوشت به ادبيات بيشتر به عنوان کنشي سياسي و اخلاقي نگاه مي‌کرد که جهان را مي‌تواند تغيير دهد و نه به مثابه امري زيبايي شناختي (گرچه وي به سختي بر روي سبک و فرم نيز کار مي‌کرد). او به توصيف زندگي قشرها پايين دست، که در حاشيه جامعه زندگي مي‌کردند مي‌پرداخت. او مي‌کوشيد در لابلاي شرايط دشوار، وحشيانه و تحقرآميز زندگي، درخشش جرقه‌هاي انسانيت در اين مردمان را تصوير کند.آوازه گورکي به عنوان يگانه صداي ادبي فرودست‌ترين قشر جامعه و به عنوان مدافع پرشور دگرگوني اجتماعي، سياسي و فرهنگي روسيه فراگير شد.
در سال 1899 او آشکارا با جنبش نوپاي سوسيال دموکرات مارکسيستي همکاري مي‌کرد. اين ارتباط او را به چهره شناخته شده‌اي هم در ميان قشر روشنفکر و هم در ميان طبقه زحمتکش تبديل کرد.
ايمان به ارزش ذاتي نوع بشر جوهره آثار گورکي را تشکيل مي‌داد. آثار او تصويري است مرکب از افرادي که از کرامت ذاتي خود آگاهند و سرشارند از انرژي و ميل به تغيير، و همچنين کساني که در برابر شرايط تحقيرآميز به زانو درآمده‌اند. دستنوشته و نامه‌هاي او هر دو نمايانگر مردي نا آرام هستند که در تلاش است تا بر تقابل مدام ايمان وترديد، عشق به زندگي و بيزاري از فلاکت و فرومايگي دنياي انساني، غلبه کند.
ارتباط گورکي با بولشويکها بعد از انقلاب اکتبر رو به سردي گذاشت. يکي از کساني که او را مي‌شناخت به ياد مي آورد که چگونه چهره گورکي با شنيدن نام لنين " تيره، سياه وعبوس " مي‌شد. گورکي نوشت لنين به همراه تروتسکي " با سم کثيف قدرت مسموم شده‌اند" و حقوق افراد را قرباني روياهاي انقلاب مي‌کنند. گورکي نوشت لنين شيادي است که از شرف و زندگي پرولتاريا دريغ نمي‌کند. او توده مردم را نمي‌شناسد و هرگز با آن‌ها زندگي نکرده‌است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون