جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4277- تاریخ : 1397/06/22 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم
گاهي هستيم، گاهي نيستيم؛ داستان چيست؟!
آذر فخري
«بدون يا نبودن»! اين يک پرسش ازلي-ابدي است. يک پرسش وجودشناختي. پرسشي که براي همه پيش نمي‌آيد.
بعضي‌ها هم وقتي با اين پرسش مواجه مي‌شوند، مي‎گويند چنين سوالي، صرفا دغدغه‌ي آدم شکم‌سيري است که هشتش گرو نُه‌اش نيست، که چرخ زندگي‌اش روي روال عاديِ عادت‌هايش مي‌چرخد و هر روز را مجبور نيست با نقشه‌ها و دلهره‌هاي تازه آغاز کند.
شايد آن‎هايي که از اساس با اين پرسش مخالف‎اند، حق داشته باشند.شايد يافتن پاسخي براي اين پرسش، نتواند هيچ مشکلي از زندگي هيچ بني‎بشري حل کند. اما وجودش را نمي‎توان ناديده گرفت. پرسشي است که هست؛ چه ما را درگير کند چه نکند. چه حرص‎مان را دربياورد، چه ما بي‎خيالش شويم.
هستن، هستي داشتن و اعتقاد به جاودانگي و ادامه زندگي پس از مرگ؛ دغدغه‎ي ذهني تمامي بشريت از سپيده‎دم آفرينش بوده است. اين پرسش را حتي آن بدوي غارنشين بيست هزار سال پيش هم از خودش پرسيده است وقتي که داشته بر روي ديواره‎ي غار، با زغال نقاشي مي‌کشيده.براي او شايد چراييِ هستن و بودن، اگر پاسخ مي‌يافت، با پاسخ‌هاي امروز ما متفاوت بود.
اما مهم پاسخ نيست. پاسخ‌ها در مورد چنين پرسش‌هايي همواره شخصي‌اند. مهم اين است که بودن يا نبودن، هستي و نيستي، علي‎رغم همه دغدغه‌ها و دردسرهاي زندگي، پرسش اساسي ذهن ما باشد.چنين پرسش‎هايي، به زندگي‎مان معنا مي‎بخشند و داستان ما را مي‎سازند. داستاني که بايد آن‎را زندگي کنيم... و اين همان دور تسلسلي است که از قضا، اين‎بار، باطل نيست!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي