جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1864- تاریخ : 1388/10/29 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (سه شنبه)

  جواني; چهارمين فصل زندگي 

واژه جوان، در لغت تداعي کننده توانايي، بالندگي، اقتدار، سلامت، شادابي، سرور، سرزندگي، حرکت، فعاليت، جنب و جوش، صداقت و احساسات و نيز قطاري از اين واژه هاي زنده است. جواني در حقيقت دوراني از عمر است که از فرصت ها و توان ها آکنده مي نمايد; يعني اوج توانمندي انسان در اين سنين مي گذرد. شايد در مقام تشبيه بتوان اين دوران را در قالب اين تمثيلات پررنگ تر مطرح کرد:
از منظر و نگرش طبيعي، جوان يعني راس قله زندگي; از منظر زيبايي و زيبايي شناسي، جوان يعني گلستان و دوران شکوفه دهي زندگي، از وجه تمثيل به دريا، جوان يعني موج و برخاستن; از منظرگاه هوش و توان و استعداد، جواني يعني دوران بالاترين کشف ها و شدن ها; و از منظرگاه حرکت و روان شدن، جوان يعني بالاترين سرعت و رسيدن به اهداف.
دفتر زندگي فصل هايي دارد; نوباوگي، کودکي، نوجواني و جواني. جواني که چهارمين فصل از دفتر زندگي انسان است، همانند بهاري زيبا، روح بخش و پرتنوع است و با لذت هاي گوناگوني همچون تفريح، گفت و گوها، آراستگي ظاهري، نشست هاي خاطره آفرين و شيرين همراه است تا در آن، شخصيت، بينش ها و گرايش هاي انسان پخته شود و شکل گيرد. به دنبال اين مرحله، انتخاب هاي فرد يکي پس از ديگري فرا مي رسد، بنيان آينده استحکام مي يابد و بنيادهاي فکري - فرهنگي با تبلوري خاص رخ مي نمايد.
در ميان فصل هاي مختلف زندگي انسان، جواني از تمام جهت ها اهميت فراواني دارد. نقش اين دوره در ساختار زندگي فرهنگي، اخلاقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي انسان بسيار حساس است و بنيان هاي اساسي شخصيت هر فرد در اين دوره به شکل نهايي خود مي رسد. در حقيقت، اين دوره بهار عمر است و عقل و دين مقدس اسلام بر اهميت آن تاکيد مي ورزند. با فرا رسيدن بهار عمر، نه تنها بدن قوي ونيرومند مي گردد و عواطف و احساسات شکفته مي شود، بلکه شکوه جواني، به منزله زينت گران بها و پرفروغي به صاحبش زيبايي و کمال مي بخشد.
روزهاي جواني، رسيدن به بلندترين و والاترين جايگاه هاي زندگي است. روح جوانان پر از آرزو و سرشار از عشق و اميد است. پيش از دوران جواني، کودک ناتوان پيوسته به سوي نيرومندي پيش مي رود و هر سال قوي تر مي شود تا به سرمنزل کمال يعني جواني و اوج قوت برسد; البته پس از دوران طلايي جواني، دوباره به سوي فرسودگي وناتواني گام برمي دارد.
برخي از صاحب نظران، دوره جواني را دوران پختگي، يا مرحله اي مي نامند که استعدادها و توانايي هاي بالقوه آدمي به رشد کامل مي رسد. آنها معتقدند فرايندهاي اساسي که در دست يابي پختگي هيجاني دخالت دارد، عبارت است از: اعتماد به نفس، برداشت روشن از واقعيت هاي جامعه، کنترل پرخاشگري، هدف هاي عقلاني و برداشت درست از توانايي هاي خود. همچنين، جوان از نظر آرماني بايد مستقل و متکي به خود بوده، خواسته هايش را به منظور هماهنگ کردن آنها با نيازها و آرزوهاي ديگران به نحو شايسته مهار کند. رفتار جوان بايد به نسبت قابل پيش بيني بوده، نيازهاي شخصي اش در خصوص موازين اخلاقي، معقول و قابل تعديل باشد، نيز آگاهي از امکانات و محدوديت ها و ارتباط و تاثير آنها بر روي کار، بازي و استراحت، نقش مهمي در زندگي آينده جوان ايفا مي کند.
جوان، نوگرا و تاثيرپذير است. او همواره مي کوشد محيط اطراف را هم رنگ ذهينت خودسازد، جامعه را با آرمان هايش همسو کند و بر فکر و انديشه تازه اش مهر تاييد زند. جوان آسيب پذير و عاطفي است. احساس و عاطفه، نهال وجودش را در مقابل توفان عشق هاي کاذب، آسيب پذير مي کند. جوان الگوپذير و جستجوگر است. او در پي آن است که خود را در کسي پيدا کند يا خويش را چنان در الگويش فاني سازد که همچون او بگويد و زندگي کند. جوان لبريز از جوشش و نيروست. او دوست دارد آنچه در ظرف وجودش موج مي زند، به کرانه هاي زندگي هدايت کند و به فکر، فرهنگ و آداب جامعه بقبولاند. جوان آرمان خواه و پندارگر است. در فردا به سر مي برد، با آرزوهايش زندگي مي کند و همواره در ذهنش آينده خويش را به تصوير مي کشد. جوان خودنگر و خودباور است. او خود را مي بيند و خود را مي آرايد و متاع علم و فرهنگ و هنر خويش را عرضه مي کند.
در آيه 54 سوره مبارکه روم، عمر انسان براي زندگي در اين دنيا به سه دوره تقسيم شده است که با ناتواني آغاز مي شود و دوباره به ناتواني برمي گردد. در ميان اين دو دوره ناتواني که همان کودکي و پيري است، دوره توانمندي و جواني قرار دارد. در اين آيه مي خوانيم: «پروردگارتان کسي است که شما را در آغاز از جسمي ناتوان (نطفه) بيافريد. آن گاه پس از ناتواني (کودکي)، شما را توانا کرد و دوباره از توانايي و نيروي جواني به سستي پيري برگرداند.»
در بهار جواني، بنيان شخصيت ها استحکام مي يابد و فردا و فرداهاي زندگي ترسيم مي شود. در اين دوران، از نيروي انديشه و تدبير کمتر استفاده شده و آثار و برکات جواني در هاله اي از غريزه ها پوشيده مي ماند. به همين دليل اين تحفه الهي، براي ناآگاهان نوعي جنون دانسته شده است. جواني دوره اي ارزشمند است که فقط کساني که آن را از دست داده اند، به ارزشش پي مي برند.
کيمياگونه بودن جواني در سخن رسول اکرم صلي الله عليه و آله به اين شکل پديدار مي شود که آن حضرت، جوانان را به پختگي، انديشمندي و استفاده از تجربه ديگران فراخوانده و در سخني کوتاه، بلنداي اين حقيقت را به اين صورت آشکار مي سازد که: «بهترين جوانان شما کسي است که پيشه پيران در کارآزمودگي، احتياط و هوشمندي باشد، و بدترين پيران شما کسي است که همچون جوانان شتابزده، پرهيجان و غافل عمل کند.»
يکي از ويژگي هاي نيکو در دوره جواني، گرايش به هرگونه خير و نيکي است. تلاش براي به دست آوردن صفات پسنديده و آموختن دين، از جمله نيکي هايي است که جوان به آن گرايش دارد. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به اطرافيان خود درباره جوانان سفارش کرده و مي فرمايد: «به شما سفارش مي کنم با جوانان به خوبي و نيکي رفتار کنيد; چرا که آنان نازک دل ترند. وقتي خداوند مرا به پيامبري برانگيخت، جوانان به من گرويدند و ياري ام کردند، و بزرگسالان به مخالفت برخاستند.»
همچنين نقل شده که يکي از شاگردان امام صادق عليه السلام که براي تبليغ احکام به بصره رفته بود، هنگام بازگشت به مدينه، به آن حضرت از کم علاقه گي مردم به آموختن احکام خبر داد. امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمود: اين امر طبيعي است; زيرا بسياري از مردم گرفتار دنيا هستند. شما بايد به جوانان بپردازيد که هنوز گرفتار دنيا نشده اند: «بر شما باد به پرداختن به جوانان; زيرا آنان نسبت به ديگران در انجام کارهاي نيک شتاب بيشتري دارند.»
پاکي، از مهم ترين ويژگي هاي دوره جواني است. بنابراين، جواني را بايد بهترين دوره زندگي انسان دانست که در آن مي توان با تزکيه نفس، به قرب الهي رسيد و پيش از فرا رسيدن پيري و هجوم دل بستگي هاي گوناگون به آدمي، خود را با اخلاق نيکو آراست. پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «برتري جوان عابدي که در جواني راه بندگي پيش گرفته است، بر پيري که در بزرگسالي به عبادت روي آورده، همچون برتري فرستادگان الهي بر ديگر مردمان است.»
اسلام به جوانان اهتمام ويژه اي دارد و در مورد شيوه برخورد با آنها فراوان سخن گفته است. حضرت صادق عليه السلام در اين باره فرمود: «آيا نمي داني که خداوند متعال احترام خاصي براي جوانان شما قائل شده است؟» اميرمومنان علي عليه السلام نيز مي فرمايد: «قلب جوانان مثل زمين خالي و آماده بهره برداري براي کشت است که هر چه در آن کاشته شود، محصول مي دهد» نيز در احاديث ديگري آمده که قلب جوانان، آماده تر از قلب بزرگسالان است و جوان زودتر حق را مي پذيرد.
جوانان همواره موضوع اصلي مکتب تربيتي انبياي الهي بوده اند و انقلاب هاي پيامبران، معمولا با پشتيباني اين نسل به نتيجه رسيده است. در آغاز دعوت پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله ، بيشتر پيروان حضرت را جوانان تشکيل مي دادند. اين نشان مي دهد که فطرت جوانان پاک و دست نخورده است و آنها ضمن پذيرش سريع حق، حاضر به تحمل هر گونه سختي و دشواري بوده و هستند.
نشان بندگي، نشاني است زرين که مايه افتخار و خوش بختي صاحب آن است. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در اين باره فرموده است: «دوست داشتني ترين آفريده ها نزد خداوند متعال، جواني است زيبارو که جواني و زيبايي خود را براي خدا و طاعت او قرار دهد. پروردگار به چنين شخصي بر فرشتگان مي بالد و                       مي فرمايد: همانا که اين نوجوان و جوان، بنده من است.»
در دوره نوجواني، ارزش ها وقتي ادراک مي شود که در نمونه هاي انساني و قالب اشخاص مجسم شوند، ولي تخيل نيرومند جوان، او را از مرحله شگفتي به مرحله ادراک ارزش ها مي رساند.
توانايي حافظه نيز در اين دوره رشد مي کند; زيرا حافظه يک استعداد است و بدين گونه، جوان مي تواند مسائل را حفظ نمايد.
قدرت تخيل در جوان در اوج است و در پرتو اين نيرو، بسياري از دشواري ها براي او حل مي شود. قدرت تخيل، توان نظريه پردازي را به جوان مي دهد و او مي تواند به جست و جوي جنبه هاي گوناگون مسائل بپردازد. جوان در پرتو تخيل، دنيايي زيبا را در آينده اي نزديک براي خود تصوير مي کند و اين وضعيت، بسياري از دردهاي دروني او را کاهش مي دهد. اين حالت رواني، قوه تخيل را توسعه مي دهد و به ذهن جوانان، نيروي خلاق                        مي بخشد. نيز حس نوآوري را در ضمير جوانان بيدار مي سازد و آنان را براي نوسازي و به دست آوردن کمال هاي تازه تر آماده مي کند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون